خانه > اخبار مردم شناسي > آیین چهارشنبه‌ سوری

آیین چهارشنبه‌ سوری

 

از جشن آتش تا جشن چهارشنبه سوری

نگارش: پوریا گل محمدی

چهارشنبه سوری و برگزاری جشن  آتش نه تنها در ایران، بلکه در بسیاری از کشورها آیینی مرسوم است. این جشن برای ایرانیان حکم استقبال از نوروز و بهار را دارد و مردم با روشن کردن آتش و تطهیر خود که بعد از تطهیر کاشانه (خانه تکانی) صورت می‌گیرد، به استقبال بهار و زندگی نو می‌روند.

آتش در نزد ایرانیان باستان، مظهری از اهورامزدا بود که امروزه این باور در نزد زرتشتیان همچنان باقی است. در زمان حمله اعراب به ایران، به دلیل آنکه شناخت روشنی از تقدس آتش در نزد ایرانیان نداشتند، به سنت یونانی‌ها آنها را مجوس (آتش پرست) خواندند.

نسبت دادن چهارشنبه سوری به آتش پرستی و سنت مجوس، سخنی بدون شناخت و ناشیانه است. بارها این الفاظ و ادبیات توسط برخی از تازیان درباره ایرانیان تکرار شده است. نمونه بارز و اخیر آن، جنگ تحمیلی است که صدام بارها از چنین ادبیاتی استفاده کرد و ایرانیان را مجوس و جنگ خود را قادسیه خواند. اما خوب و نیک می‌دانیم که اسلام بعد از آمیخته شدن با فرهنگ ایرانی، بارورتر و کارآمدتر شد و این تحول در هیچ کشور عرب آن چنان که باید رخ نداد. ایرانی فرزند مهر است و به نامهربانان به مهر می‌نگرد.

شیوما چی‌آن، مورخ بزرگ چین، که در ۱۲۵ پیش از میلاد به مدت ۱۳ ماه به مناطق غرب چین و ایران سفر کرده بود، در کتاب خود آورده است: «ایرانیان مردمانی نجیب، بزرگوار و مهربان هستند، عادت به آزار تازه واردین ندارند، کشاورز، دامدار و صنعت‌گر هستند. این مردمان صدها شهر کوچک و بزرگ دارند که این شهرها دارای دیوار و دروازه و بازار هستند. با این که ارتشی بزرگ‌تر از همه کشورها دارند، با غارت‌گری و برده‌ گرفتن زندگی نمی‌کنند. دارای دادگاه و قانون هستند. …» (همشهری، چهارشنبه، ۲۶/۵/۱۳۸۴)

شاید نگاهی علمی‌تر به آیین آتش در جشن چهارشنبه‌سوری سبب شناخت بهتر و بیشتر آن شود. آگاهی از سنن و گذشته‌ی خود برای هر فرد یک نیاز است و این مسئله در مورد ایرانیان که دارای تاریخ و فرهنگی کهن و عمیق هستند، بسیار لازم و ضروری است. این ضرورت، زمانی بیشتر خودنمایی می کند که بدانیم مستشرقین برای شناخت ایران و فرهنگ آن بیشتر به کتاب‌هایی استناد کرده‌اند که تاریخ نویسان کشورهای شکست خورده از ایران آن‌ها را به نگارش درآوره اند.

بسیاری معتقدند که در ایران باستان ایام هفته با نام‌های شنبه، یکشنبه، دوشنبه، سه‌شنبه، چهارشنبه، پنج‌شنبه و جمعه وجود نداشته است و ایرانیان برای نامگذاری روزها از نام ایزدان استفاده می کردند، مانند : فروردین روز، اردیبهشت روز، آبان روز، …، بهمن روز و … . اما پس از اسلام، تقسیم بندی ماه‌ها به هفته و هفت روز، در تقویم ایرانی رواج یافت. بر این اساس بسیاری معتقدند، چهارشنبه سوری متعلق به ایران پس از اسلام است.

