بررسی تطبیقی ابزار و لوازم آشپزخانه سنتی و صنعتی(مطالعه موردی، آشپزخانههای گیلان)/جلال جعفرپور
چکیده: در این پروژه ابزارهای آشپزخانه سنتی در استان گیلان و مقایسه آن با روند صنعتی مورد شناسایی قرار گرفته است. معرفی کارکرد ابزارهای مورد مطالعه نسبت به تغییرات و تفاوتهای شکل و نوع ابزار با محیط تحقیق، جزء اهداف پژوهشی این پروژه میباشد. که با استفاده از روش مشاهده مشارکتی و تفسیر تحلیلی از موضوع به دنبال تأثیر فرهنگی آن میباشد. شناسایی این اشیاء در مرحله اول به نوع ثبت و ضبط زندگی و قشر اجتماعی منحصر به فرد زمان خود پرداخته و کارایی این ابزار را در عصر و موقعیت خویش نشان میدهد. در مرحله دوم مقایسه صنعتی و تحلیل مردم شناختی آن میباشد. آنچه برآیند گشته، نیاز زیستی به دنبال ضرورتهای آن، جزء اجتناب- ناپذیر زندگی اجتماعی انسانها میباشد. که این نیازها با زمان و محیط تغییر پیدا میکند.
کلمات کلیدی: ابزارهای سنتی آشپزخانه– ابزارهای صنعتی آشپزخانه
A study of the comparative between traditional And Modern Kitchen utensils (A case study in Guilan Kitchens)
Abstract: In this project I have recognized and have studied about traditional kitchen utensils in Guilan, then to compared them with industrial process. The goals of this Project intro duce differences use of this utensils, the kind of their changes, and also differences between in their shape and type with environment of research. In this research, I have tried to use some ways participant observation and analytic commentary. I follow from cultural effects with help them. Identification of this object in the first phase describe observation and recording of lifestyle and contemporary unit social stat and reflex the application of this factor in the own time and situation. in the second phase include the comparison of industry and analyze of anthropology. Also its result tent is live needs that are necessity for our life. that these needs will change according to environment and date.
Keywords: Kitchen utensils Industrial – Kitchen utensils Traditional
مقدمه:
فرهنگ ابزاری است که به انسان امکان اداره زندگی، داشتن رفاه کامیابی و امنیت میدهد. فرهنگ به انسان قدرت، امکان تولید کالا و آفرینش ارزشهایی را ارزانی میدارد که از قلمرو میراث ارگانیک و خصلت حیوانی او فراتر میرود. تحلیلها نشان میدهد که انسان پیرامون مادی خود را دگرگون میکند و هیچگونه نظام سازمان یافتهای بدون یک زیر ساخت مادی امکان پذیر نیست. میتوان اثبات کرد که بدون کمک وسایل و اشیاء ساخته دست بشر کالاهای مصرفی و بطور کلی بدون حضور عناصر مادی فرهنگ در صحنه، هیچگونه جهش کیفی در فعالیتهای بشر رخ نمیدهد(مالینوفسکی۱۳۸۷ص ۸۴).
کاربرد این اشیاء(ابزارهای آشپزخانه) با توجه به اهداف فنی خود بخشی از نیازهای انسان را برآورده میسازد. انسانها برای تهیه غذا نیازمند ابزاری بوده تا آنرا به شیوه خاص خود طبخ نمایند.
در ادامه باید گفت این ویژگی در آشپزخانههای استان گیلان لحاظ گردیده و ابزارهایی که منسوخ و فراموش شده و همچنین تغییرات و شکل گیری و مقایسه آن با وسایل و ابزار صنعتی مورد اهمیت و بررسی قرار گرفته است. ما در این پژوهش بدنبال پاسخ فرهنگی که از معیشت و بقاء زیستی نشأت میگیرد هستیم. یعنی اینکه چگونه این ابزار و وسایل آشپزخانه در رابطه با نوع کاربرد و کارکرد آن در محیط و قلمرو انتخاب شده توانسته به نیاز و ضرورت فرهنگی آن کمک نماید. و در گذر تطور فرهنگی چگونه تحول یافته است؟
باید اضافه کرد که مفهوم اشاعه از راه تماس و مبادله در نواحی مختلف شهرهای استان گیلان، در نوع مشابه آن در وسایل مورد تحقیق تأثیر مشهود و مشابهی داشته است.
طرح مسئله
در یک تحلیل فرهنگی برای بررسی ویژگی مادی آن فرهنگ یک پیوستگی با چند نظام میتوانیم مشاهده کنیم، اسباب و ظروف خانه برای هدفی بوده، موضوع یک فن است، که همیشه با گروه سازمان یافته، خانواده، کلان قبیله در ارتباط میباشد. (مالینوفسکی۱۳۸۷ص۱۷۱)
پس کلیت فرهنگ از زیر ساخت مادی فرهنگی و با ابزار اندیشه توام مییابد. دستگاه پیچیده و سنگینی که بر پایههای مادی و اجتماعی استوار باشد، ابزاری است که انسان به وسیله آن نیازهای اولیه و دائم خود را ارضاء میکند و نیازهای جدید میآفریند. (مالینوفسکی۱۳۸۷ص۱۵۳)
آنچه که انسان را از دیگر جانواران ممتاز ساخته، دو عمل انسانی است: ۱- ابزار سازی ۲- سخن گویی. فرانکلین(Franklin) انسان را جانور ابزار ساز تعریف میکند. چون ابزار لاینفک حیات انسان بوده، افراد انسانی همواره میکوشیدند تا به ابزارهائی کارآمدتر و فراوانتر دست یابند. وانگهی همچنانکه که حنجره و دست تکامل یافتند، مغز نیز که مرکز همه عضوهای بدن است رشد کرد، و تفکر که یکی از فعالیتهای دقیق انسان است، توسعه یافت. در نتیجه همه اینها، انسان قادر شد که رفته رفته ابزارهای بهتری بسازد( آریانپور ۱۳۵۴ص ۱۵-۱۴).
