ميراث فردا » بررسي انسان‏شناختي طرح اسليمي
خانه > اخبار مردم شناسي, فرهنگ ایران, مردم‌شناسی تصویر > بررسی انسان‏شناختی طرح اسلیمی

بررسی انسان‏شناختی طرح اسلیمی

 

مرجان والا – زینب جوادنیا – ثریا لشگری‌آزاد

طرح اسلیمیطرح اسلیمیطرح اسلیمی

اسلیمی به عنوان یک نشانه در این تحقیق مورد بررسی قرار گرفته است. اسلیمی تصویری است که امروزه بر سطوح گوناگونی در شهر ما نقش بسته ‌است. فضاهایی که اسلیمی در آن‌ها قابل مشاهده است، در بسیاری از موارد نه تنها هیچ هم‌پوشانی­ای با یکدیگر ندارند، بلکه از لحاظ کارکرد و معناشناسی با یکدیگر در تضاد قرار می‌گیرند. به طور مثال اسلیمی، هم بر دیواره مساجد و امام زاده‌ها دیده می­شود و هم بر پایه‌ی پل­ها در شهر، نقش بسته‌است. این قابلیت انعطاف پذیری به علاوه­ی زمان طولانی حضور در فرهنگ ایرانی، اسلیمی را به نشانه‌ای ارزشمند برای بررسی تبدیل کرده است.

به صورت خلاصه و با یک نگاه سطحی می‌توان اسلیمی را این گونه تعریف کرد: اسلیمی نشانه‌ای است با تصویری که یادآور پوششی گیاهی است که در حافظه جمعی مذهبی ایرانیان حضور دارد و امروزه در اغلب فضاهای شهری نیز حضور دارد.

اسلیمی یک نشانه است و برای شناخت و بررسی آن نیز باید از قواعد نشانه‌شناسی پیروی کرد.

اما چرا اسلیمی را یک نشانه می‌دانیم. در ابتدا تعریفی از نشانه ارائه می­کنیم:

انسان موجودی است که تمایل به درک معنی دارد و به این واسطه می‌توان او را انسانِ معنی ساز نامید. نشانه، یکی از قلمروهای اصلی معناسازی انسان است. نشانه‌ها واحدهای معناداری هستند که به شکل تصاویر، اصوات، اعمال، حرکات و یا اشیا درآمده‌اند. این اشکال هیچ نوع معنای ذاتی و طبیعی را حمل نمی‌کنند. آن‌ها تنها زمانی تبدیل به علامت و نشانه می‌شوند که ما آن‌ها را منصوب به معنا کنیم یا به آن‌ها معنی دهیم.

به این ترتیب می‌توان اسلیمی را یک نشانه دانست زیرا هیچ شباهتی میان خطوط به کار رفته در اسلیم و گیاهان موجود در جهان واقعی وجود ندارد. اما برداشتی که از اسلیمی به ذهن متبادر می‌شود، نقش بستن گیاهان بر روی سطوح مختلف است، اگر چه به نظر می­رسد که این گیاهان حالتی آرمانی دارند.

ویژگی­های نشانه

الف ـ چیزی نشانه خوانده می‌شود که دارای شکل یا فرم باشد.( تصویر اسلیمی بر روی سطوح گوناگون مانند چوب، فلز و پارچه…)

ب ـ‌ نشانه باید به چیزی غیر از خودش ارجاع دهد یا بتواند چیز دیگری را بازنمایی کند.(تصویر بهشت یا تقدس مذهبی)

پ ـ‌ نشانه باید توسط استفاده‌کنندگانِ یک نظام (فرهنگی، زبان شناختی)، به صورت یک نشانه­ی خاص قابل شناسایی باشد.(پهنه جغرافیایی ایران)

عناصر تشکیل‌دهنده نشانه

برای اهداف تحلیل در نشانه‌شناسی هر نشانه را می‌توان به دو عنصر تقسیم کرد:

الف)‌ نشانگر یا دال، شکلی است که نشانه به خود می‌گیرد.

امروزه نشانگر یا دال به شکل مادی یا فیزیکی نشانه مربوط می‌شود و آن چیزی است که می‌توان آن را دید، شنید، لمس کرد، چشید و یا بویید.

تصویر1: نمونه­ای از طرح یک اسلیمی

تصویر۱: نمونه­ای از طرح یک اسلیمی

ب)‌ نشانده یا مدلول محتوایی است که نشانه آن را باز نمایی می‌کند.

نشان‌دهنده یا مدلول دارای ساخت ذهنی و غیر مادی است.

