ميراث فردا » مجموعه گفتمان میراث فردا با پژوهش‌گران و اساتید علوم اجتماعی و حوزه‌های میان رشته‌ای
خانه > اخبار مردم شناسي, مراكز مردم‌شناسي > مجموعه گفتمان میراث فردا با پژوهش‌گران و اساتید علوم اجتماعی و حوزه‌های میان رشته‌ای

مجموعه گفتمان میراث فردا با پژوهش‌گران و اساتید علوم اجتماعی و حوزه‌های میان رشته‌ای

 

پا به پای پژوهش‌گران در سواحل و جزایر جنوب ایران

(گفتگو با آتیه عارف‌پور سرپرست گروه بازنگری پروژه­ی درمان‌‌گران بومی سواحل و جزایر جنوبی ایران)

  گفتگو: ثریا لشگری

میناب ـ روستای گرازو ـ دوشنبه

بابا خلیفه معروف به غلام مارگیر، آتیه عارف‌پور، مریم عباسی (به ترتیب از راست به چپ)
میناب ـ روستای گرازو ـ دوشنبه ۱۳۹۲/۰۲/۲۶
عکاس: امیر شکرگزار – آرشیو میراث فردا

موسسه میراث فردا نامی آشنا در حوزه­ی مطالعات مردم‌شناسی و انسان‌شناسی ایران است. در طول ۷ سال فعالیت موسسه، طرح‌های پژوهشی بسیاری توسط پژوهش‌گران در جوامع روستایی، ایلی و شهری به اجرا درآمده و بیش از ۲۰۰ پژوهش‌گر در این اجرای طرح‌ها مشارکت داشته‌اند. شاید سال ۹۲ سال برون‌دهی برخی دستاورد‌های تالیفی و تصویری این موسسه باشد.

در میان مجموعه فعالیت‌های میراث فردا، چند پروژه با اهداف چند منظوره‌ای خود نمایی می‌کنند. پروژه‌هایی ارزشمند که در نگاه اول به لحاظ گستردگی ابعاد آن، این پرسش را پیش می‌آورد که انجام چنین پروژه‌هایی چگونه ممکن شده است و چه عوامل و انگیزه‌هایی محرک چنین کارهای سترگی بوده است؟

به همین خاطر و در راستای مجموعه گفتمان‌های پایگاه اطلاع‌رسانی میراث فردا، که با هدف انعکاس دیدگاه‌ها و فعالیت‌های حوزه­ی علوم اجتماعی و حوزه‌های میان رشته‌ای آن، صورت می‌گیرد، این بار به سراغ موسسه میراث فردا آمده‌ایم تا در جهت معرفی موسسه و فعالیت‌های آن، سری گفتگوهایی را با مدیران، پژوهش‌گران و برخی عوامل اجرایی پروژه‌های مطالعاتی به انجام رسانیم.

در این رابطه و در اولین سری گفتگوها، پروژه­ی «درمانگران بومی سواحل و جزایر جنوبی ایران» را مورد پرسش قرار داده‌ایم. در گفتگوی نخست که روز پنج‌شنبه‌ ۲۶ اردیبهشت ماه روی سایت موسسه قرار گرفت، پای گفتگوی صادق دقتی مدیر پروژه نشستیم که به دلیل تنوع و گستردگی مطالب، تنها قسمت اول آن منتشر شد و قسمت بعدی در روزهای پیش رو منتشر خواهد شد. گفتگوی دوم از این مجموعه به آتیه عارف‌پور سرپرست گروه بازنگری اختصاص یافته است.

آتیه عارف‌پور، کارشناس ارشد رشته مردم‌شناسی، از همکاران موسسه میراث فردا، مدت سه سال است که در واحد پژوهش این موسسه فعالیت می‌کند. در طول این مدت روی چند پروژه‌ مطالعاتی، خصوصا پروژه‌های «مردم‌نگاری سواحل و جزایر جنوبی»، «درمانگران بومی و آیینی سواحل و جزایر جنوبی ایران» و «مطالعات جامع مردم‌شناختی محلات منطقه ۱۹ شهر تهران» متمرکز بوده و وظایفی چون ناظر پژوهش، تلخیص و طبقه‌بندی اطلاعات، ارزیابی و تکمیل داده‌ها، آماده‌سازی، تدوین و نگارش را عهده‌دار بوده است.  این بار نیز بر اساس تجربه و آشنایی با پروژه جنوب به عنوان سرپرست گروه بازنگری به همراه دو تن از پژوهش‌گران باتجربه موسسه راهی سفر جنوب شد. سفری که دانش و تجربه‌های  شنیدنی بسیاری را به همراه دارد.

