ـــ فرهنگ ایران

زبان‌ها و گویش‌های ایرانی : گویش گورانی گوراجوبی

۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۳ ۲ دیدگاه

زبان‌ها و گویش‌های ایرانی را دریابیم

گویش گورانی گوراجوبی در آستانه‌ی انقراض

.
.

  • سروش شهبازی

کارشناس ارشد فرهنگ و زبان‌های باستانی ایران

.

این مطلب برای اولین بار در فصل‌نامه فروزش (شماره ششم، تابستان و زمستان ۱۳۹۲) منتشر گردید و با موافقت سردبیر محترم ماهنامه در سایت میراث فردا بازنشر می‌شود.

.

موقعیت جغرافیایی و قلمرو مکانی گویش گورانی

موقعیت جغرافیایی و قلمرو مکانی گویش گورانی

(گزیده‌ای از مقدمه‌ی فصل‌نامه: روستای گوراجوب مرادبیگ به‌ علت ساخت و آبگیری سد زمکان تخلیه شد و به خاطره‌ها پیوست. با متروک شدن این روستا، زبانی منحصر به‌ فرد نیز در آستانه‌ی انقراض قرار گرفت.
گوراجوب دهستانی است متشکّل از چهار روستا به نام‌های «گوراجوب مرادبیگ»، «گوراجوب قشلاق»، «گوراجوب باباکرم» و «گوراجوب زیدعلی» در منطقه‌ی گوران در غرب استان و شهر کرمانشاه و از توابع شهرستان دالاهو، بخش گهواره. گوراجوب از روستاهای به اصطلاح سلطان‌نشینِ گوران است که بخشی از شناسنامه، مفهوم و تاریخ و فرهنگ گوران را رقم می‌زند؛ به‌ویژه گویش گورانی و منحصر به فردِ دو روستای یادشده.) ادامه ی نوشته

عشایر کوچروی تالش: مقاله نخست

۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۳ بدون دیدگاه

موسسه­‌ی میراث فردا در سال ۱۳۸۶، به منظور بازشناسی و ثبت و ضبط فرهنگ عشایر کوچروی تالش، طرح مطالعات مردم­شناختی گسترده­ای را آغاز کرد. بعد  از مراحل اولیه­‌ی کار و سفر اکتشافی به منطقه ( اسفند ماه  ۱۳۸۶ )، مطالعات اسنادی در سال ۱۳۸۷ توسط یک گروه پنج نفره انجام گرفت و در سال ۸۸ با اعزام دو گروه پژوهشی، پژوهش‌­های میدانی و مردم­نگاری آغاز شد که تا خرداد ۸۹ به طول انجامید.

از فروردین ۱۳۹۰ نیز کار تولید فیلم «کوچَ کوچ» بر اساس مطالعات میدانی انجام یافته  آغاز و پس از ۱۴ مرحله فیلمبرداری در اسفند همان سال پایان یافت.

مقاله­­‌ی زیر، حاصل پژوهش­های میدانی پژوهش‌گران موسسه می‌­باشد که در مراحل مختلف کوچ و در کنار یک خانواده‌­ی کوچرو قرار گرفتند، با آن­ها زندگی کردند، کوچ کردند و حضور آن­ها به ارتباط عمیق و مشارکت گروه با اعضای خانواده انجامید.

تغذیه در میان عشایر تالش

جلال جعفرپور

چکیده

کوچ، شیوه‌­ی معیشتی است که بسیاری از عناصر فرهنگی را در خود حفظ کرده است. بررسی این تحقیق، معیشت عشایر تالش با تکیه بر نوع غذاها، شیوه تهیه و موارد استفاده آنها می‌باشد. ادامه ی نوشته

نوروز در سفرنامه‌ها (بخش دوم)

۱ فروردین ۱۳۹۳ بدون دیدگاه

از سفرنامه‌ی جِملی کارِری Gemelli Careri، (سال نودر ایران)

سفرنامه‌ها، حاوی مطالب جالبی هستند که ذهنیت و تصاویر مفید و قابل توجهی از مکان‌ها و مردمان روزگاران ارائه می‌دهند. در اینجا قصد داریم مطالبی را که در مورد مراسم نوروز، در برخی از سفرنامه‌ها عنوان شده، بیان کنیم.

سفرنامه‌ی جملی کارری، متضمن یادداشت‌هایی در زمینه‌ی مشاهدات و مطالعات این جهانگرد ایتالیایی در شهرهای جلفا، تبریز،‌ قم، اصفهان، شیراز، بندرلنگه و روستاها و دهکده‌های ضمن راه است. این سفرنامه، از مدارک جالب و ارزشمندی است که وضع عمومی کشور ما را در اواخر دوران صفویه تشریح می‌کند. و از آن جهت مفید و قابل بررسی است که با ظرافت تمام، مشاهدات خود را از شهرهای ایران و مردم و آداب و رسوم آنان بیان کرده است.