از طرفی برخی می‌گویند نامگذاری روزها براساس ایزدان متعلق به زرتشتیان است و در ایران باستان ادیان دیگری مانند مزدکی یا مانوی نیز وجود داشتند؛ پس اگر چیزی در ایران وجود داشته که ریشه‌ی آن به دین زرتشت نرسید، نمی توان گفت ایرانی نیست. ممکن است روزهایی با نام شنبه، یکشنبه و … در دیگر دین های ایران باستان وجود داشته باشد. دکتر «ابوالقاسم اسماعیل پور» متخصص ادبیات ایران باستان و ادبیات و هنر مانوی در این باره، می گوید: «البته این که می‌گویند؛ قبل اسلام روزی با نام چهارشنبه نداشتیم، قطعی نیست. من در متون مانوی که مربوط به دوران ساسانی است، به متنی برخورد کردم که به «دوشنبه» اشاره می کند. شاید در دین زرتشتی چهارشنبه نبوده باشد، اما در ادیان و کشورهای دیگر ممکن است وجود داشته باشد. ممکن است این مراسم از طرف مانویان در ایران گسترش پیدا کرده باشد و در ادامه، تبدیل به یک جشن ملی شده است.»

دیدگاه دیگر این است که؛ چهارشنبه سوری همان «جشن سوری» است که در ایران باستان برگزار می‌شد و در گذر زمان و همزمان شدن آن با شب چهارشنبه (سه‌شنبه شب) تبدیل به چهارشنبه سوری شده است. پس این جشن متعلق به ایران پیش از اسلام بوده و سابقه ای طولانی دارد.

در فرهنگ ایرانیان اعداد از نظر نمادین دارای معانی خاصی هستند. برای مثال عدد هفت در نزد ایرانیان مقدس است. این مسئله را می‌توان در سفره‌ی هفت سین و یا فراهم کردن هفت توده‌ی آتش در چهارشنبه سوری برای پریدن از روی آن مشاهده کرد. شاید انتخاب چهارشنبه به دلیل وجود چهار فصل سال باشد که در چهارشنبه‌ی آخر سال به پایان می‌رسد. پس می‌توان چنین برداشت کرد که مردم به خاطر آنکه چهار فصل سال به پایان رسیده و سال جدیدی آغاز می‌شود، جشن می گیرند و آتش که نماد روشنایی و نابود کننده‌ی تاریکی و سرما است، نقش اصلی را در این جشن بازی می کند.

ابوریحان بیرونی در کتاب «آثار الباقیه» عدد چهار را از نظر نجومی نحس می‌داند. پس توجیه دیگر این است که مردم برای از بین بردن نحسی این روز آتش برپا می کردند.

 

جشن سوری یا چهارشنبه سوری

واژه جشن از کلمه ی «یسنه» آمده که ریشه ی اوستایی دارد و به معنی ستایش کردن است. بنابراین معنی واژه جشن، ستایش و پرستش است. هدف از برگزاری جشن‌ها در ایران باستان، ستایش پرودگار، گردهم آمدن مردم، سرور و شادی، داد و دهش و بخشش به بینوایان و زیردستان بوده است. (۲)

«سور» واژه ای پهلوی است که به معنای مهمانی، بزم، جشن و جشن عروسی آمده است. و «سوری» نیز به معنای: گل سرخ رنگ، رنگ سرخ، شادی و چیزی که به رنگ سرخ باشد مورد استفاده قرا گرفته است.
پس چهارشنبه سوری را می توان یک جشن و شادی دانست که با سرخی همراه است و این سرخی همان آتش است. اما اگر بپذیریم که چهارشنبه سوری همان جشن سوری است و جشن سوری به معنای ستایش آتش؛ نباید این ترکیب ما را به اشتباه بیاندازد که مردم آتش را به عنوان خدا ستایش می‌کردند. همانطور که پیش‌تر گفته شد هر چیز خوبی به خدا نسبت داده می‌شود و در این میان روشنایی آتش که مهم ترین نقش را در زندگی بشر بازی می کند، نشانی از حضور خداوند است.