 

لطفا در مورد سفر بازنگری درمانگران جنوب که به تازگی به اتمام رسیده است، توضیحاتی را ارائه دهید:

پروژه­ی جنوب که توسط میراث فردا شروع شده و تا کنون نیز ادامه دارد در دو محور اصلی «درمانگران» و  «مردم نگاری» در استان هرمزگان انجام شده است. با توجه به حوزه­ی وسیع موضوع موردپژوهش، گروه­های مطالعاتی مختلف طی چند سال متوالی و در برحه‌های زمانی گوناگون، به میدان تحقیق رفته و به استخراج اطلاعات  پرداختند. این دو طرح به صورت همزمان در این استان انجام شد.

در نیمه­ی دوم سال ۹۱، اطلاعات جمع آوری شده در حوزه ی درمانگری، بر اساس موضوعات مختلفی چون بابازارها، مامازارها، بادها، موسیقی، ابزارها، اطلاع­رسان­ها، بیماران و… تفکیک و طبقه­بندی شد. بیوگرافی باباها و ماماها و شیوه‌ی درمان آن‌ها اولین موضوعی بود که مورد نگارش قرار گرفت. در طی جلسات متعدد بازخوانی مطالب ، نواقص کار شناسایی شد و پس از آن مقدمات اولین سفر بازنگری درمانگران جنوب در فروردین ۹۲ مهیا شد. در نتیجه گروه پژوهشی متشکل از آقای منصور منصوری مقدم، خانم مریم عباسی و اینجانب به عنوان پژوهش‌گر و سرپرست گروه و آقای امیر شکرگذار به عنوان فیلمبردار در تاریخ ۲۴ فروردین عازم بندرعباس شدیم. این سفر تا ۸ اردیبهشت به طول انجامید.

در طول این مدت برای رفع نواقص به میناب، بندرعباس، جزیره­ی هنگام، جزیره قشم، بندر لنگه و بندر کُنگ رفتیم. در میناب روستاهای واداشت، تُنبانو، نصیرایی، قادرخانی، گُرازو، حَکَمی ، تیاب و همین­طور پُشته­ی علی­آباد با وجود بعد مسافتی از یکدیگر به صورت فشرده  و در طی سه روز به پایان رسید.

مقصد بعدی گروه بندر عباس بود. در آنجا اهل هوا در دو محلهی کمربندی در حومهی شمالی شهر و محله‌ی خواجه عطا در بخش ساحلی متمرکز هستند. در این شهر به همراه دوستان در چند مراسم درمانی اهل هوا شرکت داشتیم. حضور مستقیم و مشاهده‌ی مشارکتی در مراسم توسط اعضای گروه، در کنار مصاحبه با اطلاع رسانان کلیدی، روش دیگری بود که در فهم مسائل مبهم راهگشا بود.

در ادامه­ی کار شهر قشم و دو روستای صَلَخ و سوزا از مجموعه جزیره قشم مکان‌های بعدی بودند که مطالعات تکمیلی در آن انجام شد. جزیره­ی هرمز، هنگام و در پایان بندر لِنگه و بندر کُنگ نیز از دیگر مقاصد مطالعاتی ما بودند. البته این نکته را خاطر نشان کنم که در سفر‌های قبلی بسیاری از مراکز روستایی و شهری در مناطق ساحلی (از پارسیان در غرب تا لیردف در شرق استان) و جزایر چهارگانه (هرمز، لارک، قشم و هنگام) که این مراسم در آن‌ها برگزار می‌شود تا آن جایی که ممکن بوده مورد مطالعه قرار گرفته‌اند اما در مرحله بازنگری تنها به مکان‌هایی سفر می‌کنیم که نیاز به اطلاعات تکمیلی دارند.