سه عامل ملاکهای اولیه برای شناسایی میراث فرهنگی:
۱- شیء بودن آن: به نظر میرسد که مواجهه مستقیم با بقایای تاریخی به ما نوعی شهود اعطاء میکند، نوعی دریافت استنباطی خاص که با خواندن یا توضیح شفاهی حاصل نمیشود. بنابراین یکی از عوامل که در مقایسه با دیگر وسایل ارتباط باگذشته ویژگی خاصی به میراث فرهنگی میدهد شیء بودن آن است که امکان تجربهای بس بدیل را فراهم مینماید، بدین معنی گفتگوی روحی با کسانی را که، در گذشته زندگی کردهاند ممکن میسازد( حجت ۱۳۸۰ص۸۳-۸۱ ).
۲- قدمت: لوونتال میگوید: «ما اشیاء قدیمی را به خاطر قدمتی که در آنهاست در خانه نگهداری میکنیم آنان بازتاب میراث اجدادی و بیاد آورنده داستان و اتفاقات پیشین، و اتصال دهنده گذشته با نسلهای آیندهاند»(حجت ۱۳۸۰ص ۸۴ ).
۳- پیام انسانی: انتقال مفاهیم از یک فرهنگ دیگر و از یک زمان به زمانی دیگر برای توسعه فکری و روحی بشر حیاتی است. نفوذ فرهنگها، خرده فرهنگها و تنوعات منطقه بر یکدیگر توسط نقل مکان جسمی اشیاء که نمودار فیزیکی [این فرهنگها] هستند، انجام میپذیرد. بسیاری از اوقات این محصولات مادی فرهنگها بهتر از سخن گفتن یا نوشتاری، با افرادی از سنن فرهنگی بیگانه ارتباط برقرار میکنند(حجت ۱۳۸۰ ص ۸۶-۸۵ ).
در این رابطه مسئله مورد نظر کاوش بررسی، شناخت و مقایسه ابزار و لوازم آشپزخانه سنتی و صنعتی (مطالعه موردی در آشپزخانههای گیلان) میباشد، که تا چه اندازه با توجه به محیط زیست انسانی و زمان خود این لوازم مورد کاربرد بوده و در رابطه با محیط فرهنگی و اجتماعی استفاده میشده، همچنین نحوه توسعه آن را در روند صنعتی شدن مورد بررسی قرار دهیم.
کلیات تحقیق:
انسان برای اینکه محیط طبیعی پیرامون خود را برای زندگی آماده کند، از آب و خاک و سنگ و چوب و گیاهان و حیوانات استفاده میکند تا بتواند از آنها ابزار و ادوات تهیه کند؛ یعنی ابزار و ادواتی که حیات فرهنگی جوامع به آن بسته است. صور اجتماعی، فعالیتهای تکنیکی را عرضه میکنند و با توجه به وظیفهای که در سلسله مراتب خدمت به انسان به عهده دارند، میتوان آنها را تقسیم بندی کرد.
لوراگوران در کتابهای محیط و فنون و انسان و مواد{اولیه}، ضمن بررسی فعالیتهای تکنیکی جوامع، آنها را به پنج مرحله تقسیم میکند که به اختصار عبارتند از:
- وسایل سادهای که بر عناصراربعه «آب، خاک، هوا و آتش» پیرامون انسان استوارند. ۲٫ فنون سازندگی چون ساختن ارابه، کوزه گری، حصیر بافی، پارچه بافی و ذوب فلزات. ۳٫ فنونی که به منظور اکتساب و به دست آوردن به وجود آمدهاند؛ مثل استخراج، شکار و جمعآوری. ۴٫ فنونی که استفاده مصرفی دارند؛ مانند غذا پختن، مسکن و لباس٫ ۵٫ فنونی که به منظور حمل و نقل به وجود آمدهاند؛ از جمله غلتانیدن، روی زمین کشیدن، روی آب بردن، روی چرخ بردن و نظایر آن. در مجموع، شناخت این گونه ابزار و ادوات و نحوه کاربرد و شرایط استفاه از آنها را تکنولوژی میگویند (طیبی،۱۳۷۴ ص۴۰). وسایلی که انسان به کمک آن محیط پیرامون خود را برای زندگی مساعد میکند در زمینههای مختلف، و براساس خصوصیات طبیعی هرمنطقه، متفاوت و متغیراند. شناخت روابط انسان و فعالیتهای فنی جامعه، با مطالعه محیط طبیعی و جغرافیایی وی، که اکولوژی نامیده میشود، بررسی را معنادار میکند.
شناخت قومیّتها در گیلان:
نژاد گیلان که در اوستا از آن به وارنا نام برده میشود؛ اقوام و تیرههای مختلفی دارد، که از جمله آنها قوم گیل میباشد و امروزه سرزمینشان را گیلان مینامند. در عهد قدیم سکنه گیلان را کادوسیها تشکیل میدادند و در نهایت سرتاسر منطقه با نام گیل و دیلم شناخته شد. گیل به معنای ( گه لای – گیلوی و …) می نامیدند و در دیلم که «دیل» به معنای جایگه نگهداری دام و «ام» به معنای پارهای از زمین بود که با پسوند «ان» به معنای مکان بلندی که جایگاه نگهداری دام است(سعیدیان ۱۳۷۵).
چهار گروه که سهمی واقعی در تاریخ منطقه داشتند:
کاسپیها: دریای خزر بنامشان نامیده شده که در اقوام دیگر حل گردیده و دریای خزر به نام کاسپین معروف بوده است. کادوسیها، در ارتفاعات کوهستانی در قسمتهای جلگهای گیلان میزیستهاند. ماردها یا اِماردها، جنگجوترین طایفه غیر آریایی در حاشیه سپیدرود زندگی میکردند. گیلها، که با کادوسیها بصورت تیره واحدی درآمدند که پس از کوچ و رانده شدن ماردها از حاشیه سپیدرود آن بخش را در اختیار گرفته و در این زمان سرتاسر منطقه با نام گیل و دیلم شناخته شد( سعیدیان ۱۳۷۵ص ۷۷۵).
