میراث نشاط‌ آور مردم ایران در ماهنامه‌ی «سرزمین من»

۱۷ خرداد ۱۳۹۳ بدون دیدگاه

پنجاه و ششمین شماره‌ی ماهنامه ایران‌شناسی و ایرانگردی «سرزمین‌من» ویژه‌ی خرداد ۹۳ منتشر شد. پرونده‌ی اصلی این شماره از مجله به مراسم عروسی اقوام ایرانی، میراث ماندگار و نشاط‌ آور ایرانیان اختصاص دارد.

sarzamin e man

در این شماره‌ی «سرزمین ‌من»، گزارش‌ها و مقالاتی به همراه تصاویری درباره عروسی‌های ایرانی، وضعیت محیط‌ بانان ایران، مجموعه آثار یک نقاش روس در دوره ی قاجار و همین‌طور راهنمای سفرهایی برای ماه خرداد، در دسترس علاقه‌مندان قرار گرفته است.

در بخش «مردم ایران» این شماره از ماهنامه، برای معرفی بخشی از مراسم عروسی در میان اقوام مختلف کشور، به سراسر ایران سفر کرده. و با همراهی تصاویر متنوع، به معرفی آئین‌های عروسی مردم ایران، که نمودی از میراث فرهنگی ناملموس سرزمین ایران است پرداخته است.

در بخشی از این گزارش که به نام «میراث شادمان»، به چاپ رسیده، آمده است:

بعضی از زبان‌شناسان،‌ واژه‌ی عروس را کلمه‌ای فارسی- عربی می‌دانند که ایرانیان در گذشته به او «وَیوگ» یا «بَیوگ» هم می‌گفتند. داماد هم از دیرباز همان داماد و «نوکدخدا»ی جشن، بوده و هست.

در ادامه، به بخشی از مراسم عروسی که در این پرونده به همراه عکس آمده است، اشاره می‌کنیم: ادامه ی نوشته

گفت‌وگوی اختصاصی با رزلا راگازی؛ مستندساز و استاد انسان‌شناسی

۱۷ خرداد ۱۳۹۳ بدون دیدگاه

مستندساز باید شجاع و جسور باشد

گفتگو: مریم باقری

rozla ragazii

رزلا راگازی، متولد رم و استاد انسان‌شناسی رسانه، موزه‌شناسی و فرهنگ تصویری است. زمینه‌ی اصلی پژوهش‌های او عبارتند از: رسانه و انسان‌شناسی، ارتباطات، پرفورمنس، مهاجرت، دوران کودکی و سینمای اقلیت‌ها.

سال‌هاست که مستندهای مردم‌شناسی می‌سازد؛ عضو جشنواره‌ی نفا است و به عنوان داور در جشنواره‌های فیلم بسیاری حضور داشته است.

یک فیلم‌ساز چطور می‌تواند از یک جشنواره، بهترین بهره را ببرد و فیلمش را معرفی کند؟

کاری که من معمولاً انجام می‌دهم، این است که اول سعی می‌کنم کاتالوگ آن‌لاین جشنواره را در صورتی که منتشر شده باشد، ببینم که بفهمم چه کسانی قرار است در جشنواره شرکت کنند. به این خاطر که بعضی از ما همدیگر را می‌شناسیم و این حس خوبی است که قرار است به یک جشنواره، به یک مهمانی بروید که در آن‌جا دوستانتان را خواهید دید. جامعه‌ی مستندساز جامعه‌ی کوچکی است و به همین دلیل است که در جشنواره‌ها آشناهای زیادی می‌بینید. کار دیگری که می‌کنم، این است که سعی می‌کنم انرژی مثبت داشته باشم، اما در کنار این‌که سعی می‌کنم خوش‌بین باشم، قطعاً استرس هم دارم، چراکه قرار است یک فیلم جدید را معرفی کنم. شاید به این دلیل که فیلم قرار است مورد نقد قرار گیرد، می‌ترسم. شاید فیلم جدیدم از فیلم قبلی‌ام ضعیف‌تر باشد. شاید هم خلاف این پیش بیاید، و فیلم مورد توجه قرار گیرد و از فیلم قبلی موفق‌تر عمل کند. اگر برنده هم بشوم که خیلی عالی خواهد بود، نه به خاطر خود جایزه، بلکه به خاطر پولی که همراه جایزه به من می‌دهند و می‌توانم با آن فیلم جدیدی را شروع کنم و بسازم. می‌دانی، فیلم‌سازان مستند خیلی فقیر هستند. مثل فیلم‌سازان داستانی نیستند. درنتیجه خیلی باید تلاش کنند. برای همین، جشنواره فرصتی است که بتوانید آدم‌های جدید را ملاقات کنید و با همکارانتان معاشرت کنید و چند همکار جدید پیدا کنید. من در جشنواره‌های زیادی حضور داشتم. در هر جشنواره‌ای حداقل دو یا سه دوست جدید پیدا کرده‌ام. در نتیجه هر جشنواره فرصتی است که شبکه‌ی خود و دوستانتان را گسترش دهید. ادامه ی نوشته