توجه به آتش و احترام به آن نیز برای انسان ایران باستان چنین بوده است و هم اکنون نیز در بسیاری از ادیان، روشن کردن آتش پیش از نیایش مرسوم است که می توان برای مثال به «روشن کردن شمع» در مکان های مقدس اشاره کرد.

پس جشن سوری یا چهارشنبه سوری مراسمی است که مردم در کنار آتش به شادی می‌پردازند و این شادی نوعی ستایش و سپاس از خداوند است که با پایان دادن به زمستان و تولد بهار  به آنها زندگی تازه می‌بخشد.

 

نقش آتش در چهارشنبه سوری و فرهنگ ایرانی

احترام به پدیده‌های هستی و آفریدگان که انسان را به یاد خدا می اندازد نماد ایمان و باورهای آدمی است. این خصوصیت در نزد مردم ایران باستان در احترام به آب و آتش و طبیعت به خوبی نمایان است. «آتش، نشانه ای از حضور خدا، در همه‌ی آیین‌های ایران باستان مقامی والا دارد.»(۲)

احترام امروز زرتشتیان و ایرانیان باستان به آتش نیز از ایمان آنها نشأت می‌گیرد. پس، بر خلاف تصور عامیانه ای که وجود دارد ایرانیان آتش را خدا نمی دانستند بلکه، به عقیده ی آنها آتش مظهر روشنایی و روشنایی مظهر دانش و نابود کننده ی تاریکی و بدی است؛ به همین دلیل است که ایرانیان برای آتش احترام خاصی قایل بوده و آن را نشانه‌ای از حضور خداوند می دانستند.

نباید فراموش کرد آتش به خاطر نقشی که در زندگی مردم از نژادها و ملیت‌های مختلف گذشته داشته است برای همه‌‌ی ادیان باستانی مقدس بوده و این احترام به آتش و استفاده از آن در جشن‌ها نه تنها در ایران بلکه در بیشتر جوامع مرسوم بوده و چندان عجیب نیست. (برای مثال می توان، احترام گذاشتن به آتش در کشور هند و یونان اشاره کرد.)

آتش کانون مناسک هندوان و زردشتیان بوده است، اما ریشه‌های آن به دوران هند و اروپایی بازمی گردد. گرچه باورها و  اعمال به دوران پیش از زردشت می‌رسد، اما کاملا رنگ زردشتی به خود گرفته اند و در اسطوره شناسی ایرانی غالبا دشوار است که عقاید قدیم را از متاخر جدا سازیم. آتش پسر اهور مزدا، نشانه ی مریی حضور او و نمادی از نظم راستین اوست و یکی از پارسیان کنونی در (مسانی، صفحه ۸۰)، می نویسد : « واقعا چه چیز می تواند بیش از شعله، پاک بی آلایش نماینده ی طبیعی و والای خدا باشد که خود «نور جاودانی» است.»(۲)

این نگاه مقدس به آتش که روشنی بخش و یادآور وجود خدایی بزرگ و آفریننده ی روشنی برای انسان است، از گذشته های دور با ایرانیان بوده و هم اکنون نیز در بسیاری از مراسم های ایرانی به چشم می خورد. به همین دلیل حضور آتش در جشن های ایرانی و برگزاری جشن چهارشنبه سوری، که خبر از پایان سرما و تاریکی می‌دهد نشان ایمان و احترام نیاکان ما به به اهورامزداست.

