خانه > اخبار مردم شناسي, مراكز مردم‌شناسي > مجموعه گفتمان میراث فردا با پژوهش‌گران و اساتید علوم اجتماعی و حوزه‌های میان‌رشته‌ای

مجموعه گفتمان میراث فردا با پژوهش‌گران و اساتید علوم اجتماعی و حوزه‌های میان‌رشته‌ای


در جستجوی فرهنگ مردم، مرکز فولکلور ایران

(قسمت سوم: گفتگو با علیرضا هاشمی ـ فرهنگ عامه دغدغه‌ا­ی پایان ناپذیر)

 

گفتگو: ثریا لشگری

مقدمه:

سید علیرضا هاشمی

در جستجوی فرهنگ مردم، مرکز فولکلور ایران، عنوان مجموعه گفتمانی ‌است که سعی دارد از ورای گفتگو با دست‌اندکاران مرکز فرهنگ مردم، فعالیت‌ها و تحولات این مرکز از بدو پیدایش تا به امروز را مورد بررسی قرار دهد.

موسسه میراث فردا با هدف انعکاس دیدگاه‌ها و فعالیت‌های حوزه­ی علوم‌اجتماعی و حوزه‌های میان رشته‌ای آن، و در راستای مجموعه گفتمان‌های خود با اساتید و پژوهش‌گران، گفت‌و‌گو‌هایی را با دست‌اندرکاران برنامه­ی فرهنگ مردم در بخش‌های مختلف به انجام رسانده است.

در دو گفتمان نخست که به فعالیت‌های رادیویی فرهنگ مردم اختصاص یافت، گفت‌گویی را با مدیر بخش فرهنگ مردم رادیو(دکتر مصطفی خلعتبری لیماکی) و سردبیر برنامه­ی رادیویی آن(خانم زهرا میرزایی) به انجام رساندیم. قسمت سوم و چهارم این گفتمان به بررسی برنامه‌های واحد فرهنگ مردم مرکز تحقیقات صدا و سیما و تاثیر و عمل‌کرد شخصیت‌های مستقل در شکل‌گیری و تداوم برنامه‌های این نهاد فرهنگی اختصاص دارد که قسمت سوم آن را در زیر مطالعه می‌فرمایید.

همانطور که در گفتمان‌های قبلی نیز اشاره شد؛ تلاش‌های ارجمند مرحوم انجوی شیرازی و همکاران او همچون احمد وکیلیان، حسن پناهیان، محمود ظریفیان و برخی دیگر، و روابط متقابل آنها با پیشه‌وران یا همان فرهنگ‌یاران که پیوسته در مکاتبه و تماس بودند، دستاورد بزرگی را به جامعه فرهنگی ایران ارمغان آورد و موجب شکل‌گیری بزرگ‌ترین نهاد فولکلوریک ایران شد. آگاه سازی مردم از فرهنگ و آداب و رسوم مناطق مختلف، شکل‌گیری بزرگترین آرشیو و موزه‌ی‌ فرهنگ مادی و معنوی اقوام ایرانی و تهیه‌ی برخی کتب و مقالات، از دستاوردهای ملموس این نهاد فرهنگی بود. 

در دوران بعد از انقلاب فعالیت‌های فرهنگ مردم با افت و خیزهایی همراه بود. بخشی از این فعالیت‌ها در مرکز رادیو و بخشی دیگر که میراث ارزشمند دهه‌های چهل و پنجاه را با خود به همراه داشت، در مرکز تحقیقات صدا و سیما و در واحدی تحت عنوان «فرهنگ مردم» تمرکز یافت. هم اکنون واحد فرهنگ مردم همچنان به فعالیت‌های پژوهشی و تالیف و نشر کتب ادامه می‌دهد. تهیه‌ی اطلاعات برای تامین برنامه‌های رادیویی و تلویزیونی سازمان، گاه با رویکردی قوم‌شناسانه و گاه با رویکرد سازمانی جزو فعالیت‌های امروزی واحد فرهنگ مردم است.

در این گفتمان (قسمت سوم)، گفتگویی را با علیرضا هاشمی؛ پژوهش‌گر و مدیر پژوهشی سابق واحد فرهنگ مردم و نویسنده و محقق برنامه‌های رادیویی و تلویزیونی در حوزه‌ی فرهنگ عامه، به انجام رسانده‌ایم. هاشمی نه تنها در قالب وظایف سازمانی که بیرون از آن نیر فرهنگ عامه را دغدغه­ی اصلی فعالیت‌های علمی ـ پژوهشی خود کرده است.