رابطه میان دال و مدلول

ابژه، تجربه مستقیم از پدیده‌ها است که مربوط به حقیقت یا عینیت می‌باشد. این عینیت می‌تواند دو جنبه داشته‌ باشد. یا در مخیله­ی ما بنا بر تجربه ساخته می‌شود و یا این که در خارج از ذهن، موجودیتی مستقل داشته ‌باشد. رابطه شی و تفسیر، یک رابطه بازگشتی است که می­تواند جابه‌جایی نامحدودی داشته ‌باشد. پس به این ترتیب درمی‌یابیم که در دنیای عینی و واقعی، منبعی برای ادراک یا ارجاع وجود دارد که ظهور آن به صورت نشانه است. نشانه خود یک محرک است. محرکی برای ادراک، تفسیر و تفکر که آگاهی را تشکیل می‌دهد و نشانه بر گرفته از دنیای عینی است که می‌تواند مشمول منبع، ابژه و یا مرجع باشد

واژه شناسی اسلیمی

آن هنری که ما با نام اسلیمی می‌شناسیم، در میان مستشرقین به «اَربسک» معروف است. این گروه، اربسک را عربانه، عرب واره و اسلیمی معنا کرده‌اند.

در واقع، چنین طرح‌هایی را اساسا مربوط به هنر اعراب تلقی کرده و این گونه باور داشته‌اند که این نقوش تزیینی از سرزمین‌های عربی به ایران آمده و عناصر هنرهای تزیینی ما از آن اخذ شده و یا ملهم از آن است.

اسلیمی، واژه‌ای است که در میان ایرانیان رواج دارد و به معنای برگرفته از اسلام است. اما به کار بردن این واژه، لزوما به معنای تایید نظریه‌ای نیست که در بالا آورده شده‌است. هنرشناسان ایرانی معتقد هستند که ردپای این هنر به عهد هخامنشی، اشکانی و ساسانی باز می‌گردد.

در حاشیه نقش‌های برجسته بر روی سنگ و در سینی‌های متعلق به دوران ساسانی، تزیین حواشی با گردشِ مار‌پیچِ خطوطی است  که با برگ و گل و غنچه زینت یافته‌اند. این گردش پرپیچ و خم خطوط، گل‌ها، برگ‌ها و غنچه‌ها در بر می‌گیرد و هم‌آهنگی و نظم را در میان اجزا یک مجموعه برقرار می‌سازد که زمینه و اساس طرح‌های اسلیمی است.

این گروه برای اثبات ادعای خود به شواهدی از اشیا و آثار به جا مانده از ایران پیش از اسلام استناد می‌کنند.

تعریف اسلیمی

اسلیمی از اجزای مهم طرح‌های اصیل ایرانی است که مرکب از خطوط منحنی مارپیچ که در زمینه کاشی‌کاری، گچ‌بری و نقاشی به رنگ‌های متمایز، مطرح می‌شود. و شاخه‌های کوتاه و برگ وگل از ساقه‌های مارپیچ آن منشعب می‌شود. به گفته برخی هنرمندان، شباهت طرح اسلیمی با خرطوم فیل از آن ‌جا است که الگوی اصلی آن سر و خرطوم فیل بوده‌است. نقاشان قدیم به مناسبت شباهت طرح‌های اسلیمی با خطوط کوفیِ درهم، واضع این طرح را حضرت علی می‌دانستند و نیز گفته‌اند که نقش اسلیمی اصلا از خط کوفی استخراج شده و لفظ اسلیمی را همان لفظ اسلامی دانسته‌اند. اما حقیقت این است که این طرح از ابتکارات هنرمندان عصر اشکانی و ساسانی است و به احتمال قوی برگرفته از پیچ و تاب‌های درخت مو است که نمونه بارز این مسئله در ظروف سیمین به جا مانده از عصر ساسانی قابل مشاهده است.

نقش‌های اسلیمی

نقش‌های اسلیمی عبارت هستند از پیچ و خم‌های مدور تکراری که اغلب به قرینه و گاه بی‌قرینه که بیشتر یادآور پیچش ساقه یک گیاه می‌تواند باشد. طرح اسلیمی به گردش‌های متفاوت خود در نقوش تزیینی ایران نقش پایه‌ای دارد.

اسلیمی کامل، مانند اجزای یک گیاه شکل می‌گیرد و مشتمل است بر تخمه، ساقه، جوانه، برگ و گل که تبدیل به یک چنگ می‌شود.

تحلیل نشانگر یا دال

کالبد طرح‌های اسلیمی، اغلب با الهام گیری از گیاهان طراحی می­شوند. اسلیمی در این مرحله می‌تواند یادآور بهشت باشد زیرا در سرزمین کم‌آب ایران یا سرزمین خشک اعراب مسلمان، گیاه نشان‌دهنده­ی حضور آب و آسایش بود.

اما می‌توان تحلیلی دیگر را با توجه به آموزه‌های اسلامی و شیوه کشیدن اسلیمی مطرح کرد.