قلمرو تحقیق و حجم نمونه:
استان گیلان با ۱۴۷۱۱ کیلومتر مربع وسعت در شمال ایران و در مجاورت استانهای اردبیل، قزوین، مازندران و زنجان واقع گردیده و از استانهای کوچک کشور پهناور ایران محسوب میشود. از نظر آب و هوایی، گیلان در منطقه معتدل خزری واقع شده است. رشت، بندر انزلی، لاهیجان، لنگرود، رودسر، آستانه اشرفیه، سیاهکل، املش، تالش، رضوانشهر، ماسال، شفت، فومن، صومعه سرا، آستارا، رودبار شهرهای استان گیلان را تشکیل میدهند و همچنین این استان دارای ۴۳ بخش و قریب به ۱۰۹ دهستان میباشد.
بررسی چیدمان اشیاء در یک خانه سنتی در گیلان:
در فضای بین شکیلها (پی خانه) که حکم انباری خانه را دارد، زمستانها هیزم انبار میکردند. اتاق گرم درون Garme deron* دارای چند طاقچه است که روی آنها وسایل آشپزی از قبیل نمکدان، کوزه ماست، ادویه جات و… می گذاشتند.
خَرکهایی (چوبهای افقی) نیز برروی دیوار این اتاق وجود داشت که از آنها برای خشک کردن برنج استفاده میشد. در کنار کلهِ (وسیله پخت سنتی) وسایل پخت و پز که در کنج سمت راست ورودی قرار داشت، کلیه ظروف آشپزی که هر روز از آنها استفاده میشده داخل یک سبد چوبی بزرگ که چیپی chipe نام داشت قرار میگرفت، کنار این سبد جارو و خاکانداز بود. این اتاق حکم آشپزخانه را داشت و کلیه کارهای اصلی خانم خانه در این اتاق انجام میگرفت.
در انتهای تلارچه (ایوان خانه) برنج انبار، و دیگهای بزرگ مسی را که در بعضی از ایام سال و مناسبتهای بخصوص محرم و یا عروسی از آن استفاده میشد، میگذاشتند.
در ایوان پشتی اتاقکهایی با چوب درست کرده بودند که بعضی از وسایل آشپزخانه را درآنجا میگذاشتند. پس محلی را برای گذاشتن دیگها و تشتها، و مکانی دیگر برای گذاشتن آسیاب دستی، نمکار، ساتور تخته و سنگ نمکار و…
و در هر طبقه کوزهها، نیره و شیشههای خالی را قرار میدادند. در تلارخانه (ایوان خانه) که دارای طاقچه متعدد است که روی آنها ترشیهایی که در ظرفهای شیشهای میریختند قرار میگرفت. در کنج تَلار (ایوان خانه سنتی) و در قسمت ورودی نیز کلیه وسایل مسی، آفتابه لگن و بشقابها و استکانها و… را قرار میدادند که مجالس مهمانی از آن استفاده میشد. به عبارتی ابزارهای آشپزخانه به خودی خود، در این ایام کارکرد ویژه خود را داشت که مورد استفاده خاص خود نیز قرار میگرفت.
* با روشن کردن آتش، در گوشه اتاق آنرا گرم نگه میدارند.
برخی از وسایل آشپزخانه:
هفتایی شیشه (haftaei šiše)
برای نگهداری سرکه و آبغوره، آب نارنج و گلاب، سرکه استفاده میشد.
شیشه ۱۴ تایی(šiše čardahtaei)
این شیشه که حدود ۱۵ الی ۱۶ لیترحجم داشته و شکل آن شبیه هفتایی بوده ولی حجیم تر و بزرگتر می باشد.
شیشه دیگری هم متداول بوده به نام شیشه دریایی که در اصل سر و ته بسته توخالی جهت نگهداشتن تورهای بزرگ ماهیگیری در دریا بکار میرفته و روی آب میماند تا یک طرف طناب تور را در سطح آب نگهدارد.
گمج (gamaj)
برای پختن خورشتها کاربرد داشته و از گل رس میساختند و در کوره پخته میشد و داخل و روی آن را هم بیشتر لعاب میدادند و کاربرد عمومی برای پخت و پز داشته است. عدهای از خانوادهها از این نوع گمج استفاده میکنند و خورشتی که در آن پخته میشود با شعله ملایم خیلی خوشمزه درست میشود و در اندازههای مختلف میسازند ( یک مرغی یا دو مرغی*).
نخون (noxon)
به سرپوش گمج گفته میشده که آن را هم مثل دیگر ظروف سفالی میساختند و تهیه میکردند و اندازه گمج در سایزهای مختلف که کمی هم حالت مخروطی داشته تا بخار داخل گمج را جهت پخت غذا یکنواخت نگهدارد. از این نوع سرپوشها در حال حاضر کمتر استفاده میکنند.
نمک یار(namakyar)
جهت سائیدن و نرم کردن مواد غذایی مثل گردو و دانه انار ترش و گلپر و نمک سنگی(تکهای) و دیگر نیازهای آشپزی بکار میرفته و آن را هم مثل دیگر ظروف سفالی درست میکردند و در کوره پخته میشد. موقعی که این شیء را تازه میساختند، کمی شن خیلی ریز در کف آن میریختند و با گل صاف می کردند که در موقع سائیدن به له کردن کمک نماید.
سنگ سائیدن نمکیار را از یک سنگ که حدود یک کیلو وزن داشت و تمام سطح آن صاف و طوری بوده که در پنجه دست جا بگیرد میساختند که این سنگها را از سطح رودخانههای کوهستانی انتخاب میکردند، در حال حاضر بعضی از خانوادهها و به ندرت از آن استفاده میکنند.
گمج دانه (gamajdane)
زیر دیگی، که بزبان محلی گرگ garak نام داشت و آنرا به شیوههای مختلف میساختند، در پارهای از مواقع از رَزِ انگور به شکل حلقهای به اندازه مورد نظر خود درست میکردند و دور آنرا با طناب بافته شده، از کاه برنج بنام ویریس میپیچیدند و برای زیر گمج و دیگ مورد استفاده قرار میگرفت، عموماً به شکل دایره بود. در ساخت ا نواع دیگر نیز از همان کاه برنج استفاده میشد.
