ميراث فردا » آزال بویندریق درمیان ترکمن‌ها(شخم زنی سنتی باگاو)
خانه > اخبار مردم شناسي, ترکمن > آزال بویندریق درمیان ترکمن‌ها(شخم زنی سنتی باگاو)

آزال بویندریق درمیان ترکمن‌ها(شخم زنی سنتی باگاو)

ستاربردی   فجوری

شخم زنی توسط آزال – بویندیریق

ترکمن­صحرا در استان گلستان،‌ سرزمین وسیعی در ایران است که از شمال به رودخانه­ی اترک و کوه­های سونگی داغ، از جنوب به شهرهای ولایت­نشین، از شرق به بجنورد و قوچان در خراسان شمالی و از غرب به دریای خزر متهی می­شود. قسمت شرقی این سرزمین، واقع در منطقه­ی بجنورد و قوچان را جرگلان می­نامند. از طوایف مختلف ترکمن، می­توان به یموت و گوکلان در استان گلستان و نخورلی­ها در استان خراسان شمالی اشاره نمود. البته ناگفته نماند که طوایف مختلف دیگر ترکمن از جمله تکه، آتا و… نیز در ایران ساکن هستند که آمار جمعیتی آنها قابل توجه نمی­باشد.

ترکمن­ها از لحاظ نوع زندگی و معیشت، به دو دسته­ی چاروا[۱](âčrvâ)و چمور[۲](čamur) تقسیم می­شوند. چارواها زندگی کوچ­نشینی داشته و همیشه به دنبال رمه­های خود برای یافتن چراگاه­های تازه بوده­اند و سرزمین آنها محلی بوده است که چرا برای دام آنها غنی­تر باشد. اما چمورها، یکجانشین بوده­اند و علاوه بر رمه­داری به کار کشاورزی نیز اشتغال داشتند. می­توان گفت،‌ کشاورزی در این گروه از اهمیت بیشتری برخوردار بوده است.

این مقاله در‌صدد است، به بررسی نحوه­ی شخم زدن زمین­های زراعی به خصوص در کوهپایه­های مناطق گوکلان‌(goklân) نشین در حدود دهه­ی ۵۰ و پیشتر از آن بپردازد. اینکه آن­ها در نبود وسایل و امکانات مکانیزه­ی امروزی، چگونه زمین­های زراعی خود را برای کشت مهیا می­کردند -کما اینکه این­گونه شخم­زنی هنوز هم در مناطقی مثل گلی­داغ[۳] رواج دارد-. تا به قولی یک پوط گندم به دست بیاورند و آن را به عنوان غذا و آذوقه­ی یک سال خود ذخیره نمایند.

از دغدغه­های اصلی مردم در آن زمان، آماده کردن زمین­های زراعی بوده است. برای رسیدن به چنین منظوری وسیله­ای به نام « آزال – بویندیریق »[۴](âzâl -boyendrq) را با مهارتی بی نظیر طراحی و ساخته­اند. تهیه و ساخت وسیله­ای مناسب و کارگشا، که در عین سادگی، هنر و صنعت را در میان ترکمانان نشان می­دهد. در ساخت این ابزار در روستای اجن سنگرلی، بیگ استا‌– قره خان– صوفی و خدای­وردی مهارت دو چندانی به کار رفته و معروف است که وقتی بیگ استا، «کُنه»(kone)  را می­ساخت می­گفت: «دیگر نیاز به تنظیم ندارد، بروید و مشغول شخم زدن باشید.»

 

اجزای تشکیل دهنده­ی «آزال – بویندیریق»:

آزال – بویندیریق۱- بویندیریق(boyendrq): تیر چوبی تراشیده و شکیلی که با هنرمندی تمام ساخته شده و بر روی گردن دو گاو نر جوان قرار داده می­شود.

۲- ساماچو(sâm čâo): چوبی به اندازه­ی تقریبی ۳۰ سانتی­متر که از «بویندیریق» آویزان است و برای حفظ تعادل و نگهداری «بویندیریق» می­باشد.

۳- ساماچو باقی: طنابی است که از یک سر «ساماچو» به سر دیگر «ساماچو» بعدی بسته می­شود، تا بدین ترتیب «بویندیریق» از گردن گاو جدا نشود. البته قبلا به جای طناب از شاخه­های درختان انگور استفاده می­کردند.

۴- اُوجین(ôjin): طنابی است که در وسط «بویندیریق» قرار گرفته و وسیله­ی اتصال و بستن «بویندیریق» به تیر آزال(tir âzâl) می­باشد.

۵- تیر آزال: تیر چوبی بزرگی به اندازه­ی تقریبی دو و نیم متر که از یک طرف به «کُنه»و از طرف دیگر به «بویندیریق» وصل می­شود.

۶- برون سا(boronsa): چوبی به اندازه­ی تقریبی ۲۰ سانتی متر که در نوک «تیرآزال» تعبیه شده و با قرار گرفتن آن در داخل «اُوجین»، باعث اتصال «بویندیریق» و تیر آزال می­شود.

۷- یان دسته(Yân desteh): دسته­ای چوبی به طول کمتر از یک متر که بر روی «تیرآزال» و «کُنه» قرار می­گیرد. «یان دسته» وسیله­ای برای تنظیم «آزال» در هنگام حرکت و در حین شخم زدن می­باشد. همچنین مانع انحراف به طرفین می­شود.

