خانه > اخبار مردم شناسي, معرفي كتاب > مردم شناسی موزه ها

مردم شناسی موزه ها

 تهیه و تنظیم: ثریا لشگری

کتاب مردم شناسی موزه ها

محمد میرشکرایی در سال ۱۳۲۱ در شهر تفرش متولد شد. وی سرپرستی موزه­ی پژوهشی مردم‌شناسی و تحقیقات روستایی مرکز مردم‌شناسی ایران، مدیر پژوهش‌های مردم‌شناسی کشور و سپس ریاست پژوهشکده­ی مردم‌شناسی، مدیرمسئول و سردبیر فصلنامه­ی بین‌المللی هفت‌گنبد،عضویت در گروه تاریخ هنر پژوهشکده­ی هنر فرهنگستان هنرو … را در کارنامه­ی فعالیت‌های خود دارد.

کتاب مردم­شناسی موزه­ها نوشته­ی محمد میرشکرایی و متشکل از ۱۲ مقاله است که در ادامه به معرفی مختصری از مطالب هر فصل،‌ پرداخته خواهد شد.

 

مقدمه:

مقدمه­ی کتاب، با مطالبی در مورد تاریخچه­ی برپایی نمایشگاه مردم­شناسی در ایران آغاز می­شود.

در بخشی از مقدمه آمده است: « در سال ۱۳۱۴،‌ تاسیس اولین موسسه­ی رسمی مردم­شناسی ایران، ‌به تصویب فرهنگستان ایران رسید و در سال ۱۳۱۶،‌ نخستین موزه­ی مردم­شناسی در بنایی در خیابان ارامنه ایجاد گردید… به تدریج برپا کردن نمایشگاه­ها و موزه­های مردم­شناسی،‌ به صورت یک حرکت فرهنگی درآمد که طی دهه­های ۵۰ تا ۷۰،‌ موجی از گرایش به تاسیس موزه­های مردم­شناسی را در شهرهای مختلف ایران به وجود آورد.»

«شیء مردم­شناسی،‌ معیار و پیام»

نویسنده در ابتدای این فصل،‌به توضیحاتی در مورد شیء مردم­شناسی می­پردازد و عنوان می­کند: «شیء مردم­شناسی در عرصه­ی حیات و در زمان، با انسان­ها و زندگی جاری آنها حضور دارد. شی­ای که در جریان پژوهش مردم­شناسی مورد بررسی قرار می­گیرد.»(ص ۲۴)

در ادامه و برای توضیحات بیشتر در مورد این تعریف،‌ مطالبی در مورد قلمروی موضوعی،‌ مکانی و زمانی مردم­شناسی،‌ آمده است.

در این فصل همچنین،‌ معیارهایی برای سنجش اشیاء مردم­شناسی در نظر گرفته شده است. که از جمله­ی این معیارها، حضور در عرصه­ی کار و زندگی،‌ سنتی بودن و عمومیت داشتن در جامعه است.

«موزه­ی مردم­شناسی، الگوی بهره­گیری توسعه­ای در موزه»

نویسنده در ابتدای فصل،‌ به تعریفی از توسعه پرداخته است و آن را هماهنگ کردن آنچه که بر ساختار فرهنگی جامعه وارد می­شود، ‌با ویژگی­های فرهنگ خودی می­داند.

در ادامه آمده است: هرکجا توسعه نباشد،‌آنجا نقطه­ی پایان یک جریان است. و موزه­ها امکان این هماهنگی یاد شده را در راستای توسعه­ی فرهنگی به عهده داشته­اند.

همچنین آمده است: «اگر در یک موزه، ‌اشیایی را قرار دهیم که مربوط به گذشته هستند و به نوعی پیوندشان با امروز قطع شده است و یا اگر مجموعه اشیایی مربوط به موضوعی معین و بدون ارتباط با کلیت و نظام فرهنگی جامعه به نمایش گذارده شوند،‌ اینگونه موزه­ها در عین موزه بودن، فاقد نقش توسعه­ای هستند.»(ص ۳۶)

به گفته­ی میرشکرایی، موزه باید بتواند در قالب اشیاء‌ و در افق امروز،‌ گذشته و چشم­انداز آینده­ی خود را ببیند.

خواننده در ادامه با دو نوع از اشیاء مردم­شناسی به نام­های (گهواره­ی کوچک نذری) و (آسیاد) آشنا می­شود.