کارری در سال ۱۱۰۵ هـ ق، زمان سلطنت شاه سلیمان صفوی،‌ به ایران آمده، در مراسم تاجگذاری شاه سلطان حسین شرکت کرده و آنچه را دیده و شنیده،‌ مانند نقاشی چیره‌دست،‌ به روی کاغذ آورده است. و از اوضاع مردم در اواخر دوره‌ی صفویه سخن می‌گوید و اگرچه اعتقادات و آداب و رسوم آن زمان تفاوت فراوانی با فرهنگ امروز جامعه‌ی ما دارد،‌اما چون از نگاه دقیق جهانگرد ایتالیایی، به وقایع نگریسته شده،‌ جالب توجه است. ادامه ی نوشته

نوروز در سفرنامه‌ها (بخش اول)

۲۹ اسفند ۱۳۹۲ بدون دیدگاه

از سفرنامه‌ی فرد ریچاردز/ (سال نو در اصفهان)

سفرنامه‌ها، حاوی مطالب جالبی هستند که ذهنیت و تصاویر مفید و قابل توجهی از مکان‌ها و مردمان روزگاران ارائه می‌دهند. در اینجا قصد داریم مطالبی را که در مورد مراسم نوروز، در برخی از سفرنامه‌ها عنوان شده، بیان کنیم.

فرد ریچاردز، ‌عضو انجمن سلطنتی نقاشان و حکاکان انگلستان، در اوایل قرن حاضر، یعنی در نخستین سال‌های حکومت پس از قاجار، به ایران سفر می‌کند. زمانی که ایران سال‌های نخستین ورود ماشین و تکنولوژی را تجربه می‌کرد؛ هنوز خط آهنی وجود نداشت، بازار واپسین روزهای شکوه پر زرق و برق خود را از سر می‌گذراند و هنوز کلاه پهلوی به جای عمامه‌های رنگارنگ ننشسته بود. مهارت ریچاردز در فن نقاشی و حکاکی، با ذوق نویسندگی و شاعریش در نگارش این کتاب، سبب شده تا سفرنامه‌ی او پس از انتشار در کشورش توجه زیادی را به خود جلب کند.

در این سفرنامه، خواننده با بسیاری از آداب و رسوم و وضع اجتماعی ایران در آن زمان، آشنا می‌گردد. نوشته‌ی زیر، بخشی از مطالب سفرنامه‌ی فرد ریچاردز است که با عنوان «نوروز»، در کتاب آمده است. ریچاردز در آن سال، ‌نوروز را در اصفهان گذرانده و شرح توصیفات خود را این‌گونه آورده است: ادامه ی نوشته

فقدان هنرمندان نمایش‌های سنتی ایران

۲۷ اسفند ۱۳۹۲ بدون دیدگاه

«سعدی افشار» و «مرشد ولی‌الله ترابی»«سعدی افشار» و «مرشد ولی‌الله ترابی»، دو پیشکسوت عرصه‌ی نمایش‌های سنتی ایران،  از رفتگان سال ۹۲ هستند. هنرمندانی که کمتر در تاریخ نمایش ایران تکرار خواهند شد.

سعدی افشار با نام کامل سعدالله زحمت‌خواه، پیشکسوت نمایش‌های سنتی سیاه‌بازی و تخت حوضی، در ۳۰ فروردین ۹۲ پس از تحمل یک دوره‌ی طولانی بیماری به علت عفونت ریوی و پوکی استخوان در خانه شخصی خود در تهران درگذشت.

سعدی افشار، تنها بازمانده‌ی بازیگران نسل سیاه‌باز در نمایش‌های روحوضی در ایران بود که برای نخستین بار در سال ۱۳۳۰ روی صحنه رفت.

متاسفانه از تکنیک‌های هنری سعدی افشار نیز هیچ کتابی تهیه نشد و سعدی افشار با همه‌ی تکنیک خود جامعه تئاتر ایران را تنها گذاشت. «عالیجناب سیاه» تنها کتاب منتشر شده درباره سعدی افشار، روایت‌کننده زندگی و خاطرات این هنرمند بی‌بدیل است. ادامه ی نوشته

چهارشنبه سوری

۲۶ اسفند ۱۳۹۲ بدون دیدگاه

چهارشنبه سوری

 
برنامه رادیویی «فرهنگ مردم» و تلاش‌های ارزشمند مرحوم انجوی شیرازی در طول سال‌های ۵۷ ـ ۱۳۴۱، سبب شد که بسیاری از مردم به صورت خودجوش و داوطلبانه با این گروه برنامه­ساز همکاری کنند. در این گروه، پژوهش‌گران بومی که نخست «پیشه‌ور» و بعدها «فرهنگ‌یار» نامیده شدند، با فراگیری شیوه‌های گردآوری اطلاعات، آثار ارزشمندی را در قالب گزارشات مکتوب، اسناد، نسخ خطی، اشیای مادی، کاست‌های صوتی و..، به نهاد فرهنگ مردم ارسال نموده و به تقویت هرچه بیشتر برنامه‌های آن کمک کردند.