به اعتقاد برگزار کنندگان این گفتمان، مراکز علمی و فرهنگی ایران و پژوهش‌گران مستقل، بیش از هر زمان دیگر نیاز به معرفی، حمایت و همراهی دارند. تعامل مراکز همسو و همراهی اساتید و فعالان این حوزه، شبکه­ی گسترده‌ای از فعالیت‌های نظری و عملی در حوزه‌­ی اجتماعی را پدید خواهد آورد و زمینه­ی رشد و توسعه­ی هر چه بهتر آن را فراهم خواهد ساخت.

 

ضمن معرفی مختصری از خود، بفرمائید چطور شد که به بحث­های فرهنگ عامه و مردم­شناسی علاقه­مند شدید؟

دانش­آموخته فولکلور هستم. کارشناسی خود را در رشته جامعه­شناسی دانشگاه تهران و کارشناسی­ارشد را در رشته مردم­شناسی و تحصیلات تکمیلی خود را در تاجیکستان در رشته فولکلور گذرانده­ام. بطور مشخص از کلاس­های درس روانشاد دکتر محمود روح­الامینی در دوره کارشناسی و کارشناسی ارشد، به مردم­شناسی علاقه­مند شدم و موضوع پایان­نامه کارشناسی ­ارشدم که در خصوص «ایلات و عشایر ورامین، با تأکید بر طایفه مستقل عرب کُتی» بود، علاقه­مندی­ام را به این رشته بیشتر کرد؛ بخصوص آنکه  در دوره کارشناسی­ارشد به عنوان مدیر پژوهش واحد «فرهنگ­مردم صدا و سیما» در این حوزه نیز به تحقیق و تألیف پرداختم.

 

– از نگاه شما تحولات و اتفاقات واحد فرهنگ­مردم مرکز تحقیقات صدا و سیما، بعد از انقلاب چگونه بوده است؟

من واحد فرهنگ­مردم را از دهه ۷۰ می­شناختم. و به یاد دارم که در خیابان جردن پایین­تر از پمپ بنزین، ساختمانی بود که بعدها شبکه پنج سیما در آنجا مستقر شد. در این ساختمان، آن زمان، موزه مردم­شناسی تحت نظر واحد فرهنگ­مردم دایر بود و کلیه اشیای موزه­ای که در زمان زنده یاد انجوی شیرازی جمع­آوری شده بود، در قالب یکی از موزه­های مهم تهران به نمایش گذاشته شده بود. از این نظر می­گویم یکی از موزه-های تهران که هم در تبلیغات و هم در نشریات که آدرس موزه­ها نوشته می­شد. این موزه شاخص بود و من آن را دیده بودم. و در طبقه زیرین این ساختمان قرار داشت و به نحو آراسته­ای اشیاء در آن چیده شده بودند. و دانشجویان دانشگاه­ها و دانش­آموزان مدارس، با وقت قبلی از آن بازدید می­کردند.

سپس واحد فرهنگ­مردم در زمان مدیریت جناب خِیری به ساختمان عباس­آباد منتقل شد. با انتقال به خیابان عباس آباد، واحد فرهنگ مردم محلی برای موزه نداشت و موزه جمع شد، ولی پژوهشگران مرکز در طبقه دوم این ساختمان بودند. اسناد فرهنگ­مردم هم در همین ساختمان بود، طوری که به یاد دارم برای موضوع اولیه پایان­نامه کارشناسی­ارشدم که در خصوص تعزیه­خوانی بود به راهنمایی روانشاد دکتر محمود روح­الامینی نزد آقای خیری مدیر واحد فرهنگ­مردم رسیدم و موضوع را مطرح کردم. ایشان لطف کردند زونکن­های مربوط به اسناد تعزیه را به من نشان دادند. اما این اسناد هیچ نظم و ترتیبی نداشت. بطوری که وقتی بعضی زونکن­ها را برای مطالعه بر می­داشتم از میان اسناد، تعدادی بیاض خطی مربوط به تعزیه به زمین ریخت.