 

جشن چهارشنبه سوری

عده ای براین باورند که؛ در ایران باستان روزی با عنوان چهارشنبه سوری نداشته ایم و اعتقاد دارند، چهار شنبه سوری پس از اسلام به وجود آمده و برگرفته از جشن «پنجه» است؛ جشنی که پیش از اسلام، زرتشتیان برای شادی روان نیاکان برگزار می کردند. جشن «پنجه» از جشن های «گاهنبار» متعلق به زرتشتیان است که آخر سال برای روان نیاکان برگزار می گردید. چرا که زرتشتیان اعتقاد داشتند در پنج روز آخر سال روان نیاکان به خانه باز می گردد تا از زندگی و شادی آن ها با خبر شود.

اما عده ای دیگر این نظر را رد می کنند و معتقدند؛ جشن چهارشنبه سوری «جشن پنجه» نیست چون که «جشن پنجه» بن مایه ای زرتشتی دارد و در پنج روز آخر سال برگزار می شود و در آن «میر نوروز» به حکومت می پردازد در حالی که جشن «سوری» یک جشن ساده و ابتدایی است و به هیچ عنوان یک جشن دینی و آیینی نیست.
ما سند مکتوبی در مورد چهارشنبه سوری در متون مقدس زرتشتی نداریم و به همین دلیل فقط می توان گفت، شاید، این جشن تنها متعلق به زرتشتیان نبوده است.

جشن سوری یا چهارشنبه سوری جشن برپایی آتش است و جشن آتش در تمام کشورها مرسوم است، اما ایرانیان با سلیقه ی خود این جشن را زیباتر برگزار می کرده اند. با این توصیف می توان چهارشنبه سوری یا جشن سوری را یک جشن بومی و ملی دانست که تمام مردم ایران با ادیان مختلف در این جشن شرکت می‌کنند و زرتشتیان نیز بخشی از مردم ایران هستند.

اما با توجه به جایگاه آتش در زندگی مردم گذشته و اینکه زرتشتیان تنها گروهی از مردم ایران را تشکیل می‌دهند نه تمام آنها را؛ و اینکه آتش در دین زرتشتیان مقدس و دارای احترام است و آنها از روی آتش نمی‌پرند؛ و این برخلاف روش مرسوم در این روز است که مردم از روی آتش می پرند، می توان مراسم چهارشنبه سوری را جشنی متعلق به ایران باستان و پیش از زرتشتیان دانست که در طی زمان، مراسم دیگری به آن افزوده شده است و همانطور که گفته شد با توجه به جایگاه آتش در زندگی مردم گذشته، جشن آتش در تمام کشورها مرسوم بوده و هست، اما ایرانیان با سلیقه ی خود این جشن را زیباتر و گاهی به آن رنگ دینی داده اند.

دکتر «منیره احمد سلطانی» متخصص فرهنگ عامه دراین باره می گوید :

«بیشتر جشن های ایرانی با رفتار‌های دینی همراه بوده است. جشن های ایرانی دارای ریشه و اندیشه ی خاصی هستند و بر خلاف تصور عامیانه ای که وجود دارد، ایرانیان آتش را خدا نمی دانستند، بلکه به عقیده ی آن ها آتش مظهر روشنایی و روشنایی مظهر دانش است. به همین دلیل است که ایرانیان برای آتش احترام قایل بوده و آن را نشانه ای از حضور خداوند می دانستند. این امر یکی از دلایل حضور آتش در جشن های ایرانی مانند چهارشنبه سوری است، که به مرور زمان جنبه ی دینی و اعتقادی پیدا کرده است. دینی کردن مراسم در همه جا دیده می شود و این کار در بین ایرانیان بیشتر از اقوام دیگر صورت می گیرد؛ چون ایرانیان زودتر از تمام اقوام به ستایش خداوند پرداختند؛ به همین دلیل بیشتر جشن های ما تا حدودی ریشه ی دینی پیدا کرده اند».

 

بن نوشت ها:

۱ـ شناخت اساطیر ایران – جان هیلز، ترجمه؛ ژاله آموزگار – احمد تفضلی.

۲ـ ما ایرانی هستیم – سیروس کریمی بختیاری.

۳ـ ایران باستان؛ ماریژان موله، ترجمه ی ژاله آموزگار.