نرخه(nerxe = nire)
به زبان محلی نیره است. کاربرد آن جهت تبدیل ماست به دوغ و گرفتن کره است و این شیء هم از همان خانواده سفالی است و از گل رس میساختند و حجم آن حدود ۱۰ الی ۱۵ لیتر بوده و مثل خمره بوده و شکمهای میساختند و در داخل آن هم چندین برجستگی تیز قرار میدادند و دارای دو الی چهار دستگیره بوده که هنگام تکان دادن ماست با دو دست؛ یکنفره و گاهی هم دو نفره تکان میدادند و به اندازهای هم آب میریختند که از آن کره درست میشد و تعدادی هم چوبهای سرشاخه به طول دو سانتیمتر پوست کنده داخل نرخه میانداختند و حداقل مدت نیم ساعت با بستن درب نرخه با کاسه کوچک و پارچه، آن را تکان میدادند تا کره بگیرند و دوغ آن را هم استفاده میکردند. بعضیها هم کمی آب داغ در پایان کار در داخل آن میریختند که کرهها جمع شود.
*واحد سنجش اندازه گمج را میگفتند.
ماست کوله(mast kule)
یا کوزه ماست که به زبان محلی ماست گوله نامیده میشد. از گل رس ساخته میشد و داخل آن حدود ۵/۱ الی ۲ لیتر شیر جا میگرفت، و بدنه آن به رنگ سفالی بوده است و یک دستگیره داشته جهت جابه جایی که در آن زمان رایج بوده و اخیراً کمتر استفاده میکنند. دهانه آن به اندازهای بوده که با دست بتوان آن را شست و شو داد از این کوزهها امروزه کمتر استفاده می شود.
تابه یا کلابیج(tabe ya kolobij)
تابه ماهی را به قطر حدود ۳۰ الی ۳۵ سانتی متر و لبه کوتاه که پشت آن جهت پختن نان برنجی یا نان خرفه و بعضیها هم ماهی سفید را بصورت حلقهای در آن قرار میدادند و میگذاشتند و برای بو دادن تخم کدو و بلال هم از همین تابه استفاده میکردند و این تابه به رنگ سفالی بوده و اخیراً هم رایج است و کف آن حالت انحناء داشته است.
خم(xom)
از همان خانواده سفالی است که از گل رس نارنجی رنگ ساخته میشد و بیشتر خانوادههای گیلانی برای شورکردن ماهی از آن استفاده میکردند و در اطراف خانههای روستایی مقداری از بدنه آن را در گِل چال میکردند که هم تکان داده نشود و هم بتوانند به راحتی ماهی را بگذارند و بردارند.
خم چه (xomče)
این محصول هم از همان خانواده گل رس است، در مقیاس کوچکتر که در سابق جهت تهیه سرکه و آب کنوس (ازگیل) و نظایر آن استفاده میشده و در چندین اندازه بوده است. بعضی از خانوادهها جهت ریختن روغن داغ شده گاوی از آن استفاده میکردند و همچنین گوشت را در آن نگهداری میکردند و یا پنیر تکهای بی نمک را داخل آن با آب نمک قرار میدادند و یا شیره انگور یا شیره خرمالوی جنگلی را در آن نگهداری میکردند که امروزه اصلاً کاربردی ندارد، جز خانوادههای قدیمی که در آن شیره خرمالو و یا دوشاب میریزند.
منقل سفالی(manqal sofali)
گاهی در منازل برای گرما از آن استفاده میشد.
کاسه(kase)
بشقاب غذاخوری و کاسه کوچک ماست گِلی را هم در بعضی از خانوادهها در گذشته مورد استفاده قرار میدادند و در آن غذا می خوردند. اما ازتاس(tas) که شبیه به کاسه هست، برای برداشتن آب از درون تشت استفاده میشد با طرح های مختلف و لبه برگشته درست می کنند.
چوپاره چوبی(čupare čubi)
به آن تَبَجه tabaje نیز میگفتند. چوپاره چوبی را برای جداکردن خاکههای پوسته ریز شالی همراه برنج که در موقع پادنگ زدن داخل برنج بوده؛ و با مهارت هوا میدادند و خاکهها از برنج جدا میشد و یا برای پاک کردن بعضی از اقلام حبوبات بکار میرفته است. این چوپاره هم یک چوب خراطی شده بسیار ظریفی بوده به صورت دایره و به قطر تقریبی۵۰ و یا ۶۰ سانتیمتر و ضخامت آن هم حدود ۵/۱ الی ۲ سانتیمتر میباشد.
قندلاک(qande lak)
وسیله گرد دایرهای خراطی شده که وسعت آن را در زمان تراشیدن هم سطح دیواره آن برجستگی به قطر متناسب با اندازه و ابعاد آن با چوب، یک تکه میساختند که موقع خردکردن قند با قندشکن فلزی بتوان به راحتی به اندازه دلخواه قند را دربیاورند و بشکنند. این طرح قندلاک امروزه هم متداول بوده و در بازار وجود دارد.
تخته سبزی و تخته گوشت(taxte sabzi va taxte gošt)
در چند طرح و اندازه متداول بوده و امروزه هم کاربرد دارد. گرد دایرهای خراطی شده به شکل مربع و مستطیل و در نجاری تراش داده میشد و تخته گوشت در سایزهای مختلف ساخته میشود و امروزه نیز کاربرد دارد.
ساطور(satur)
در چند نوع بوده که برای خرد کردن سبزی و گوشت و دیگر ملزومات این چنینی بکار میرفته است. امروزه هم تخته سبزی و ساطور رایج است.
ملاقه چوبی(malaqe čubi)
در اندازههای کوچک و بزرگ ملاقه چوبی امروزه هم در بازار موجود است. ملاقههای بزرگ و خیلی بلند برای آش و متوسط و کوچک برای آشپزی کاربرد دارد و بیشتر در حومه ماسال ساخته میشود.