سال­ها بعد واحد فرهنگ مردم به طبقه دوم ساختمان اداری صدا و سیما واقع در خیابان ولیعصر انتقال یافت و جناب مظاهری مدیریت واحد را بر عهده داشتند که بنده نیز از طرف ایشان دعوت به همکاری شدم و در ساماندهی اسناد فرهنگ مردم به عنوان ناظر علمی به همراه جناب وکیلیان با ایشان همکاری نمودیم.

 

از چه زمانی همکاری خود را با واحد فرهنگ مردم آغاز کردید، چه فعالیت­هایی را انجام دادید؟ و در حال حاضر این فعالیت­ها به چه صورت انجام می­پذیرند؟

فعالیت­های من در واحد فرهنگ مردم به چند دوره باز می­گردد. در سال ۱۳۷۱ برای انتخاب موضوع پایان نامه کارشناسی­ارشد با این واحد آشنا شدم و مدت کوتاهی به عنوان مشاور با این حوزه همکاری کردم. سپس در سال ۱۳۷۵ در زمانی که جناب سهراب مظاهری، مدیر این واحد بودند، به عنوان ناظر علمی چند پروژه از جمله پروژه ساماندهی اسناد فرهنگ­مردم به همراه جناب احمد وکیلیان با این واحد به مدت سه سال همکاری کردم. با یک وقفه کوتاه مجدداً زمانی که جناب رضا خاشعی مدیریت واحد را به عهده داشتند، مدت سه سال نیز به عنوان مدیر پژوهش این واحد خدمت کردم و سپس به واحد فرهنگ­مردم رادیو رفته و با دوست عزیزم جناب مصطفی خلعتبری که مدیریت واحد را بر عهده داشتند، در فعالیت­های پژوهشی این واحد از جمله راه­اندازی فصلنامه «نجوای فرهنگ» همراهی نمودم.

در این مدت کارهای مختلفی انجام شد که طبعاً گروهی بود؛ مثل ساماندهی اسناد فرهنگ­مردم، انجام تحقیقات مختلف، همفکری برای شروع به کار «فصلنامه فرهنگ مردم ایران» و بعدها فصلنامه «نجوای فرهنگ».

در حال حاضر نیز در یک واحد پژوهشی، خارج از مرکز تحقیقات مشغول به فعالیت هستم، ولی همچنان به تحقیق و پژوهش در حوزه فرهنگ مردم می­پردازم.

 

در خصوص ساماندهی اسناد فرهنگ­مردم توضیحاتی ارائه دهید. نقش و مسئولیت شما و آقای وکیلیان در این ساماندهی به چه صورت بود و تا چه حد توانستید این امر را ساماندهی کنید.

ساماندهی این اسناد یک کار جمعی بود. ابتدا قبل از آنکه به جمع دوستان در این واحد ملحق شوم، اولین بخش ساماندهی اسناد انجام شده بود و اسنادی که در داخل زونکن­ها قرار داشت به تفکیک استان، شهر، شهرستان، بخش و روستا  و همچنین به صورت موضوعی(۱۱۰ موضوع) تفکیک و در زونکن­های جداگانه و با نظم و ترتیب که قابلیت دسترسی را آسان می­نمود، انجام شده بود.

در مرحله دوم ساماندهی که اینجانب هم افتخار همکاری داشتم؛ اسنادی که فرهنگیاران از اقصی نقاط کشور در خصوص این ۱۱۰ موضوع تفکیک شده، ارسال نموده بودند توسط یک تیم ۱۸ نفره از کارشناسان ادبیات، مردم­شناسی، جغرافیا، زبانشناسی بازنویسی شده و پس از تایید ناظران علمی، یعنی بنده به همراه جناب وکیلیان و جناب مظاهری( مدیر واحد فرهنگ مردم )، تایپ می­شد تا در مجموع استفاده از اسناد از طریق رایانه امکان پذیر شده و قابلیت جستجو داشته باشند.