اجرای این پروژه با این گستردگی و اهداف، چه جایگاه و اهمیتی دارد؟

باید بگویم، تا کنون تحقیقات متعددی بر روی زار انجام شده است ولی وجه تمایز این پژوهش با کارهای دیگر، در گستردگی، جامعیت و نگرش ژرفانگر به این موضوع بوده که زمان و هزینه ی زیادی را هم طلبیده است. یکی دیگر از وجه تمایزات این کار شکل ارائه­ی جدید آن است. ما علاوه بر اینکه بر روی مراسم، شیوه‌ی درمان، موسیقی و … کارکرده­ایم، بر روی باباها و ماماها نیز به صورت جداگانه و مفصل کار کرده­ایم و قصد داریم یک بیوگرافی کامل از مشخصات، شیوه ی درمان، نحوه رسیدن به این مقام و … هر یک از آن ها را  ارائه دهیم. بخشی از این کار هم به آن دسته از درمانگرانی که در قید حیات نیستند و در گذشته از شهرت زیادی برخوردار بودند را شامل می شود. در عین حال باید بگویم که این­ تحقیقات، پیش تولید ساخت یک فیلم مستند نیز هست که قرار است از سوی موسسه میراث فردا، انجام شود.

مسئولیت و نقش شما در گروه چه بود و چه فعالیتی را بر عهده داشتید؟

به عنوان سرپرست گروه پژوهشی به این سفر رفتم. علاوه بر انجام مصاحبه، برنامه‌ریزی و نظارت بر روند انجام پژوهش را هم بر عهده داشتم. ولی در مجموع باید بگویم که تقسیم کار در گروه چهار نفره­ی ما بسیار عالی بود و کارها تنها بر عهده­ی یک نفر نبود. تمام اعضا، علاوه بر کار اصلی‌شان در تمام مراحل، از انجام هماهنگی در مصاحبه‌ها گرفته تا یافتن محل اسکان و … با هم بسیار همکاری داشتند. به موقع به اتمام رسیدن کار و رضایت‌بخش بودن نتایج حاصله، همگی بخاطر تلاش و همکاری عالی افراد گروه بود. برخی روز‌ها حدود ۱۲ الی ۱۴ ساعت درگیر کار بودیم. شب‌هایی هم که مراسم اجرا می شد، با وجود اینکه از صبح درگیر کار مطالعاتی بودیم، خستگی‌ها نادیده گرفته می‌شد و هیچ کس فرصت را از دست نمی‌داد و تا پایان مراسم که تا ساعت ۳ صبح به طول می‌انجامید شرکت می‌کردیم. گاهی حتی فرصت غذا خوردن هم پیش نمی‌آمد.

فضای کار و موضوعاتی که بر روی آن کار می­کردید، تا چه میزان برای شما جالب بود و تا چه اندازه توانست شما را به موضوع علاقه­مند کند؟

این موضوع چندین سال است که یکی از موضوعات مورد علاقه‌ام بوده و هست. پیش از این، برای پایان­نامه­ی کارشناسی خود بر روی این مسئله کار کرده بودم و بار اولی نبود که برای پژوهش در این حوزه به جنوب سفر می­کردم. اما آن موقع تنها منبع موثق کتاب غلامحسین ساعدی و چند پایان نامه بود.

نگرش و شناختی که اکنون به این موضوع دارم با آن سال‌ها بسیار متفاوت است. به دلیل اینکه منبع غنی از اطلاعات که در سفرهای قبلی توسط سایر پژوهش‌گران میراث فردا و در آن گستردگی تهیه شده بود در مرحله‌ی نگارش و تدوین در اختیارم قرار داشت، بیش از گذشته کنجکاوی و اشتیاقم را برای حضوری مجدد در آن فضای کاری برانگیخته بود. پژوهش در مورد موضوعی که با اعتقاد مردم و نیروهای ناشناخته درارتباط است، در حین دشوار بودن بسیار جالب است و ما را با زوایای از فرهنگ آشنا می کند که از چشم بسیاری پنهان است.