مجمعه مسی(majmae mesi )
بصورت دایره به قطر۷۰ تا ۶۵ سانتیمتر ساخته میشد و لبه آنرا هم دالبر دالبر و کمی هم به شکل لبه برگشته درست میکردند و کف آنرا هم قلم زنی میکردند و نقوش هندسی بر روی آن حک میکردند. در مجمعه جهت پذیرایی از مهمانان غذا میچیدند و جلوی مهمان میگذاشتند و یا برای بردن غذای آماده از محلی به محل دیگر یا مکانی به مکان دیگر با قرار دادن غذا در آن، روی سر میگذاشتند و آنرا جابجا میکردند و یا بجای خوانچه (سفره) جهت مجالس عروسی و جشنها در آن وسایل خوراکی و هدایا میگذاشتند.
تشت مسی(tašte mesi)
از تشت مسی بیشتر جهت شست و شوی لباسها استفاده میکردند و یا در حمام خانگی در آن آب ولرم میریختند و برای شست و شو نیز استفاده میشد. تشت مسی را هم در اندازههای بزرگ و متوسط و کوچک و برای استفادههای مختلف میساختند و بعضی از کشاورزان برنجکار هنگام نشاء برنج؛ در آن نشاء سبز میگذاشتند و حمل میکردند. تشت را با لبه حدود ۱۰ سانتیمتر و یا کمتر میساختند و عموماً ظروف مورد استفاده مسی را با قلع سفید صیقل میدادند. نوعی هم تشت حمام درست میکردند که طرح و شکل آن با تشت معمولی فرق داشت. ضمناً تشتهای کوچک را تشتکه میگفتند، و لبه بعضی از آنها را هم مثل لبه مجمعه، دالبر درست میکردند ولی امروزه کاربرد ندارد.
تیان(tiyan)
دیگ خیلی بزرگ را جهت پختن غذا برای مراسمهایی مثل عروسی و علم بندیها از آن استفاده میکردند. غیر از داخل و زیر آن، بقیه قسمتهای دیگ را میسائیدند.
سوما پالان(suma palon)
همان آبکش برنج را سوماپالون میگفتند؛ و تقریباً شباهت به تشت داشت و زیر آن را سوراخ سوراخ میکردند، برای آبکش کردن برنج و استفادههای دیگر بکار میرفت، در شرایط امروز بدلیل فراوانی ظروف آلمینیومی و روی کاربرد چندانی ندارد.
مشرفه(mošrefe)
این وسیله برای برداشتن آب از چاه و جابه جایی آب خوراکی مثل بقیه ظروف مسی با کاربرد همیشگی و نیاز خانوادهها در گذشته کاربرد بیشتری داشت.
چیری(irič)
یکی دیگر از ظروف مسی بوده که هم برای دوشیدن شیر گاو و گوسفندان استفاده میشد و هم برای حمل آب و دیگر مایعات خوراکی که در آن میریختند، مانند دوشاب انگور، خرمالوی جنگلی، و ظرفیت آن ۸ الی ۱۰ لیتر دارد.
خاک انداز(kandaz)
جهت رفت و روب و برداشتن خاک و … منزل بوسیله جاروهای کلشی که امروزه نوع پلاستیکی آن جایگزین شده است. در واقع خیلی از مصنوعات ظروف مسی بدلیل سنگینی و گرانی منسوخ شده است.
آفتابه لگن(aftabe lagan)
دو نوع وجود داشته، مسی و برنجی که در آن زمان خانوادهها در مجالس رسمی، قبل و بعد از خوردن غذا دستشان را میشستند و شیوه کار طوری بوده که یک نفر با دست راست و دست چپ زیر لگن را میگرفت و با خم شدن، به میهمانان سر سفره تعارف میکرده و به دستشان آب میریخته است. چون در قدیم غذا را با دست میخوردند و سفره هم روی زمین پهن میشد. بهترین نوع آفتابه لگن را که در روسیه قدیم میساختند که امروزه جزء اشیاء عتیقه به شمار میرود. دریچه آفتابه لولا داشته و باز میشده برای ریختن آب که در داخل لگن طوری ساخته میشده که آب به صورت افراد پاشیده نشود.
کالبی(kalbi)
جنسش از تفاله یا پهن گاو که با کاه قاطی کرده و به شکل دایره درست میکنند و کارکردهای مختلفی دارد، برای حمل ذغال و شفیره کرم ابریشم استفاده میشود. و یکی دیگر از وسایل بومی در استان گیلان میباشد که با توجه به نوع معیشت و زندگی از آن استفاده میشد.
البته ابزارهای آشپزخانه بصورت مشابه در اکثر شهرهای استان گیلان موجود میباشد: هر چند با تغییری مختصر و با گویش خاص آن شهر، شناخته میشود. به علت زیاد بودن ابزارها، تعدادی از آن در این پژوهش آورده شده است.
روش پژوهش:
موقعیت پژوهشی، توصیف و تفسیر پدیدههای مورد بحث در این پژوهش میباشد. از تجربههای اصلی آن، مشاهده مشارکتی و مصاحبه با استفاده از تجهیزاتی مانند: دستگاه ضبط صدا- دوربین دیجیتال- دستگاه فیلم برداری – رایانه – تصاویر طراحی شده – نقشهها و… میباشد.
از آنجا که جوامع سنتی از وسایل و تجهیزات تکنیکی ساده و ابتدائی برخوردارند، و از کار خود چه بصورت فردی یا گروهی بهره قلیلی میبرند. در این تحقیق نقطه نظر فونکسیونی یعنی کارکرد ابزار و استفاده از تکنیکهاست، و همچنین سیر تکنولوژیکی آن، با توجه به وظیفهای که در سلسله مراتب خدمت به انسان دارند.
در ادامه میتوانیم در مورد تکنیک و زنجیره فنی صحبت کنیم، از صاحب نظران این بحث میتوانیم افراد ذیل را معرفی نماییم:
مارسل ماژه – او سطوح تحلیل را تا حد تحلیل حرکات فنی اولیه مانند یک مجموعه واحد و به هم پیوسته میبرد، که آنرا اتم عمل نام نهاد. آندره لوراگوران که در کتاب حرکت و سخن به این بحث توجه کرده است.