 

–  همانطور که گفتید در مقطعی به عنوان مدیر پژوهش در این واحد مشغول فعالیت بودید. فعالیت­های شما عمدتا در چه حوزه­هایی بود و بازدهی­ و خروجی کار در آن سه سال چگونه بود؟

در زمانی که مسئولیت داشتم، مدیر واحد فرهنگ­مردم جناب آقای خاشعی بودند که آغاز انتشار «فصلنامه فرهنگ­مردم ایران» در همین دوره بود. کتاب «تعزیه در کازرون»  و کتاب «لالایی­ها در فرهنگ مردم» در این دوره به چاپ رسید. یک پروژه­ی جمعی نیز انجام شد که در آن ضرب­المثل­های فارسی و مصادیق  و کاربردهای آن به نگارش درآمد. بررسی­ها و تحقیقات این دوران همگی کارهایی گروهی بودند که جا دارد از کلیه همکارانی که در آن دوره در واحد فرهنگ­مردم فعالیت می­کردند و تعدادی از آنها هنوز در آن واحد حضور دارند، تشکر کنم.

 

در دوره­ای که در رادیو و با آقای خلعتبری همکاری داشتید، چه فعالیت­هایی انجام گرفت؟ و به طور خاص از انتشار نشریه­ی نجوای فرهنگ در آن سال­ها توضیحاتی را ارائه دهید.

زمانی که جناب خلعتبری مسئولیت واحد فرهنگ­مردم رادیو را برعهده گرفتند، بنده در حال اجرای یک طرح پژوهشی در امور استان­های سازمان بودم و با پایان یافتن طرح با درخواست ایشان به مجموعه­ی رادیو و واحد فرهنگ­مردم آن پیوستم. از همان ابتدا چون در کار انتشار فصلنامه فرهنگ­مردم مرکز تحقیقات، وقفه­ای ایجاد شده بود؛ با همفکری یکدیگر فصلنامه «نجوای فرهنگ» را به راه انداختیم و ایشان به عنوان سردبیر و بنده هم به عنوان دبیر هیئت تحریریه آغازگر انتشار فصلنامه­ای شدیم که ۱۴ شماره ادامه داشت. در این فصلنامه از وجود اساتید مردم شناسی و ادبیات فارسی و کارشناسان دیگر در این دو حوزه بهره بردیم و در هر فصل مقالات تخصصی در زمینه فرهنگ مردم و فولکلور را که مورد استفاده تهیه کنندگان رادیو و دیگر پژوهشگران این حوزه واقع می­شد انتشار دادیم.

 

– به طور مستقل چه فعالیت­هایی را در حوزه­ی تحقیق و پژوهش فولکلور انجام می­دهید؟

تاکنون کتاب­های «آداب سفرهای زیارتی در فرهنگ مردم» نشر مشعر و «چیستان؛ مقبول دیروز، مغفول امروز» انتشارات سروش را به چاپ رسانده­ام و کتاب«سیری در فرهنگ مردم همدان» را اخیرا برای انتشار به دست ناشر سپرده­ام و بخش آخر کتاب «مکتب و مکتب­خانه در فرهنگ مردم ایران» که موضوع رساله­ام می­باشد را در حال تکمیل دارم. در کنار این فعالیت بیش از ۲۰ مقاله را در نشریات و فصلنامه­ها به چاپ رسانده­ام. چند صباحی نیز در «دایره­المعارف بزرگ اسلامی» چند مدخل برای «دانشنامه فرهنگ­مردم ایران» نوشتم. در کنار این فعالیت­ها با برخی فصلنامه­ها و سایت­ها مثل فصلنامه«فرهنگ مردم ایران» و وب­سایت «انسان­شناسی و فرهنگ» به مدیریت جناب دکتر فکوهی همکاری دارم، ضمن آنکه به پژوهش­های مستقل و مورد علاقه نیز ادامه می­دهم.

 

پژوهش در حوزه­ی فرهنگ عامه، تا چه اندازه­ای اهمیت دارد؟

البته مردم­شناسی سده کنونی در ایران با گسترش مطالعات فولکلوریک و توجه به زبان و ادبیات عامیانه و فرهنگ­عامه­ی ایران آغاز می­شود. قبل از آن که مؤسسات تحقیقاتی در زمینه­ی مسایل مردم­شناسی در ایران آغاز به کار کند و پیش از آنکه آموزش مردم­شناسی در دانشگاه­های داخل کشور رایج گردد، کتاب­هایی در زمینه فرهنگ عامه یا فولکلور­ شناسی آغازی است بر حرکت مردم­شناسی نوین در سده کنونی ایران که دارای ویژگی­های متفاوتی نیز هست. بطوری که می­بینیم این کتاب­ها که بعضاً غیر حرفه­ای و غیر­دانشگاهی هست هنوز به عنوان مرجع و رفرانس به کار می­روند. از این رو پژوهش­های حوزه فرهنگ مردم را به دو دسته پیش از آموزش رسمی مردم­شناسی در دانشگاه­ها و پس از آن می­توان تقسیم کرد که در هر دوی این دوره­ها کارهای ماندگاری انجام شده است که در مجموع فضای فرهنگی و مردم­شناختی ایران را در سده­های اخیر نشان می­دهد.