کار میدانی در میان مردمان جنوب بسیار جالب است. هر چند گروه مورد بررسی که به اهل هوا شهرت دارند به راحتی با افراد غریبه یا بهتر بگویم با افراد خارج از گروه خود، ارتباط برقرار نمی‌کنند. آن ها جامعه‌ای نسبتا بسته و ایزوله‌ای هستند که گاهی موجب هراس دیگران هم می‌شوند. ولی پس از پذیرفته شدن و معاشرت با آنان، با روی دیگر سکه مواجه خواهیم شد. آن ها انسان هایی بسیار مهربان، مهان‌دوست و شریفی هستند که از بودن در کنارشان لذت برده و خستگی کار فراموش می شود. هر چند جلب اعتماد آنها کار دشواری است ولی تمام این مراحل باعث تقویت مهارت­هایی می­شود که تنها در صورت حضور در چنین موقعیت‌هایی به دست می آید و آموخته‌های تئوری و آکادمیک در این مرحله چندان راهگشا نخواهد بود.

میناب ـ روستای حَکَمی

آتیه عارف‌پور و مریم عباسی در خانه بابا اسحاق
میناب ـ روستای حَکَمی ـ سه‌شنبه ۱۳۹۲/۰۲/۲۷
عکاس: امیر شکرگزار – آرشیو میراث فردا

ذهنیتی که نسبت به موضوع و فضای تحقیق قبل از سفر داشتید، چه تفاوت­هایی با حضور شما در میدان داشت؟ قبلا تجربه ی سفر با افراد این گروه را نداشتم و همچنین سرپرستی گروهی را بر عهده داشتم که در مقایسه با من تجربه و اشراف خیلی بیشتر به موضوع داشتند و با در نظر گرفتن کیفیت انجام کار در کنار بودجه‌ای که در اختیار داشتیم، کمی برایم ایجاد نگرانی کرده بود و می‌دانستم که کار سختی در پیش خواهیم داشت. که همینطور هم بود. ولی با وجود تمام مشکلاتی که برایمان وجود داشت از جمله مشخص نبودن محل اقامت، بخاطر روحیه و ارتباط خوب اعضای گروه با یکدیگر و همچنین با مردم بومی و تقسیم کاری که در مراحل گوناگون کار وجود داشت تمام این‌ها بخیر و خوشی گذشت. پیدا کردن اطلاع رسانان و راضی نمودن آنها برای مصاحبه هم از جمله دیگر مسائلی بود که ذهن مرا درگیر کرده بود که البته سفر های قبلی اعضای گروه و ذهنیت خوبی که از حسن رفتار آنها میان مردم وجود داشت بسیار راهگشای ما در این سفر بازنگری شد.

میدان تحقیق تا چه میزان دانش شما را تقویت کرد ؟

دیدن افراد جدید و ارتباط برقرار کردن با آنان، نحوه‌ی طراحی سوالات و روند انجام مصاحبه، همکاری اعضای گروه، نحوه­ی برنامه­ریزی و اقامت در محلی جدید با حداقل امکانات و زمان و.. مهارت­هایی است که تنها در کار عملی به دست می­آید.  این سفر برایم موقعیتی بود تا بار دیگر در چنین فضایی قرار بگیرم و دانش عملی خودم را بسنجم. در کل سفر بسیار خوبی بود و با تمام سختی­هایی که وجود داشت، الان به سختی­های کار فکر نمی­کنم. اینکه تعداد افراد گروه، کم بود و همگی آشنا به موضوع بودند، پیشینه­ی ذهنی و مطالعات قبلی انجام شده از نقاط قوت آن بودند. البته حضور در میدان تحقیق و جمع آوری اطلاعات بخشی از کار مردم­شناسی را تشکیل می دهد و بخش دیگر آن، تالیف و به رشته­ی تحریر درآوردن آن است. در کل خروجی کار، به هر شکلی مانند کتاب، مقاله، فیلم و عکس و.. بسیار مهم است و حاصل زحمات میدانی یک گروه پژوهشی است.