روبرکرسول – او دراین باره میگوید: «زنجیره فنی عملیاتی است که ماده اولیه را به شکل فرآورده شیء مصرفی یا ابزار تغییر می دهد».
هلن بلفت – او در این باره میگوید: « رویدادهای فنی، حلقههای به هم پیوسته که طی یک فرآیند به نتیجه معین میرسند».
در این پژوهش ما به دسته بندی دانشمند فرانسوی آندره لوراگوران توجه کرده، و در سلسله تقسیمات او، که شامل پنج تقسیم میباشد، به تکنیکی که استفاده مصرفی دارند؛ مثل غذا پختن، وسایل منزل، و…. توجه بیشتری شده است.
از جمله تغییرات مهم در مقایسه با ابزارهای سنتی در مقابل صنعتی:
نوع جنس ظروف و مواد تغییر کرده، و از مس – چوب – گل؛ به چدن- ملامین – آلومینییوم- استیل- پلاستیک و… درآمده که در تهیه آن از روند تکنولوژی و مواد ترکیبی شیمیایی بیشتر استفاده شده است. در تشریح ابزار تحقیق باید گفت: ظروف سنتی در آشپزخانه با توجه به معرفی آنها در قبل بصورت ساده و دارای کمییت کمتری بوده، دستهبندی آن مشخص و بصورت ساده و طبیعی، ساخته دست انسان میباشد. انواع قاشقها، که چوبی بوده و بوسیله خراطی و نیروی انسانی و ابزار مکانیکی ساخته شده، سفالها مثل کوزه – نیره- گمج و… که معمولا” توسط زنها ساخته می شده و کمتر از وسایل پیچیده استفاده شده است. وسایل پخت کلِه kale، که با مرور زمان با سوخت نفت آماده میشد، و ابزارهای مسی که شامل ظروف و کاسه و دیگهای بزرگ و کوچک بوده که بعلت فراوانی مس در آن دوره یعنی در سال ۱۳۱۰ آن هم توسط مسگران ساخته میشده و در بعضی ظروف نقوش زیبایی و حالت خاصی به آن داده میشد.
با توجه به توضیحات گفته شده دسته بندی جنس وسایل به شرح ذیل میتوان بیان نمود: در سنتی از چوبی، سفالی و گِلی، مسی، آهنی، روی استفاده شده. و در صنعتی از چوبهای mdf، پلاستیکی، آلومینیومی، استیل، چدن، فولاد، کروم، مواد پلی اتیلن و پلی پروپیلن.
نوع استفاده از سوخت در سنتی؛ چوب و ذغال، که به مرور زمان نفت و گازوئیل. و در صنعتی؛ گاز، برق و باطری مورد استفاده قرار میگیرد.
مکان قرارگیری وسایل سنتی:
بصورت پراکنده در نقاط مختلف خانه، همچنین آشپزخانه صحرایی نیز در فضای باز و بیرون از اتاق و خانه ساخته میشد.
اما در صنعتی، در مکانی مشخص و متمرکز بنام آشپزخانه، بصورت مکانیزه و متمرکز و فشرده و قابل انتقال میباشد.
مقایسه برخی ظروف سنتی و صنعتی و تغییرات آن:
بطور مثال: سوماپالان (آبکش) که از روی و مس ساخته میشد، به انواع آب کشهای پلاستیکی در اندازههای مختلف تغییر یافته؛ دیگهای مسی به انواع دیگهای فولادی و چدنی همرا با آستر نچسب و آلومینیومی تبدیل شده؛ کاسه و پیاله گلی و سفالی به انواع پلاستیکی و شیشهایی و کریستالی با تزئینات مختلف در آمده؛ قاشق و ملاقه از چوبی و مسی و آهنی با تعداد مشخص به انواع قاشق و ملاقه با جنس کرُم – فولادی- مواد پلاستیکی در واحد شمارش دست؛ مثلا یک دست قاشق و با تنوع ساخت با نقوش و رنگهای مختلف در آمده؛ چاقو در گذشته به تعداد یک یا دو نوع بوده، اما امروزه از کاردهای متفاوت با اندازههای مختلف که کارکردهای مختلفی دارد. از برش نان تا پاک کردن ماهی و بریدن و قصابی گوشت گرفته تا کاردهای میوه خوری و کاردهای کوچک برای صبحانه.
تابهها در گذشته با نام خرکاره از سفال و آهنی بوده، اما امروزه تابه با جدارهای پوششی و تحمل قدرت حرارت بالا ساخته میشود.
در رابطه با وسایل برقی در آشپزخانه باید گفت آنچنان استفاده و کاربردی در آشپزخانه سنتی وجود نداشت در صورتی که در آشپزخانه صنعتی کار با وسایل برقی کارها را آسان و با بازده زمانی بهتر آنرا فراهم آورده و مقدار کارآیی آن بیشتر کرده؛ بطور مثال آب میوهگیری سنتی از جنس چوب و با استفاده از نیروی مکانیکی بوده، در ابزار صنعتی این وسیله با تکنولوژی پیشرفته با حرکت چرخشی و دوّار مورد کاربرد قرار میگیرد. و از انواع تکنولوژی متفاوت ساخته شده که با انرژیهایی مثل برق و گاز و باطری مورد استفاده قرار میگیرد. در یک نگاه ساده وسیلهای مثل سماور که در رابطه با تکنولوژی وفق داده شده: سماور ذغالی، سماور نفتی، سماور برقی، سماور گازی و در نهایت بوسیله شارژ و باطری توسعه یافته است.
به غیر از توضیحات گفته شده انواع وسایل گوناگون دیگر در ابزار آشپزخانه امروز اضافه شده که ظرافت و دقت کار را در آشپزخانه را بالابرده، در ادامه باید گفت آشپزخانههای صنعتی امروز در گیلان از روش مدرن پیروی میکنند. که این اصل در روستاهای گیلان نیز سرایت کرده است.