تحلیل نشانده یا مدلول

با بررسی شیوه کشیدن اسلیمی در می‌یابیم که تمامی خطوط از یک نقطه آغاز می شود و در بسیاری از موارد با چرخش دست به همان نقطه باز می‌گردد.

به عبارت دیگر در اسلیمی ما با دو حرکت رو به‌رو هستیم:

الف)‌ حرکت از شرق به غرب که حرکت اولیه است.

ب)‌ حرکت از غرب به شرق که حرکت ثانویه است.

تصویر دو: نمونه ای از طراحی حرکت در اسلیمی

تصویر دو: نمونه ای از طراحی حرکت در اسلیمی

تصویر سه: نمونه ای از طراحی حرکت در اسلیمی

تصویر سه: نمونه ای از طراحی حرکت در اسلیمی

اکنون باید دید که چنین حرکتی را چگونه می‌توان تفسیر کرد. برای این کار از شرح لاهیجی بر روی گلشن راز شیخ محمود شبستری بهره گرفتیم.

اجسام مدور

ازو در جنبش اجسام مدور         چرا گشتند یک ره نیک بنگر

بدان که حرکت فلک‌الافلاک که فلک نهم است. حرکت شرقیه است یعنی از که مشرق به مغرب حرکت میکند. و به حرکت اولی از این جهت مسما است که اول حرکتی که دریافت می‌شود این حرکت است. و فلک الافلاک به این حرکت یومیه خود تمامت افلاک و کواکب دیگر را متحرک می‌گرداند. و هر روز گرد عالم بر می‌آورد چنان چه مشاهده نموده می‌شود شیخ در این جا می‌فرماید که سبب آن که باقی افلاک و کواکب از او یعنی از فلک الافلاک در جنبش و حرکتند چیست؟ بدان که سبب این آن است که نفسی که محرک فلک الافلاک است در قوت و تاثیر به مرتبه‌ای رسیده که فلک الافلاک را با هر چه در اویند از افلاک ثمانیه و کواکب متحرک می‌سازد فاما تحریک فلک الافلاک بالذات است و تحریک باقی کواکب بالعرض.

چرخ اطلس

ولی برعکس دور چرخ اطلس         همی گردند این هشت مقوس

بدان که چنا چه حرکت اصلی فلک اعظم از مشرق است به جانب مغرب. حرکات اصلی این این هشت فلک کلیه دیگر بر خلاف حرکت فلک اعظم است. یعنی حرکات غربیه است که از جانب مغرب به جانب مشرق حرکت می‌کنند. پس هر یک از این افلاک ثمانیه را دو حرکت باشد یکی حرکت عرضی که به حرکت فلک اعظم از مشرق به مغرب می‌روند و یکی دیگر حرکتی ارادی که حرکت اصلی ایشان است که از مغرب به مشرق بر خلاف حرکت عرضی می‌روند.

ـ‌ برای تحلیل این ابیات نیز از سوره بقره کمک گرفتیم:

«إِنَّا للَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ رَجِعُونَ»

«ما از آن خدا هستیم و به سوى او باز مى گردیم.»

ـ‌ فلک اعظم عرش خداوندی است و مظهر خلقت و قدرت وی در نتیجه حرکت آفرینش خداوند به سوی مخلوقات از شرق به غرب است که خدا به آفریدگان خود حیات می‌بخشد. آفرینش ویژگی خاصه خداوند است و حرکت اصلی و ذاتی وی محسوب می‌شود.

ـ‌ آفریدگان خداوند در تکاپوی دائمی برای رسیدن به وی از مغرب به مشرق حرکت می‌کنند از این رو ویژگی ذاتی یا ووظیفه اصلی آن‌ها در این جهان رسیدن به فلک اعظم یا همان خداوند است.

اما مخلوقات از آن‌جا که تابعی از وجود خداوند هستند پس پویا عمل می‌کنند و و خود نیز دائما در حال دگرگونی و خلق هستند از این رو در حرکت ارضی خود از مشرق به مغرب می‌روند.

بنابراین، حرکت اصلی اسلیمی از شرق به غرب است که می‌تواند نشان‌دهنده­ی تلاش برای بازآفرینی  خلقت خداوند باشد. در این جا این خلق گیاهان آرمانی در شکلی ایده‌آل و بدون نقص نیز معنایی دیگر می‌یابد.

اگر در هنر اسلامی با حرکت خطوط از شرق به غرب، آفرینش الهی تجسم می‌یابد، پس این بازآفرینی باید در کامل‌ترین شکل ممکن صورت پذیرد.

 

منابع:

محمدحسن‌ سمسار. «اسلیمی». وب‌گاه دایره المعارف بزرگ اسلامی.

«تاریخچه اسلیمی». وب‌گاه رسول زارع٫