۸- خالچگ(xâlčg): میله­ای چوبی به اندازه­ی تقریبی ۳۰ سانتیمتر که از«تیرآزال» عبور داده شده و وارد «کُنه» می­شود. این میله­ی چوبی در صورتی که «کُنه» و «آزال» را جمع نماید، شخم زدن سطحی خواهد بود. اگر فاصله­ی «کُنه» و «آزال» را بیشتر کنیم، عمق شخم­زنی بیشتر خواهد شد.

۹- چگ که(čgeh keh): به صورت میخ چوبی بر روی «خالچگ» قراردارد. در صورت نیاز اگر فاصله بین «آزال» و «کُنه» را بیشتر و یا کمتر کنند، سبب تنظیم عمق شخم­زنی خواهند شد.

۱۰- کُنه: تخته­ای چوبی که به صورت سه گوش درست شده و انتهای آن به «تیرآزال» وصل می­شود.

۱۱- دمیر(damir): آهنی سه گوش که به نوک «کُنه» وصل می­شود و وسیله­ای برای شخم زدن و ایجاد شیار در زمین می­باشد.

۱۲- لُو بند(loband) یا قوشاق: کمربندی از جنس آهن که بر روی «دمیر» و « کُنه» بسته می­شود تا مانع جدا شدن «دمیر» از«کُنه» شود.

۱۳- چوییت چیبیق(čoyt čybed): چوبی نازک به اندازه­ی تقریبی یک ونیم متر که برای راندن گاوها مورد استفاده قرار می­گیرد.

 

طریقه شخم­زنی:

هر شخم­زنی به محض ورود به زمین مورد نظر خود، خطی را که به خط بویین[۵](Boyen) معروف است، مشخص می­کند. و منظور از این کار،‌ تقسیم زمین به صورت مستطیل شکلی می­باشد که مورد نظر شخم­زن است. سپس، آن را نیز به قطعات کوچکتر و مساوی و به ابعاد تقریبی ۱۰ در ۱۵ متر تقسیم می­کنند. این زمین محدود را «اُوجل»[۶](ûjel) می­نامند. این عمل کمک می­کند که تخم مورد نیاز برای زمین مشخص گردد و نیز باعث نظم در کار شخم­زنی می­شود. کسانی که مهارت بیشتری در این کار داشته­اند، گاهی اوقات روزانه تا پانزده «اُوجل» زمین را شخم زده­اند. از جمله معروف­ترین آنها بیگ استا، عاشور اوزین، قاریاقدی و عباس می­باشند. در هنگام شخم زدن، مسیر حرکت هر بار شخم زدن را «هِشه»(hešeh) می­نامند. شخم­زن، پس از رسیدن به انتهای «هِشه» در حالیکه «چوییت چیبیق» خود را در هوا به حرکت درآورده و گاهی نیز به گاوها شلاق می­زند، فریاد می­زند «گِل،گِل». به این معنی که به گاوها دستور می­دهد که بر گردند و در مسیر«هِشه­ای» جدید قرار بگیرند تا کار ادامه پیدا کند. اما در این بین گاوهایی پیدا می­شدند که ازصاحبان خود فرمانبرداری نکرده و لجاجت می­کردند و سر و گردن خود را چنان به طرفین حرکت می­دادند تا اینکه چوب­های دو طرف گردن آنها که «ساماچو» نامیده بودیم، بشکند و این باعث تعطیلی کار شخم­زن می­شد. چرا که درست کردن «ساماچو» احتیاج به زمان داشت و حتی بعضی از افراد، خود قادر به درست کردن آن نبودند. این عمل باعث شده که ترکمن­ها به اصطلاح،‌ به افراد لجوج «ساماچو» بگویند.

اما از جمله شگردهای کار که باعث رام شدن گاوهای لجوج و سرکش و یا در مواردی که گاوها از لحاظ قدرت جسمانی نابرابر می­شوند، این بود که شخم­زن از حیله­ای به نام «تارا سالماق»(târâsâlmâq) استفاده می­کرد. به این نحو که با حرکت دادن «اُوجین» و «برون سا» به طرف گاوی که پر زور و یا لجوج بود، تعادل نیروها را برقرار می­کردند.

شخم زنی توسط آزال – بویندیریق

شخم زنی در روستای گلیداغ – عکاس: ستاربردی فجوری

_____________________________

[۱]  زندگی توام با دام و دامداری، دائم درکوچ

[۲]  زندگی یکجانشینی

[۳]  روستایی درشهرستان مراوه‌تپه

[۴]  وسیله‌ای برای شخم کردن زمین

[۵]  تقسیم‌بندی زمین

[۶]  محدوده‌ی مشخص شده.

  1. ehsan
    ۱۴ آبان ۱۳۹۲ در ۲۱:۱۸ | #1

    خیلی خوب بودش آرزوی موفقیت برات در تمام مراحل زندگی وپزوهشگری دارم

  2. ستار دقدیزاده
    ۳ بهمن ۱۳۹۲ در ۰۹:۲۷ | #2

    دستتون درد نکنه واقعا خوشم اومد قدر دانی میکنم از زحماتت اقای ستار بردی فخوری

  1. بدون بازتاب