مقاله‌­ی «آیین‌ها و مراسم چهارشنبه‌سوری در فرهنگ عامه» حاصل تلاش‌های این فرهنگیاران است که توسط شهرزاد دوستی و المیرا شاهرودی به رشته‌ی تحریر درآمده، و در شماره­ی ۲۷ فصلنامه­ی فرهنگ مردم ایران، در مرکز تحقیقات صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران(زمستان ۱۳۹۰) چاپ شده است.

به بهانه‌ی استقبال از نوروز، بخشی از این مقاله در سایت میراث فردا و در اختیار علاقه­مندان قرار گرفته است. ادامه ی نوشته

سیر تاریخی مدرنیته در ایران(بخش دوم)

۲۴ اسفند ۱۳۹۲ بدون دیدگاه

 

آتیه عارف‌پور

ایران، گذرگاهی است میان آسیا و آفریقا و اروپا و در طول قرون انسان‌ها و اندیشه‌ها و کالاها از آن گذشته و از شرق به غرب و از غرب به شرق رفته‌اند. ایران در سراسر این دوران، تاثیرپذیر وتاثیرگذار بوده است. در ایران تمدن‌های هندی، بودایی و چینی با تمدن‌های سامی برخورد کرده‌اند و از راه جنوب نیز، ایران با تمدن‌های آفریقایی در تماس بوده است. نقش ایرانیان در دریانوردی اقیانوس هند و روابط ایران و هند، پیش از اسلام و پس از آن را باید در سرگذشت مهاجرت پارسیان به هند و اهمیت گجرات در بازرگانی منطقه، جستجو کرد. اما برخورد ایران با تمدن غرب، بعد از برخورد ایران با  اسلام، مهم‌ترین پدیده‌ی فرهنگی تاریخ ایران است . اکثر مورخان سرآغاز این برخورد را دوره‌ی صفوی می‌دانند و رفت و آمد سیاحان و یا چند جنگ نا فرجام در خلیج‌فارس را نشانه‌ی این برخورد می‌شمارند. به گمان ما، این دو دوره فقط در حد دوره‌ی آغازین روابط سیاسی و بازرگانی با غرب اهمیت دارد، روابطی که در آن دوران پایدار و مرتب نبود. در این زمان، ایران به قدرت خود افتخار می‌کرد، وحدت مملکت عملی شده و اصفهان، مرکز آمد و رفت سفرا و بازرگانان فرهنگی شده بود. این آمد و رفت‌ها و هدایایی که فرنگیان می‌آوردند، موجب خشنودی شاهان بود و لباس و رفتار و اطوار فرنگیان، اسباب سرگرمی مردم اصفهان گشته بود. می‌توان گفت در آن زمان، هیچ‌گونه آگاهی درستی درباره‌ی فرهنگ وجود نداشت و آگاهی مردم فرنگ از ایران نیز به نوشته‌های اغراق‌آمیز چند سفرنامه‌نویس محدود می‌شد. در این زمان اروپا برای ایرانیان، اسطوره‌ای است خیال انگیز؛ سرزمین عجایب و سرزمین کفار که نمی‌تواند سرمشقی برای مسلمانان باشد و اصولا نیازی هم به آشنایی و رابطه با آن احساس نمی‌شد. ادامه ی نوشته

مدرنیته‌ی ایران(بخش اول)

۲۳ اسفند ۱۳۹۲ بدون دیدگاه

 

آتیه عارف‌پور

مقدمه:

در ده سال گذشته، مفهوم مدرنیته از توجه خاصی میان روشنفکران ایرانی برخوردار شده است. عناوینی چون معمای مدرنیته، نقد عقل مدرن، مدرنیسم و سنت از جمله کتاب‌هایی است که در ده سال اخیر، در ایران مورد نظر واقع شده‌اند. پل دومان منتقد ادبی بلژیکی-آمریکایی در مورد مدرنیته می‌گوید: مدرنیته میل رسیدن به شروع جدیدی است همراه با خواست از میان برداشتن هر آنچه از قبل وجود داشته.

