خانه > اخبار مردم شناسي > گفتگو با فرهاد ورهرام؛ به بهانه برگزاری نمایشگاه عکس مترسک

گفتگو با فرهاد ورهرام؛ به بهانه برگزاری نمایشگاه عکس مترسک

۱۸ آبان ۱۳۸۸

آقای فرهاد ورهرامفرهاد ورهرام متولد ۱۳۲۷ در بروجرد است، وی در مدرسه عالی تلویزیون و سینما، رشته فیلمبرداری را نیمه‌تمام و در دانشکده هنرهای دراماتیک رشته کارگردانی سینما را خواند، تا کنون در زمنیه فلیمبرداری، تحقیق و عکاسی فعالیت های مختلفی داشته­ است، از جمله فعالیت­های هنری وی برگزاری چند نمایشگاه عکس در ایران، فرانسه و اتریش بوده است و امسال از جمعه ۱۵ آبان به مدت یک هفته نمایشگاه عکسی با موضوع «مترسک» در نگارخانه «دی» برگزار کرده است، به همین دلیل مؤسسه میراث فردا با وی مصاحبه­ ای به منظور آشنائی با این نمایشگاه عکس و موضوع جدید آن یعنی؛ مترسک انجام داده­ است.

تا کنون در زمینه عکاسی چه نمایشگاه­‌هائی در ایران و خارج از آن برگزار کرده اید؟

تا کنون چند نمایشگاه با عنوان­های: «زلزله طبس»، «کوچ ایل بختیاری»، «صیادی در ایران»، «عشایر بختیاری در ایران» و نمایشگاه «انسان، طبیعت، معماری» در ایران و نمایشگاه «ایل راه کوچ ایل بختیاری»، «عشایر بختیار»، «دریاهای گمشده(کویرهای ایران)»، «دست بافته­‌های ایرانی»، «احساسات ایرانی» و … در کشورهای مختلفی مانند اتریش و فرانسه برگزار کرده­‌ام.

آیا نمایشگاه عکسی با موضوع مردم شناسی هم داشته اید؟

بله در سال ۱۳۷۳ یک نمایشگاه به نام «ایلراه» که راجع به ایل بختیاری بود در موزه مردم شناسی وین برگزار شد.

مترسک شما امسال نمایشگاه عکسی با موضوع «مترسک» برگزار کردید؟ چرا مترسک؟ علت علاقه تان به انتخاب این موضوع چه بود؟

عکس گرفتن از مترسک فکر اولیه و از پیش تعیین شده­‌ای نبود، بلکه من طی سفرهائی که حدود سال های ۶۹ و ۷۰ به شهرهای مختلف ایران داشتم مترسک­های زیادی را می­‌دیدم که برایم جذابیت خاصی داشتند و به همین دلیل از آنها عکس می­‌گرفتم، در ابتدا بیشتر عکس­ها را با لنز «تله فوتو» می­‌گرفتم، اما بعد با تماشای عکس­ها، عکس­هائی که با لنز  واید ۱۸ میلیمتر گرفته شده بود، نظرم را بیشتر جلب کرد و از آنجا بود که مترسک را به عنوان یک موضوع عکاسی انتخاب کردم و در سفرهای بعدی تمام عکس­ها را با لنز واید گرفتم، در گرفتن عکس­ها خیلی اوقات از ابری بودن هوا، باد، آسمان، نور و .. برای به تصویر کشیدن و ترسیم یک فضای متعارف و انتقال معنا استفاده می­‌کردم، به تدریج در عکس­ها به تقسیم بندی خاصی رسیدم مانند مترسک «دام» در بویر احمد که چوپانان و عشایر بختیاری و قشقائی، این نوع مترسک­ها را می‌گذاشتند تا پرندگان آسیبی به گوسفندان وارد نکنند، با گذشت زمان به این زمینه علاقه­‌مند شدم و در نتیجه وقت زیادی را برای یافتن اطلاعات بیشتر درمورد مترسک­ها اختصاص دادم که متأسفانه در هیچ گزارش و تحقیقی اطلاعات خاصی در مورد مترسک نیافتم و تنها یک تعریف در لغت نامه دهخدا پیدا کردم که تعریف مترسک را چنین آورده بود: «مترسک هیکلــی است که اغلب با چوب و پارچه کهنه و یا با لباس مندرس درست می شود، کاربرد مترسک برای حفاظت مزرعه است از یورش پرندگان و دیگر جانوران و کشاورزان آن را در زمین های زراعی خود نصب می کنند.»