«موزه،‌ میراث ناپدیدار(معنوی) و جهانی شدن»

در این مقاله به بررسی دو مقوله­ی پدیدار و ناپدیدار پرداخته شده و همچنین اینکه چه رابطه­ای میان موزه و میراث ناپایدار می­تواند وجود داشته باشد. و اینکه این دو مقوله،‌چه وضعیتی در موزه­ها پیدا می­کنند.

در انتها نیز نویسنده، جهانی شدن را در صورت پرداخت درست به آن‌، عامل مهمی در توسعه و رشد فرهنگ­های گوناگون و گسترش زیبایی­های تنوع فرهنگی به شمار آورده است.

«وَل، خرمن­کوب کهن آذربایجان»

در این فصل، از میان انواع ابزارها و وسایل سنتی کشاورزی، به معرفی نوعی خرمن­کوب در منطقه­ی آذربایجان به نام «وَل» پرداخته شده است.

نویسنده در بخشی از این مقاله آورده است: «ول،‌ به صورت تخته­ای است به طول بیش از یک متر و عرض حدود هفتاد سانتیمتر است که در قسمت جلو باریک­تر می­شود و اندکی به سمت بالا انحنا پیدا می­کند.»(ص۵۶)

همین­طور در ادامه به همراه اسناد و تصاویر، در مورد چگونگی به کارگیری این خرمن­کوب، عملکرد فنی آن، شیوه­های دیگر خرمن­کوبی و نمونه­های وَل در موزه­های مردم­شناسی، ‌توضیحاتی آورده شده است.

«مُهر خرمن»

در این بخش،‌نویسنده به معرفی مُهر خرمن، می­پردازد و عنوان می­کند: «مُهر،‌نمونه­ای از قفل و بند است که ضمانت استحکام آن از جنس خود شیء و یا بخشی از آن نیست. بلکه مهر خرمن در ضمانت استحکام خود از پشتوانه­ی قدرت نظام زمین­داری و همین­طور پشتوانه­ی ایمانی جامعه، برخوردار است.»(ص ۸۷)

برای مثال در بخشی از این مقاله به نمونه­هایی از مهر و نشان کردن خرمن گندم در مناطق مختلف ایران پرداخته شده است: «کُپه­ی گندم را در هرجا به شکلی می­آراستند و مهر و نشان می­کردند. از جمله در منطقه­ی یزد، مُهر و نشان کردن خرمن را (داغ کردن) نیز می­نامیدند که دعای مخصوصی داشت. در روستاهای ماهان کرمان، کپه­ی خرمن را از پایین تا بالا،‌ با خط­های نردبانی شکل می­آراستند. و با خاک نرم،‌یا علی می­نوشتند. در فین کاشان نیز،‌بالای خرمن،‌پارچه­ی سبز نصب می­کردند و حضور حضرت خضر را انتظار می­کشیدند.»(ص ۹۰)

در ادامه نیز به نام­های مهر خرمن در نقاط و مناطق مختلف، نقش­ها و نوشته­های مهرها،‌ جنس و شیوه­ی ساخت، شکل و اندازه،‌ موارد کاربرد مهر خرمن و مهر خرمن در نوشته­های پژوهشگران اشاره شده است.

«دَنگ»

این فصل ابتدا با تعریف تکنیک و همین­طور تعاریفی که از دنگ در فرهنگ­های مختلف آمده،‌ آغاز شده و آمده است که ‌مقصود از دنگدر این مقاله،‌ دستگاهی چوبی است برای کوبیدن و پوست کندن دانه­های برنج،‌ ارزن و برخی دانه­های دیگر.

این مقاله،‌ هاون­ها را ساده­ترین شکل دنگ شمرده و اشاره کرده است که نمونه­های گوناگون هاون در اندازه­،‌ جنس و کاربری­های مختلف در مجوعه­های موزه­های مردم­شناسی ایران موجود است. و همین­طور به روش­های دیگری هم که مردم در گذشته برای کندن پوست گندم و جو از آن استفاده می­کردند،‌ مانند کندن چاله و نیز استفاده از ابزارهایی به نام پادنگ و آبدنگ، اشاره کرده است.

در ادامه نیز از آخرین آبدنگ­های معمول در ایران، کاربردهای آبدنگ و پادنگ، حوزه­ی فرهنگی آبدنگ و پادنگ، پادنگ و آبدنگ در موزه­های مردم­شناسی ایران و.. مطالبی به همراه تصاویر آورده شده است.