حال این سوال مطرح است که آیا ایرانیان، مدرن هستند؟ مدرن بودن یعنی چه ؟ مدرنیته چیست؟ به هنگام تغییر قرن، چه راهبردهایی برای ورود به مدرنیته یا دست شستن از آن وجود دارد؟

بر فرض که جامعه‌ی ایرانی حقیقتا جامعه‌ای مدرن است اما این جامعه‌ی مدرن، چقدر از کشورهای مدرن غربی متمایز است؟ آیا نیازی به آن هست که از «مدرنیته‌ی ایرانی» سخن بگوییم؟ یعنی عبارتی را به کار بندیم که در تضاد با «مدرنیته‌ی بالغ یا پیشرفته‌ی» غرب، «مدرنیته‌ی بدوی یا ناقص» نامیده شود؟

جوامعی مثل ایران یا کشورهایی شبیه ما، جوامعی که باورهای متافزیکی قوی دارند، در جوامعی که ادای احترام به سنت‌ها ریشه‌ی قدرتمندی دارند، درک مدرنیته نمی‌تواند خالی از ترس و تردید باشد. زیرا می‌کوشد تا مدرن باشد، زیرا که می‌خواهد فرزند زمان خویش باشد، ولی در عین حال فردی سنتی است چون که به هنجارها و معیارهای سنتی خود پایبند است و ناخودآگاه آنها را باز تولید می‌کند. ادامه ی نوشته

«نگاهی گذرا به به کوشش‌های فرهنگی ایرج افشار»، به مناسبت سومین سالگرد درگذشت وی

۱۹ اسفند ۱۳۹۲ بدون دیدگاه

سید صادق سجادی(معاون پژوهشی و دبیر بخش تاریخ مرکز دایره‌المعارف بزرگ اسلامی)

ایرج افشارفعالیت پژوهشی ایرج افشار به آخرین سال‌های تحصیلات دبیرستانی او بازمی‌گردد. ۱۵ ‌سال بیشتر نداشت (۱۳۱۹ش) که به همکاری با مجله آینده پرداخت؛ نشریه‌ای که پدرش شادروان دکتر محمود افشار بنیان نهاده بود و به زودی به یکی از نشریات فرهنگی درجه اول در زمینه تاریخ و فرهنگ جهان ایرانی تبدیل شد. ایرج افشار پس از مرگ پدر، مدیریت آن را برعهده گرفت و طی ده‌ها‌ سال بعد، تا وقتی انتشار آن مجله متوقف شد، همواره دل در گرو نشر آن داشت. تجربیات ایرج افشار در این زمینه، او را به سردبیری و مدیریت و انتشار چند نشریه دیگر برانگیخت. مجموعه‌ی فرهنگ ایران‌زمین، مجله‌های ادبی و پژوهشی و کتاب‌شناسانه مهر، راهنمای کتاب، کتاب‌های ماه، ایران‌شناسی، سخن و تعدادی دیگر که همه از بهترین نشریات ایران به شمار می‌آمدند و هنوز هم به ندرت می‌توان نشریاتی در آن سطح در ایران سراغ گرفت، از آن جمله‌اند. ادامه ی نوشته

نگاه مختصری بر تاثیر نوای موسیقی زار بر بهبود بیماران (اهل هوا)

۲ بهمن ۱۳۹۲ بدون دیدگاه

آتیه عارف‌پور

موسیقی زار

عکس از سایت سه‌نسل

گرایش به موسیقی و صدای خوش و نیکو در تمامی افراد وجود دارد. صرفنظر از سن، جنس، نژاد و مذهب و ملیت، موسیقی زبانی است که اجزاء آن جهانی است و مریدان بسیاری دارد که به زبان‌های مختلفی صحبت می‌کنند. موسیقی با هر فردی و به هر گونه‌ای به سخن می‌نشیند.

در اسطوره‌شناسی انسانی نیز، صدا مکانی ویژه دارد که از ابتدای انسانیت در بالاترین موقعیت‌ها قرار داشته است. در بسیاری از اساطیر، آفرینش جهان با یک صدا آغاز شده است. صدا گاه با خود آفرینش یکی پنداشته می‌شده است. در هندوئیسم، برهما به معنای کلام مقدس و سرود است و از دهان برهماست که نخستین خدایان بیرون می‌آیند و شیوا خدایی است رقصنده که جهان را با نواختن سی‌تار[۱] و طبل و نی اداره می‌کند. در اسطوره‌شناسی چینی، بسیاری از خدایان تنها با فریاد و با نواختن آلات موسیقی عمل می‌کنند. ادامه ی نوشته