آیین گل غلتان نوزادان

۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۳ بدون دیدگاه

مطهر نمودن نوزاد در گل‌های محمدی

gol ghaltan

آیین «گل‌غلتان» یکی از رسوم سنتی مناطق مختلف شهرستان دامغان است که هم‌اکنون توسط اهالی شهر امیریه (دامغان) صورت می‌گیرد.

شهر امیریه در ۸۵ کیلومتری شمال شرقی سمنان و ۲۲ کیلومتری جنوب دامغان، قرار دارد. این شهر حدود ۱۷۷۳ نفر جمعیت دارد.

بر اساس این آیین سنتی، زنان با قرائت اشعاری در وصف پیامبر اسلام، نوزاد را در میان پارچه‌ای سفید رنگ که گل‌های پر پر شده‌ی محمدی در میان آن ریخته شده قرار داده و می‌غلتانند.

این آیین، برای نوزادانی که اولین بهار زندگی خود را می‌گذرانند، اجرا می‌شود. اگر تولد نوزاد با فصل بهار و زمان رویش گل‌های محمدی مصادف شود، چند نفر از زنان فامیل برای چیدن گل، اول صبح به باغ و مزارع رفته و با ذکر صلوات و خواندن ابیاتی مانند:

همه کوه و کمر بوی تو داره یا محمد، کدوم گل قامت روی تو داره یا محمد..

به جمع‌آوری گل‌های محمدی برای اجرای این مراسم می‌نمایند. ادامه ی نوشته

حضرت علی در ترانه‌های عامیانه

۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۳ بدون دیدگاه

.

YaAliIbnAbiTalib1 (1)علی علیه‌السلام، محور و موضوع بسیاری از قصه­‌های مردم ایران است. روح و جان بسیاری از ترانه­‌ها و نغمه‌­های عامیانه است و باورها و اعتقادات و آیین‌­ها و مراسم فراوانی، در سرزمین ما با نام او پیوند خورده است. امام علی، در فرهنگ سرزمین ما چهره­ای فرا زمانی و فرا مکانی است، همیشه وجود داشته و وجود دارد و این نام در نزد ایرانیان، با برکت و حیات گره خورده است.

«مقاله‌­ی علی (ع) در ترانه‌های عامیانه» نوشته‌‌ی محمد افروغ[۱]، در شماره‌­ی دوازده فصل‌نامه‌­ی فرهنگ مردم ـ مرکز تحقیقات صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران ـ بهار ۸۷ ـ منتشر گردیده و اینک به مناسبت میلاد حضرت علی علیه‌السلام، بخشی از این مقاله در سایت میراث فردا بازنشر می‌گردد.

 

چکیده

ترانه‌های عامیانه جزء موسیقی فولکلور و میراث فرهنگی محسوب می‌شوند. این ترانه‌ها زاییده‌ی اندیشه، خلاقیت، ‌احساسات و عواطف عموم مردم ایران هستند.

ترانه‌های عامیانه در حقیقت وامدار جایگاه، مقام و حضور گسترده‌ی حضرت علی در تمام عرصه‌های زندگی مردم و به خصوص در حوزه‌ی موسیقی عامیانه و ترانه‌های محلی است.

به ندرت می‌توان منطقه یا مناطقی از کشور را نام برد که در حوزه‌ی ترانه‌های عامیانه از نام،‌ یاد و جایگاه مولای متقیان علی (ع) خالی باشد.

کلید واژه‌ها: علی (ع)، شعر محلی، ترانه­ی محلی، نوروزخوانی، عشق، قصه ادامه ی نوشته

زبان‌ها و گویش‌های ایرانی : گویش گورانی گوراجوبی

۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۳ ۵ دیدگاه

زبان‌ها و گویش‌های ایرانی را دریابیم

گویش گورانی گوراجوبی در آستانه‌ی انقراض

.
.

  • سروش شهبازی

کارشناس ارشد فرهنگ و زبان‌های باستانی ایران

.

این مطلب برای اولین بار در فصل‌نامه فروزش (شماره ششم، تابستان و زمستان ۱۳۹۲) منتشر گردید و با موافقت سردبیر محترم ماهنامه در سایت میراث فردا بازنشر می‌شود.

.