«شیرهای نگهبان در اشیای موزه­های مردم­شناسی و در جلوه­های نمادین فرهنگ»

شیر در سرزمین ایران، نماد و مظهر قدرت،‌ شجاعت و جوانمردی است که جلوه­های گوناگون نماد شیر را در ابعاد مختلف زندگی و فرهنگ مردم می­توان در قالب اشیا و در قصه­ها، باورها و آداب و رسوم مشاهده کرد.

میرشکرایی در این فصل،‌ با ارائه­ی تاریخچه­، شیر را نمادی سرزمینی معرفی کرده که به قوم و یا گروه خاصی مربوط نمی­شود. از نظر نویسنده، شیر به دلیل اینکه مظهر قدرت است، ‌نماد نگهبانی نامیده می­شود. و به همین سبب بر صفحه­ی پرچم،‌ بر کوبه­ی در خانه­ها و بر سر در بناها و دروازه­ی شهرها و.. نصب می­شده است.

در ادامه نیز به حضور شیر در ادبیات و هنر و باورها و تقدسات مردم پرداخته شده است.

«جعفر خان از فرنگ آمده، در موزه­ی مردم­شناسی ایران»

نویسنده با انتخاب عنوان نمایشنامه­ی مرحوم حسن مقدم،‌ ضمن توصیف و تحلیل تابلوی هفت سین حسین احیاء، به مقایسه­ی این تابلوی نقاشی و نمایشنامه­ی جعفر خان، پرداخته است. و در انتها به وجود آمدن این تابلو را یکی از اثرات و بازتاب­های فرهنگی- هنری این نمایش­نامه دانسته است.

«موزه­ی مردم­شناسی تهران دوره­ی قاجاری»

این فصل، توضیح طرح پژوهشی­ای است که برای ایجاد موزه­ی تهران دوره­ی قاجاری در بنای شمس­العماره تهیه شده است.

در تهیه­ی این طرح از اسناد و مدارک مکتوب، اشیاء و مجموعه­های موجود در موزه­ها و مراکز فرهنگی، مطالعه­ی اجمالی شهر تهران و مصاحبه با سالخوردگان شهر استفاده شده است.

«مروری بر گذشته­ی موزه­ی فضای باز در ایران»

نویسنده در این بخش، به ارائه­ی پیشینه­ای از ایجاد موزه­ی مردم­شناسی در فضای باز برای معرفی حوزه­های گوناگون فرهنگی ایران،‌ پرداخته است.

«از سال ۱۳۵۰ که اداره­ی (فرهنگ عامه) در وزارت فرهنگ و هنر سابق به (مرکز ملی پژوهش­های مردم­شناسی و فرهنگ عامه) و سپس به (مرکز مردم­شناسی ایران) تبدیل شد،‌ ایجاد موزه­ی مردم­شناسی در فضای باز برای معرفی حوزه­های گوناگون فرهنگی ایران، در برنامه­ی کار مرکز قرا گرفت. در این زمینه طرحی آماده گردید و محوطه­ی پارک جنگلی چیتگر برای این منظور پیشنهاد شد.»(ص ۲۴۷)

«موزه­ی زمین­شناسی»

«معادن کهن،‌ تلاقی فرهنگ و طبیعت»

به نظر می­رسد که دو مقاله­ی آخر کتاب‌، خارج از موضوع مردم­شناسی هستند. نویسنده در ارتباط با این دو مقاله و اینکه چه رابطه­ای با موضوع مردم­شناسی دارند،‌ آورده است: «طبیعت، ظرف فرهنگ و خانه­ی بزرگ انسان است. بخش عمده­ای از عناصر فرهنگ در رابطه با طبیعت و در جریان تلاش انسان برای سازگاری با آن و یا چیرگی برآن پدید آمده است. این دو مقاله چشم­ا­ندازی به رابطه­ی انسان و محیط زیست طبیعی او می­گشایند که یکی از شاخه­های مهم مردم­شناسی به نام مردم­شناسی زیست­محیطی،‌ در فضای آن شکل می­گیرد.(ص۱۶)

 

گفتنی است، کتاب «مردم­شناسی موزه­ها» در سال ۱۳۹۰ توسط محمد میرشکرایی و از سوی نشر علم، به چاپ رسیده است.