مشکلات کار در میدان چه بود و چگونه با این مشکلات تعامل می­کردید؟

یکی از مشکلاتی که گروه، بیشتر با آن مواجه بود، وضعیت آب و هوایی است و با توجه به اینکه در فصل بهار، به این سفر رفتیم، باز هم هوا بسیار گرم بود و برای ما کمی مشکل ایجاد می­کرد. البته باید بگویم وضعیت آب و هوا چیزی نیست که بتوان از آن به عنوان مشکل جدی یاد کرد زیرا که هر منطقه ای شرایط اقلیمی خاص خود را دارد و باید با آن کنار آمد. مسافت زیاد بین روستاها را در کنار پراکندگی افراد مورد مصاحبه در شهر که ناگزیر سبب طی مسافت­های طولانی می­شد را می توان به عنوان یکی از سختی‌های این سفر نام برد که موجب صرف زمان و هزینه‌ی زیادی می شد. علاوه بر آن نشستن طولانی مدت در اتوموبیل آن هم در جاده‌هایی که از وضعیت مناسبی برخوردار نیستند ایجاد خستگی می‌کرد. بخصوص اینکه مسئولیت رانندگی تنها با آقای شکر‌گزار بود که مسئولیت فیلمبرداری را هم بر عهده داشتند.

مراسم آئینی زار و اهل هوا از دیدگاه خاص شما چه تعریفی دارد؟

مراسم آئینی ـ درمانی است که کاربردی بودن آن موجب دوام آن از گذشته های دور تا کنون شده است. این شیوه‌ی درمان بومی، ترکیبی از گیاه درمانی، موسیقی درمانی، گروه درمانی و در نهایت نوعی خود هیپنوتیزمی است که همه حضار در آن مشارکتی فعال دارند. مجموع این عوامل نقش بسزایی در بهبود امراض داشته و با مسائل ماوراء الطبیعه آمیخته است و گاهی از آن بعنوان جادو و خرافه نیز تعبیر می شود.

در این درمان ریشهی بیماری‌های لاعلاج که هیچ پزشکی قادر به درمان آن نیست را در رسوخ نیروهایی چون باد و جن به جسم انسان می‌دانند. این نیروها در همه جا وجود دارد و به اعتقاد این گروه همه‌ی افراد دارای باد هستند و این خاص منطقهی حاشیه‌ی سواحل و جزایر خلیج فارس نیست و آنها از این موضوع آگاه نیستند. البته همهی بادها مضر نیستند و تا پایان عمر به فرد آزار نمی‌رسانند ولی دسته ای دیگر از آنان موجب بیماری فرد می شوند و آنگاه است که او به وجود آنها پی می‌برد.

مراسم زار در نقاط مختلف استان هرمزگان به یک شکل برگزار نمی‌شود. هر چند ماهیت یکسانی دارد ولی شیوه‌ی اجرای آن در نقاط مختلف متفاوت است که می‌توان آن را تحت تاثیر فرهنگ خاص هر شهر و دیار دانست و این تفاوت را ما به آشکار در بندر عباس و بندر لنگه مشاهده کردیم.

امروزه روان درمانی جمعی و موسیقی درمانی از روش های درمانی شناخته شده در علم روانشناسی است که حال در این مراسم رنگ و بوی بومی گرفته و با فرهنگ مردم این منطقه نیز آمیخته شده و به این شکل نمود بیرونی یافته است.

 بر اساس آنچه در نسبیت گرایی فرهنگی مطرح می‌شود، که باید به تمام فرهنگ ها احترام گذاشت و همچنین به کاربردی بودن این درمان بومی، نباید این شیوه­ی درمانی را خرافه دانست و مورد تمسخر قرار دارد. افرادی که از سنین و موقعیت‌های اجتماعی گوناگون به این مراسم می­آیند و در آن شرکت می‌کنند از این روش جواب گرفته‌اند که لزوما متعلق به سواحل جنوب ایران نیستند و از نقاط مختلف کشور برای درمان امراض جسمی و روانی گوناگون چون سر درد، نازایی و … مراجعه می‌کنند. نه تنها خود بیمار از حضور در این مراسم سود می‌جوید بلکه سایر افراد گروه هم با شرکت در آن قوای روحی خود را باز می‌جویند. چنان فضای با شوری در مراسم برقرار است که ما هم به عنوان افراد بیرونی به وجد می‌آمدیم.