مترسکمترسک­ها را بیشتر در کدام مناطق ایران پیدا کردید؟

مترسک­ها تقریبا” در تمام مناطق ایران وجود داشتند اعم از شمال، جنوب، شهرهای غربی مانند کردستان، چهارمحال بختیاری و … مترسک­ در مناطق شمالی بیشتر در شالیزارهای برنج و  محل کاشت صیفی جاتی مانند گوجه وجود داشت، در کردستان در تاکستان­ها مترسک بیشتر بود، برعکس در مزارع خیار و کدو  مترسک کمتر به چشم می­‌خورد، در مجموع از آنجا که مراحل کشاورزی به سه مرحله «کاشت، داشت و برداشت» تقسیم می­‌شود وقتی که مرحله کاشت تمام شود مترسک در مرحله «داشت» برای حفاظت منطقه زراعی از پرندگان استفاده می‌شود.

آیا شکل و پوشش مترسک­ها در نقاط مختلف ایران با یکدیگر فرق داشت؟

شکل این مترسک ها از نظر منطقه آب و هوائی با یکدیگر چندان فرقی نداشت، مردم روستا لباسهای کهنه­­ مانند کت هایشان را بر تن مترسک­ها می­کردند و در آن بی­‌سلیقگی هم به وضوح مشخص بود، اما تنها پوششی که برایم عجیب بود لباس کردی زنانه بر تن مترسک­های منطقه ای در کردستان بود ولی متأسفانه هر چه قدر پرس و جو کردم تا دلیل این نوع پوشش را بفهمم به نتیجه خاصی نرسیدم. در ایران برخلاف کشور­های اروپائی به این پدیده اهمیت چندانی داده نشده است.

به نظر شما علت توجه به مترسک در کشورهای اروپائی و برعکس عدم توجه به این پدیده در ایران چیست؟

در آن کشور­ها همه رشته‌­ها اعم از هنر، فلسفه و معماری رشد می­‌کنند و تحول فکری در جوامع اروپائی تداوم دارد، اما متأسفانه در ایران ما همواره انقطاع تاریخی داریم، آنجا موسیقی کلیسائی که ظهور می کند وارد وادی هنر می­شود و نمایشگاه مذهبی برگزار می­‌کنند اما اینجا متأسفانه مهمترین نمایشگاه مذهبی­مان در حد کاریکاتور باقی می­‌ماند، همچنین در آنجا زندگی یک فرد روستائی کاملا” متفاوت و حمایت شده است، آنها به فکر مهاجرت نیستند، اما در اینجا مردم آنقدر مشکلات دارند که دیگر مترسک و شکل و شمایل ظاهری آن برایشان اهمیتی ندارد، در برخی کشورهای اروپایی به مترسک چنان بهائی داده می­شود که به عنوان مثال در اتریش در فصل پائیز فستیوال مترسک برگزار می­‌شود، در آنجا روستائیان با سلیقه هر چه تمامتر مترسک های بسیار زیبائی می­‌سازند، هر چند من نتوانستم از آنها عکس بگیرم و اینها همه به حاطر حمایتی است که از هر سو دارند اما در ایران مردم به این کارها چندان اهمیتی نمی­‌دهند.

مترسک شما با انتخاب موضوع مترسک در جستجوی چه بودید و چه چیزی را می خواستید به مخاطبتان القا کنید؟

از دید من مفهومی که بیش از هر چیز در مترسک نهفته بود، ترس» بود، ترس در فرهنگ ما ریشه تاریخی دارد، ترسهای تاریخی در جوامع سنتی و جهان سومی بیشتر وجود دارد، زندگی یک انسان ایرانی از لحظه تولد سرشار از ترس است، از محیط خانواده که ترس از والدین وجود دارد تا ترس از مرگ، قدرت، آینده نامعلوم، گرسنگی و به طور کلی ترس از هر چیزی که انسان قدرت مقابله با آن را ندارد، من این عکس ها را به نمایش عموم درآوردم تا مفهوم ترس را به تماشا­چی القا کنم، در حالی که یک فرد اروپائی از هیچ چیز جز قانون نمی­ترسد، امیدوارم توانسته باشم در تعدادی از عکسها به مفهوم ترس رسیده باشم، شاید روزی تصمیم بگیرم دوباره مترسک را موضوع عکاسی خود قرار دهم.