در آشپزخانه امروزی در گیلان کابینتها با طرز و رنگ جالبی در کنار وسایل لباسشوئی چیدمان گردیده، و نوع معماری آن نیز بصورت open و غیر از آن نیز ساخته شده که در معماری سنتی این چنین ساخته نمیشد، و غیر از اجاق که در گوشه اتاق ساخته شده، مابقی وسایل بصورت پراکنده قرار گرفته، در آشپزخانه جدید وسایل در کنار شیر ظرفشویی که مقداری از ظروف در داخل کابینتها و دستهای دیگر بصورت تزئینی در نقاط مختلف آشپزخانه چیده شده، در صورتی که ظروف در گذشته به روی چهارچوب و بصورت ساده و یا پراکنده در تلار (ایوان) قرار داده میشد.
یخچال که یکی از وسایل مورد نیاز در هر آشپزخانهایی میباشد، با نوع و مدلهای خارجی و ایرانی مورد کاربرد است. در صورتی که در گذشته یا وسایل خود را داخل خمرههای بزرگ که نمک آلود بوده و در ته زمین که خنک بود قرار میدادند، راه دیگر نگهداری و جلوگیری از فساد غذا چاهی عمیق حفر کرده و برف زمستان را داخل آن چاه ریخته و بعضی از وسایل خوراکی خود را داخل آن قرار میدادند. راه دیگر نگهداری از وسایل فضای مکعبی شکل در نقطهایی از مکان خانه که بربلندی و در معرض باد قرار داده، تا هم دور از دسترس حیوانات موزی قرار گیرد و هم تا مدتی بتوان از آن استفاده کرد.
در رابطه با اجاقها، در مقایسه با اجاق گاز امروزی تفاوت بسیاری دارد. در آشپزخانه سنتی در گیلان این اجاق که بنام کلِه از آن یاد شده بدون خروجی دود و به شکل آزاد و معمولا در گوشه اتاق توسط زنها ساخته میشد؛ تا آنجا که کارکرد دود در آشپزخانه در موارد دیگر مورد دیگر استفاده میشده، کارکرد ویژه آن از جمله برای خشکاندن برنج که بر روی چوبهایی که در بالای سقف خانه آویزان بوده و برنج شلتوک (برنج با پوسته) و بعد از خشک شدن با دستگاهی به نام پادنگ که با فشار پا کار میکرده و بعد از جدا شدن پوسته، آنرا بوسیله تبجه tabaje توسط خانمها غربال و جدا میشد. بعضی از کلِهها نیز در داخل حیات و با گذاشتن چند سنگ در کنار آن و با سوخت چوب و ذغال درست میشد. که در مقایسه با اجاق امروزی که دارای هود و هواکش میباشد، تفاوت بسیار مشاهده میشود.
شستن ظرف بصورت سنتی بصورتی بوده که در کنار رودخانه یا در کنار چاه خانه و حوض وسایل در تشتی شسته میشده، اما امروزه ظرفشویی بصورت روکار و توکار، بسته به نوع مصرف خانوادهها دارای ابعاد گوناگون و مدلهای متفاوت میباشد. در ضمن ممکن است یک لگن یا دولگن داشته و علاوه بر آن یک سینی یا دو سینی ساخته میشود.
در مورد لباس شستن سنتی بصورتی ساده لباسها را در تشتی آب ریخته و بیشتر با نیروی دست که حتی در بعضی از روستاها این امر جایگاه ویژه خود را حفظ کرده، زنهای روستایی با جمع کردن رختها و بردن آن در کنار رودخانه و با تعامل و گفتگو با یکدیگر نوعی ارتباط شفاهی نیز برقرار میکنند.
در ماشین لباسشوئی صنعتی همچنان که از نامش پیداست، بصورت مکانیکی و الکتریکی و با زمان تعیین شده مورد کاربرد قرار میگیرد.
عصرانه در آشپزخانه سنتی به صورت ساده و زیبا بر روی سفره حصیری با لقمهایی نان و پنیر و سبزی محیاء میشد، اما امروزه دستگاه توستر برای برشته کردن نان و دستگاه ساندویچ ساز و مایکروفر برای استفاده و طبخ غذا و گرم کردن مورد کاربرد است.
ناگفته نماند از جمله وسایل گذشته سنتی به نوعی با محیط زیست سازگارتر بوده مثل وسایل چوبی طبیعی و سفال به نوعی مورد استفاده در جامعه صنعتی میتواند باشد. از جمله آدابی که در گذشته نمودار یک ارتباط انسانی بوده، تعاون و همیاری افراد خانواده که در استفاده از ابزار آشپزخانه برای طبخ غذا در ایامهای مختلف مذهبی و یا عروسی با یکدیگر به تعامل میپردازند.
نتایج:
رشد صنعت و حضور ملموس تکنولوژی در خانه، همچون اختراع و توسعه فناوری لوازم خانوادگی؛ و زن خانه به عنوان یکی از ارکان جدی خانواده با محول کردن بسیاری از کارهایی که در دنیای سنت در خانه مجبور بود آنها را انجام دهد با وسایل پیشرفتهای همچون جارو برقی، ماشین لباس شوئی، ماشین ظرفشویی و غیره، فراغ بالی گستردهای پیدا کرد و یا به زبان دیگر وقت آزاد بیشتری را بدست آورد که حالا میتوانست آن را صرف کارهای اجرائی در بیرون از خانه و از آن مهمتر کارهای فکری کند. بی شک استفاده از صنعت و رشد مصرف تکنولوژی نقشی به سزا و تاثیر مهمی در ایجاد و تقویت جنبشهای فکری – اجتماعی زنانه و برابری جویانه داشته است. در دنیای مصرفی جدید این تصور که تمام کارها و خدمات داخل خانه به وسایل خانگی سپرده شده است و مادر تنها کنترل کننده آنهاست، تصور انجام کارهای سخت توسط مادر را در میان اعضای خانواده از بین برده و ارزشهای زن را نابود کرده است. در حالیکه اساسا این تنها یک «تصور» آرمانی مدرن است. یعنی همچنان موقعیت آشپزخانه با تمامی وسایل مدرنش به نوعی دیگر وظایف سخت را بر زن هموار کرده، که البته هر چند رهایی دستان زنان از کارهای سخت خانه را فراهم ساخته؛ اما از سویی دیگر این موقعیت، ارزشهای پنهان زن و مادر را از میان برده و موجبات رهایی کامل او را فراهم نکرده است.