آیا این پروژه شما را ترغیب کرده که باز هم کارهای پژوهشی از این نوع را انجام دهید؟

کار بر روی این پروژه را دوست دارم و اگر باز هم این پروژه ادامه داشته باشد، با علاقه در آن شرکت می­کنم. حضور در مراسم زار برای من بسیار جالب است. خصوصا آشنایی با افرادی از طبقات­ گوناگون که اعتقادات متفاوتی نسبت به نیروهای ماورائی چون جن و پری و باد دارند. در حالی‌که اغلب مردم از مواجه شدن با این موضوعات هراس دارند و تصور آن را هم نمی‌کنند.

جای خالی این نوع پژوهش­ها و مطالعات جامع در کشور ما چطور پر می­شود؟ آیا پیشنهاد و نظری در این خصوص دارید؟

با تمام زحماتی که گروه­های پژوهش و چه گروه بازنگری بر روی این پروژه کشیدند و همچنین وقت، انرژی و نیروی انسانی که صرف انجام این پروژه شد، ولی باید بگویم این مطالعه می­تواند خیلی جامع­تر و عمیق‌تر از این باشد که البته نیازمند صرف زمان و هزینه­­ی زیادی است. بودن مدت زمان بیشتر در کنار درمانگران و اهل هوا، ناشناخته های بسیاری از زوایای پنهان فرهنگی مردم این خطهی کشورمان را آشکار خواهد کرد که به این راحتی‌ها قابل درک نیست.

 همه‌‌ی این موارد نیازمند حمایت مادی و معنوی از سوی علاقه‌مندان و مسئولین حوزه‌ی فرهنگ است. موسسه میراث فردا با وجود آنکه یک موسسه مستقل غیر دولتی است و از جای مشخصی حمایت نمی‌شود با تلاش مدیریت موسسه به انجام چنین مطالعاتی می‌پردازد. درحالی‌ که مطالعات مردم شناختی و فرهنگی در ایران و آن هم در چنین وضعیت نابسامان اقتصادی، محجور مانده است، ما ایرانیان تنها ادعای فرهنگ دوستی را به دوش می‌کشیم.

از اینکه در این گفتگو شرکت کردید ممنونم.

 

  1. جلال جعفرپور
    ۲ خرداد ۱۳۹۲ در ۲۲:۲۳ | #1

    با تشکر از این مصاحبه زیبا و مردم شناسانه
    خدا قوت به همه پژوهشگران این پروژه…

  2. منصور منصوری مقدم
    ۸ تیر ۱۳۹۲ در ۱۴:۱۳ | #2

    با عرض سلام و خسته نباشی حضور سرپرست گروه بازنگری درمانگری سواجل جنوبی ایران خانم عارف پور و سایر پژوهشگران و همکاران عزیز در موسسه میراث فردا که با تلاش های خستگی ناپذیر خود که هر یک به نحوی سهمی در این راه بس عظیم و دشوار عهده دار بوده و هستند.
    در این نوشتار کوتاه قصد تعریف و تمجید کردن ندارم ولی باید یادآور شوم که با توجه به اینکه سفر بازنگری، اولین سفر پژوهشی خانم عارف پور در این گروه به شمار می رفت ولی با این وجود، پس از گذشت چند روز از سفر پژوهشی، به خوبی توانستن بر مشکلات محیطی و موجود در سر راه تحقیق فایق آیند و با همکاری خوبی که بین اعضای گروه حکم فرما بود، کار بازنگری طرح درمانگری سواحل جنوبی ایران با موفقیت به اتمام برسد.

  3. اتیه عارف پور
    ۱۱ تیر ۱۳۹۲ در ۰۹:۲۳ | #3

    با تشکر از همکاران عزیز آقایان جعفرپور و منصوری مقدم
    این کار تنها با تلاش دسته جمعی شما و سایر همکاران میراث فردا با موفقیت به انجام رسید

  4. ۹ خرداد ۱۳۹۳ در ۰۱:۱۱ | #4

    سلام خانم اتیه عارف پور واقعا بهتون خسته نباشی میگم و بهتون افتخار میکنم سرپرستی گروه بازنگری پروژه درمانگران را برعهده گرفتین واقعا کار سختیه که خانمی مثل شما این کارو انجام بده ومصاحبتونم خیلی خوب بود

  1. ۱۰ مهر ۱۳۹۲ در ۱۰:۱۹ | #1