به نظر شما نمایشگاه عکس مترسک ویژگی مردم شناسی هم دارد؟

عکس­هائی که من گرفته‌­ام اصلا” ویژگی کار مردم‌­شناسی را ندارد، برای من بیشتر فیگور و فرم مهم بود، نمایشگاه من بیشتر به نقاشی، مجسمه سازی و عکاسی نزدیک است تا مردم شناسی، این یک کار هنری است من درجستجوی فضای جدیدی هستم که ضد مردم­‌شناسی است، من در مورد عکس­ها اطلاع خاصی در مورد مردم­‌شناسی پیدا نکردم، باز هم می­‌گویم جنبه هنری کار برایم اهمیت داشت.

چرا؟ به هر حال مترسک­ها هم می­‌توانند جنبه‌­ای از فرهنگ مردم ایران را به تصویر بکشد؟

مردم شناسی یک علم است، مانند فیزیک، شیمی، هندسه و … که در این رشته‌ها انسان بیشتر درگیر منطق و استدلال می­شود، ولی قصد من بیشتر به فکر واداشتن مخاطب است تا هر کس بتواند برداشت خاصی از یک عکس داشته باشد یک مترسک برای یکی مثل خیال و برای دیگری مانند روح است و … به همین خاطر من حتی اسمی از منطقه و محلی که عکس­ها را گرفته بودم، نیاوردم چون صرفا” جنبه هنری کار برایم مهم بود، ولی اگر ما فقط از زاویه مردم شناسی به مترسک­ها نگاه کنیم تنها به همان مردم‌­شناسی محدود می­‌شود، در حالی که این نمایشگاه یک نمایشگاه هنری است، نه علمی و اگر بخواهیم با دید مردم­‌شناسی و علمی به این عکس­ها بنگریم باید نمایشگاه را در یک فرصت دیگر در دانشگاه برگزار کنیم.

مترسکبا توجه به اینکه ظاهرا” جنبه هنری کار برایتان ارزش زیادی دارد، شما وظیفه هنرمند را چه می­‌دانید؟

از دید من وظیفه هنرمند القا یا تربیت چیز خاصی نیست، اگر هنر بخواهد مردم را تربیت کند و یا ایدئولوژی خاصی را به آن­ها القا کند مثل هنر دوره استالین یا هیتلر می­شود که هنر را در خدمت تبلیغات حکومتی به کار می­‌بستند و این دیگر به نظر من فعالیت هنری نیست بلکه یک کار کاملا” تبلیغی است، کار من عرضه هنر به مردم است و آنها هم می­توانند هر کدام هر گونه که دوست داشتند آن اثر هنری را تفسیر کنند، در واقع هنر می تواند چنان تأثیری بر جامعه داشته باشد که حتی اندیشه آن جامعه را متحول کند.

مخاطبان نمایشگاه شما چه کسانی و یا چه گروهی هستند؟

من روز جمعه که افتتاحیه نمایشگاه بود با اشخاص و هنرمندان مختلفی اعم از نویسنده، کاریکاتوریست، معمار و شهر ساز، فیلمساز، عکاس آشنا شدم، از دید من هر کسی که به عکاسی یا مترسک علاقه داشته باشد می­‌تواند از این نمایشگاه  دیدن کند.

فراخوان شما برای برگزاری نمایشگاه به چه نحوی بود، به عبارت دیگر نحوه اطلاع رسانی به علاقمندان چگونه شکل گرفت؟

وظیفه بخشی از طلاع رسانی بر عهده همان گالری دی بود، البته ما پوسترهای اندکی را در برخی کتابفروشی­‌ها نصب کردیم، مجله «تندیس» هم در این زمینه خبر رسانی کرده بود، اما در روزنامه ها اطلاع رسانی نشده بود، در فضای سایبر هم برخی سایت­ها اصل خبر برگزاری نمایشگاه را گذاشته بودند، در واقع وظیفه اصلی اطلاع رسانی بر عهده گالری بود و من اطلاع چندانی از نحوه خبر رسانی ندارم، علاوه بر تمام این­ها، اینگونه نمایشگاه­ها همواره مخاطبین خاص خود را دارند که از آنها به طور اختصاصی برای حضور در نمایشگاه دعوت به عمل می آورد.