امروزه در جامعه مدرن انسانها ناظر قدرت نمائی اشیاء هستند، اما دیروز یعنی در دنیای سنت این اشیاء بودند که زیر قدرت انسانها بودند، یعنی اشیاء بخشی یا نمودی از انسانهایی بودند که فرهنگ و تعلقات فکری و روحی خویش را به شیء منتقل می کردند. به عبارت دیگر رابطهای تنگاتنگ بین فرهنگ خالق اثر و معنای درونی اثر وجود داشت، اما در دنیای مدرن مصرفی امروز، انسانها با ریتم اشیاء زندگی میکنند (بزرگیان ۱۳۸۳، ص۱۰۹).
جوامع سنتی در اثر پیشرفت تکنولوژی نوع خصوصیات و سرشت خود را بالاجبار از دست میدهند. کوشش انسان شناس آن است که مکانیسمهای تغییرات اجتماعی و فرهنگی آنها را تثبیت و ضبط کند و با قدرت تفسیر و تجزیه و تحلیل کاربردشان را مورد کنجکاوی قرار دهد(عسکری خانقاه ۱۳۷۳ص۳۱ ).
بحث و یافتههای تحقیق:
مسئلهای که در این پژوهش مطرح شده نقش محوری انسان و ردپای انسانی او در تطور تاریخی و سیر آن در زمان و عصر جدید میباشد. آنچه به نظر مهم میرسد، ارزشهای اجتماعی است که حتی در اشیاء و وسایل که بر حسب نیاز جامعه مورد نظر و نیاز اجتماعی و زیستی اعضای جامعه بوده و بر افراد تحمیل میشود، در نتیجه انکار کردن و نادیده گرفتن آنها غیر ممکن به نظر میرسد. پس روند شکلگیری و گسترش ابزار در زندگی خانوادهها یکی از عوامل مؤثر بر این ارزشها میباشد. کارکرد ابزارهای منزل به گونهای بوده که حتی جمع آوری آن در آماده نمودن بستر زندگی اولیه یک شخص جزو نیازهای اولیه و مهم به شمار میرود، حتی این کارکرد در خانواده بخوبی نمایان است. استفاده از این ابزار برای خانوادهها جزو نیاز فردی به شمار میرود، گذشته از آثار سنتی این اشیاء در حال حاضر نیز تنوع و دخیل شدن تکنولوژیک و استفاده بیشمار این وسایل خود به نوعی قابل بحث میباشد و امّا بحث لازمه این تحقیق سوق انسان ابزارساز به روابط اجتماعی و فرهنگ خاص خود است. بهر حال اگر بخواهیم تکنولوژی وسایل مورد نیاز عصر خود را بهتر بشناسیم و موضوع تحقیق خود را بهتر تعمیم دهیم، لازم است که این روند را در گذشته به خوبی مطالعه کنیم، زیرا هر تکنولوژی نو بر هم زننده نظم گذشته میباشد. و اشیاء گذشته را به انزوای خاص خود میبرد. شناسایی این اشیاء در مرحله اول به نوع ثبت و ضبط زندگی و قشر اجتماعی منحصر به فرد زمان خود پرداخته و کارایی این ابزار را در عصر و موقعیت خویش نشان میدهد. در مرحله دوم مقایسه صنعتی و تحلیل مردم شناختی آن میباشد.
پیشنهادهای این پژوهش:
موضوعات از این دست بصورت متمرکز و با زمان مناسب میبایست مورد مطالعه بیشتری قرار گیرد. توجه به امر پژوهش در راستای جمع آوری و تهیه آن نیازمند حمایت بیشتری از طرف مسئولین بخصوص نهاد و سازمانهایی مثل میراث فرهنگی و موزهها میباشد. دراستان گیلان موضوعاتی که مورد توجه قرار نگرفتهاند بسیارند، اهمیت به امر تحقیق در موضوعات کار نشده میتواند راه بهتری را برای شناخت پدیدههای متنوع در استان بگشاید. و شناخت ملموستری از عناصر و ناشناختههای آن برای نسل جدید به همراه داشته باشد.
منابع:
آریانپور، ا.ح « جامعه شناسی هنر» / ، انجمن کتاب دانشجویان- دانشکده هنری زیبا دانشگاه تهران: فروردین ۱۳۵۴٫
بزرگیان، امین « فصلنامه جامعه شناسی»/ ، سال اول شماره ۱ و ۲ ، بهار و تابستان ۱۳۸۳٫
حشمت الله، طیبی، «مبانی جامعه شناسی و مردم شناسی ایلات و عشایر» / تهران: دانشگاه تهران، موسسه انتشارات و چاپ، ۱۳۷۴٫
سعیدیان، عبدالحسین «ایران زمین» / انتشارات علم و زندگی، سال ۱۳۷۵٫
عسگری خانقاه، اصغر « مردم شناسی» روش، بینش، تجربه / نشر شب تاب ؛ ۱۳۷۳٫
مالینوفسکی، برونیسلاو «نظریهای علمی درباره فرهنگ» / ترجمه عبدالحمید زرین قلم، تهران: گام نو، ۱۳۷۸٫
مهدی، حجت « میراث فرهنگی در ایران» سیستمها برای کشور اسلامی/ معاونت حفظ و احیای سازمان میراث فرهنگی کشور، تهران، سازمان میراث فرهنگی کشور،۱۳۸۰٫
این مقاله نخستین بار در فصلنامه علمی پژوهشی علوم اجتماعی (سال چهارم، شماره ۱۶، بهار ۸۷) به چاپ رسید و برای تجدید انتشار، توسط نویسنده جلال جعفرپور در اختیار سایت «میراث فردا» قرار گرفته است.