 

تحقیق و پژوهش در فرهنگ عامه، در چه حوزه­هایی کاربرد دارند؟

خوشبختانه حوزه­هایی که تحقیقات فرهنگ­عامه را در بر می­گیرند بسیار گسترده­اند. مثلا در زبانشناسی در بخش گویش و اصطلاحات محلی، در ادبیات و داستان­نویسی و شعر استفاده از فولکلور محلی، ضرب­المثل­ها، زبانزدها و عناصر دیگر، در فیلمسازی و عکاسی و دیگر رشته­های هنر استفاده از فرهنگ­های محلی و آداب و رسوم و بخصوص در ساخت مستند­های مردم­شناختی، در جامعه­شناسی برای تطبیق و مقایسه فرهنگی و بررسی زندگی اجتماعی، در جغرافیا و در خصوص سفرنامه­نویسی و …می­باشد. شاید یکی از دلایل گستردگی تحقیق و پژوهش­های فرهنگ­عامه این است که موضوع و دستمایه­های این تحقیقات به موضوع «فرهنگ» بر­می­گردد و از آنجا که موضوع فرهنگ از زندگی اجتماعی و انسان جدا نیست بنابراین می­توان گفت که حوزه­های کاربردی فرهنگ مردم بسیار وسیع است.

 

– رسانه­هایی مانند رادیو و تلویزیون، تا چه اندازه می­توانند در پرداختن به این مسئله نقش داشته باشند و چگونه؟

 رادیو و تلویزیون از آنجا که دو رسانه عمومی هستند. از این دو وسیله ارتباطی، به خوبی می­توان در جهت بسط و گسترش فرهنگ، اشاعه فرهنگی و حفظ میراث فرهنگی گذشته استفاده نمود. فقط کافی است به میزان مخاطبانی که در زمان شکوفایی رادیو، شنونده برنامه ویژه «فرهنگ­مردم» به سرپرستی استاد انجوی شیرازی بودند، توجه کنیم. در خصوص تلویزیون هم امر مستند سازی و بخصوص مستند­های مردم­شناسی جایگاه ویژه­ای دارد. مثلا فیلم «علف» که مستندی سیاه و سفید در خصوص کوچ عشایر است هنوز دیدنی است. با این حال باید اشاره کنم که استفاده از تم­های فرهنگ­ مردمی در رسانه­های دیداری و شنیداری ما چندان مورد توجه نیست و شاهد مثال آن که شبکه­های تلویزیونی کشورهای مختلفی از جمله ترکیه همسایه غربی ما دارای برنامه تلویزیونی فرهنگ ­مردم کشورشان هستند ولی در شبکه­های تلویزیونی کشور ما این مهم مغفول مانده است.

 

 – تاکنون چه فعالیت­های فرهنگی­ای را در رسانه­ به خصوص در شبکه­های رادیویی مختلف به انجام رسانده­اید؟

 

با توجه به اینکه چند سال پژوهشگر واحد فرهنگ مردم رادیو بودم، در کنار این فعالیت پژوهشی با شبکه «فرهنگ» رادیو هم به برنامه­سازی مشغول بودم. به عنوان نویسنده، محقق و کارشناس برنامه ۹ قسمتی «سفرهای زیارتی در فرهنگ مردم»، چند برنامه در باره فرهنگ عشایری، ۵۲ برنامه در موضوع«مکتب و مکتب­خانه» و چند برنامه ویژه نوروز از شبکه «صدای آشنا» به سردبیری خانم رکسانا حمیدی از فعالیت­های رسانه­ای من در این خصوص می­باشد.

 

– با تشکر از شما که در این گفتگو شرکت کردید.

 
مطالب مرتبط:

قسمت اول: گفتگو با دکتر مصطفی خلعتبری لیماکی، مدیر بخش «فرهنگ مردم رادیو»

قسمت دوم: مصاحبه با زهرا میرزایی، سردبیر برنامه­ی رادیویی فرهنگ مردم