هزنیه مالی این نمایشگاه از کجا تأمین ­شد، آیا هزینه­ها شخصی بود یا حامی مالی خاصی هم داشتید؟

من برای برگزاری این نمایشگاه حامی مالی نداشتم، بخشی از هزینه­‌ها مانند خدمات و پذیرائی برعهده گالری بود، اما هزینه اصلی یعنی چاپ و قاب گرفتن عکس­ها را شخصا” برعهده گرفتم.

مترسکهدف شما از برگزاری این نمایشگاه چه بود؟

من همیشه عادت به انجام کار­های تولیدی دارم، اما چون شخص تنبلی هستم! کمتر حوصله عرضه آن­ها را دارم، برگزاری این نمایشگاه هم به دلیل اصرار آقای «ابراهیم حقیقی» بود که چون موضوع عکس­ها نظرش را جلب کرده بود، به همین خاطر مرا به برگزاری نمایشگاه تشویق کرد، متأسفانه من شخصا اینگونه کارها را چندان جدی نمی گیرم و هر چند در زمینه تولید، فعالیت زیادی می­‌کنم، اما  اگر  تشویق آقای حقیقی برای برگزاری این نمایشگاه نبود قطعا” نمایشگاه برگزار نمی­‌شد.

فکر نمی­‌کنید برگزاری این گونه نمایشگاه­ها می­تواند در اطلاع‌رسانی ،تشویق مردم و آشنائی آنها با این مسائل نقش بسیار مؤثری داشته باشد؟ خودتان بازخورد مردم را در این چند روز چگونه ارز­یابی کردید؟

من به شخصه سفر کردن برایم مهم‌تر و جذاب تر است، بیشتر عاشق رفتن و دیدن هستم، به اینگونه کار­ها اهمیت چندانی نمی­‌دهم در واقع به دلیل همان تنبلی که گفتم حوصله برگزاری چنین نمایشگاه­‌هایی را ندارم، من حتی نمایش فیلم هم کم دارم، اما در این نمایشگاه بازخوردها بسیار خوب و مثبت بود تا آنجا که تصمیم گرفته‌­ام با کمک برخی دوستان متخصص در زمینه موسیقی یک قطعه با موضوع مترسک بسازم، خیلی از مخاطبان هنگام تماشای عکس­ها از اینکه از مترسک هم می شود عکس گرفت بسیار متعجب شده بودند، مثلا” مترسک برای برخی فیلمبردار­ها و کاریکاتوریست­ها جذابیت خاصی داشت تا آنجا که از این موضوع برای خلق آثارشان ایده گرفتند، در این نمایشگاه بیش از هر قشری، جوانان علاقه نشان دادند تا روی چنین پروژه­‌هائی کار کند، به نظر من اگر جوانان کشور ما یاد بگیرند که کارهایشان را به صورت دوره­‌ی و پروژه‌­ای انجام دهند، مجبور می­شوند هم کتابهای زیادی مطالعه کنند و هم با متخصصان بسیاری مشورت کنند و در نتیجه آگاهی­شان بیشتر و اثری هم که خلق می‌کنند بهتر خواهد بود.

با تشکر از وقتی که در اختیار مؤسسه میراث فردا قرار دادید، اگر نکته ناگفته‌­ای باقی مانده است بفرمائید.

فقط این را بگویم که در خلال برگزاری این نمایشگاه به این نتیجه رسیدم که نباید در نمایش آثار هنری­‌ا‌ی که ارزش عرضه شدن دارند سهل انگار شود، بلکه این آثار باید عرضه شوند تا راهی برای آشنائی بیشتر مردم با آن پدیده و در نتیجه رشد و تحول هنر و فرهنگ آن جامعه باشد.

تهیه و تنظیم: سعیده رضوانی