موقعیت جغرافیایی و قلمرو مکانی گویش گورانی

موقعیت جغرافیایی و قلمرو مکانی گویش گورانی

(گزیده‌ای از مقدمه‌ی فصل‌نامه: روستای گوراجوب مرادبیگ به‌ علت ساخت و آبگیری سد زمکان تخلیه شد و به خاطره‌ها پیوست. با متروک شدن این روستا، زبانی منحصر به‌ فرد نیز در آستانه‌ی انقراض قرار گرفت.
گوراجوب دهستانی است متشکّل از چهار روستا به نام‌های «گوراجوب مرادبیگ»، «گوراجوب قشلاق»، «گوراجوب باباکرم» و «گوراجوب زیدعلی» در منطقه‌ی گوران در غرب استان و شهر کرمانشاه و از توابع شهرستان دالاهو، بخش گهواره. گوراجوب از روستاهای به اصطلاح سلطان‌نشینِ گوران است که بخشی از شناسنامه، مفهوم و تاریخ و فرهنگ گوران را رقم می‌زند؛ به‌ویژه گویش گورانی و منحصر به فردِ دو روستای یادشده.) ادامه ی نوشته

عشایر کوچروی تالش: مقاله نخست

۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۳ بدون دیدگاه

موسسه­‌ی میراث فردا در سال ۱۳۸۶، به منظور بازشناسی و ثبت و ضبط فرهنگ عشایر کوچروی تالش، طرح مطالعات مردم­شناختی گسترده­ای را آغاز کرد. بعد  از مراحل اولیه­‌ی کار و سفر اکتشافی به منطقه ( اسفند ماه  ۱۳۸۶ )، مطالعات اسنادی در سال ۱۳۸۷ توسط یک گروه پنج نفره انجام گرفت و در سال ۸۸ با اعزام دو گروه پژوهشی، پژوهش‌­های میدانی و مردم­نگاری آغاز شد که تا خرداد ۸۹ به طول انجامید.

از فروردین ۱۳۹۰ نیز کار تولید فیلم «کوچَ کوچ» بر اساس مطالعات میدانی انجام یافته  آغاز و پس از ۱۴ مرحله فیلمبرداری در اسفند همان سال پایان یافت.

مقاله­­‌ی زیر، حاصل پژوهش­های میدانی پژوهش‌گران موسسه می‌­باشد که در مراحل مختلف کوچ و در کنار یک خانواده‌­ی کوچرو قرار گرفتند، با آن­ها زندگی کردند، کوچ کردند و حضور آن­ها به ارتباط عمیق و مشارکت گروه با اعضای خانواده انجامید.

تغذیه در میان عشایر تالش

جلال جعفرپور

چکیده

کوچ، شیوه‌­ی معیشتی است که بسیاری از عناصر فرهنگی را در خود حفظ کرده است. بررسی این تحقیق، معیشت عشایر تالش با تکیه بر نوع غذاها، شیوه تهیه و موارد استفاده آنها می‌باشد. ادامه ی نوشته

فراخوان شرکت در اولین جشنواره‌ی فیلم‌های مستند مردم‌شناسی خاورمیانه و آسیا- اروپا

۱ فروردین ۱۳۹۳ بدون دیدگاه

markaze-gostaresheicinemaye-mostanadفراخوان اولین دوره‌ی جشنواره‌ی مستند مردم‌شناسی خاورمیانه و آسیا- اروپا (چین، آسیای میانه، روسیه و قفقاز) که تابستان سال آینده در کشور استونی برگزار خواهد شد، از سوی مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی، منتشر شد.

هدف از برگزاری این جشنواره که طی روزهای ۹ تا ۱۲ مرداد ماه ۱۳۹۳و همزمان با سیزدهمین کنفرانس بین‌المللی دوسالانه‌ی مردم‌شناسان اجتماعی اروپا در دانشگاه تالین استونی برگزار خواهد شد، حمایت از فیلم‌های مستند و تجربی در زمینه‌ی مردم‌شناسی و موضوعات متنوع دیگری چون جامعه‌شناسی، فرهنگ عامه و موضوعات دینی در کشورهای خاورمیانه و آسیا- اروپا است. ادامه ی نوشته

نوروز در سفرنامه‌ها (بخش دوم)

۱ فروردین ۱۳۹۳ بدون دیدگاه

از سفرنامه‌ی جِملی کارِری Gemelli Careri، (سال نودر ایران)

سفرنامه‌ها، حاوی مطالب جالبی هستند که ذهنیت و تصاویر مفید و قابل توجهی از مکان‌ها و مردمان روزگاران ارائه می‌دهند. در اینجا قصد داریم مطالبی را که در مورد مراسم نوروز، در برخی از سفرنامه‌ها عنوان شده، بیان کنیم.

سفرنامه‌ی جملی کارری، متضمن یادداشت‌هایی در زمینه‌ی مشاهدات و مطالعات این جهانگرد ایتالیایی در شهرهای جلفا، تبریز،‌ قم، اصفهان، شیراز، بندرلنگه و روستاها و دهکده‌های ضمن راه است. این سفرنامه، از مدارک جالب و ارزشمندی است که وضع عمومی کشور ما را در اواخر دوران صفویه تشریح می‌کند. و از آن جهت مفید و قابل بررسی است که با ظرافت تمام، مشاهدات خود را از شهرهای ایران و مردم و آداب و رسوم آنان بیان کرده است.

کارری در سال ۱۱۰۵ هـ ق، زمان سلطنت شاه سلیمان صفوی،‌ به ایران آمده، در مراسم تاجگذاری شاه سلطان حسین شرکت کرده و آنچه را دیده و شنیده،‌ مانند نقاشی چیره‌دست،‌ به روی کاغذ آورده است. و از اوضاع مردم در اواخر دوره‌ی صفویه سخن می‌گوید و اگرچه اعتقادات و آداب و رسوم آن زمان تفاوت فراوانی با فرهنگ امروز جامعه‌ی ما دارد،‌اما چون از نگاه دقیق جهانگرد ایتالیایی، به وقایع نگریسته شده،‌ جالب توجه است. ادامه ی نوشته

نوروز در سفرنامه‌ها (بخش اول)

۲۹ اسفند ۱۳۹۲ بدون دیدگاه

از سفرنامه‌ی فرد ریچاردز/ (سال نو در اصفهان)

سفرنامه‌ها، حاوی مطالب جالبی هستند که ذهنیت و تصاویر مفید و قابل توجهی از مکان‌ها و مردمان روزگاران ارائه می‌دهند. در اینجا قصد داریم مطالبی را که در مورد مراسم نوروز، در برخی از سفرنامه‌ها عنوان شده، بیان کنیم.

فرد ریچاردز، ‌عضو انجمن سلطنتی نقاشان و حکاکان انگلستان، در اوایل قرن حاضر، یعنی در نخستین سال‌های حکومت پس از قاجار، به ایران سفر می‌کند. زمانی که ایران سال‌های نخستین ورود ماشین و تکنولوژی را تجربه می‌کرد؛ هنوز خط آهنی وجود نداشت، بازار واپسین روزهای شکوه پر زرق و برق خود را از سر می‌گذراند و هنوز کلاه پهلوی به جای عمامه‌های رنگارنگ ننشسته بود. مهارت ریچاردز در فن نقاشی و حکاکی، با ذوق نویسندگی و شاعریش در نگارش این کتاب، سبب شده تا سفرنامه‌ی او پس از انتشار در کشورش توجه زیادی را به خود جلب کند.

در این سفرنامه، خواننده با بسیاری از آداب و رسوم و وضع اجتماعی ایران در آن زمان، آشنا می‌گردد. نوشته‌ی زیر، بخشی از مطالب سفرنامه‌ی فرد ریچاردز است که با عنوان «نوروز»، در کتاب آمده است. ریچاردز در آن سال، ‌نوروز را در اصفهان گذرانده و شرح توصیفات خود را این‌گونه آورده است: ادامه ی نوشته

فقدان هنرمندان نمایش‌های سنتی ایران

۲۷ اسفند ۱۳۹۲ بدون دیدگاه

«سعدی افشار» و «مرشد ولی‌الله ترابی»«سعدی افشار» و «مرشد ولی‌الله ترابی»، دو پیشکسوت عرصه‌ی نمایش‌های سنتی ایران،  از رفتگان سال ۹۲ هستند. هنرمندانی که کمتر در تاریخ نمایش ایران تکرار خواهند شد.

سعدی افشار با نام کامل سعدالله زحمت‌خواه، پیشکسوت نمایش‌های سنتی سیاه‌بازی و تخت حوضی، در ۳۰ فروردین ۹۲ پس از تحمل یک دوره‌ی طولانی بیماری به علت عفونت ریوی و پوکی استخوان در خانه شخصی خود در تهران درگذشت.

سعدی افشار، تنها بازمانده‌ی بازیگران نسل سیاه‌باز در نمایش‌های روحوضی در ایران بود که برای نخستین بار در سال ۱۳۳۰ روی صحنه رفت.

متاسفانه از تکنیک‌های هنری سعدی افشار نیز هیچ کتابی تهیه نشد و سعدی افشار با همه‌ی تکنیک خود جامعه تئاتر ایران را تنها گذاشت. «عالیجناب سیاه» تنها کتاب منتشر شده درباره سعدی افشار، روایت‌کننده زندگی و خاطرات این هنرمند بی‌بدیل است. ادامه ی نوشته