ميراث فردا » نگاه مختصری بر تاثیر نوای موسیقی زار بر بهبود بیماران (اهل هوا)
خانه > اخبار مردم شناسي, انسان شناسی هنر, فرهنگ ایران > نگاه مختصری بر تاثیر نوای موسیقی زار بر بهبود بیماران (اهل هوا)

نگاه مختصری بر تاثیر نوای موسیقی زار بر بهبود بیماران (اهل هوا)

آتیه عارف‌پور

موسیقی زار

عکس از سایت سه‌نسل

گرایش به موسیقی و صدای خوش و نیکو در تمامی افراد وجود دارد. صرفنظر از سن، جنس، نژاد و مذهب و ملیت، موسیقی زبانی است که اجزاء آن جهانی است و مریدان بسیاری دارد که به زبان‌های مختلفی صحبت می‌کنند. موسیقی با هر فردی و به هر گونه‌ای به سخن می‌نشیند.

در اسطوره‌شناسی انسانی نیز، صدا مکانی ویژه دارد که از ابتدای انسانیت در بالاترین موقعیت‌ها قرار داشته است. در بسیاری از اساطیر، آفرینش جهان با یک صدا آغاز شده است. صدا گاه با خود آفرینش یکی پنداشته می‌شده است. در هندوئیسم، برهما به معنای کلام مقدس و سرود است و از دهان برهماست که نخستین خدایان بیرون می‌آیند و شیوا خدایی است رقصنده که جهان را با نواختن سی‌تار[۱] و طبل و نی اداره می‌کند. در اسطوره‌شناسی چینی، بسیاری از خدایان تنها با فریاد و با نواختن آلات موسیقی عمل می‌کنند. صدای رعد در پاره‌ای از اقوام بومی استرالیایی و آسیای شمالی با صدای آفریننده یکی پنداشته می‌شده است. اگر صدا چنین بار بزرگی را در اسطوره‌شناسی حمل می کند، این امر را باید بازتابی از حضور و بازتاب آن در زندگی انسان‌ها دانست. استفاده از رقص و موسیقی در تمامی مراسم گذار ( تولد، بلوغ، ازدواج، مرگ … ) ، در معالجه‌ی بیماران، در جنگ‌ها و در آشتی‌ها و … گویای اهمیتی تعیین کننده است.

امروزه جامعه‌ی انسانی با ناهنجاری‌های بسیاری مواجه است و برخی از دردهای ظاهراً جسمانی نیز معلول بی‌قراری و اختلالات روانی‌اند. اگر تن آدمی دچار خستگی می‌شود و کسالت و بطالت انسان را به همراه می‌آورد، روان آدمی نیز در برابر مصائب، ناروائی‌ها، ناهنجاری‌های اجتماعی، خستگی‌های ناشی از زندگی ماشینی شتاب‌زده ، تبعیض‌ها و… پریشان می‌گردد. در علم نوین برخی از این امراض درمان نشدنی روانی را که ظاهراً پزشکان از درمان آن عاجز مانده‌اند، با نوای نی و الحان معالجه شده‌اند.

در رسائل «اخوان‌الصفا» نغمات را برای درمان بیماری روانی مفید دانسته و در این باره در کتاب مذکور چنین آمده است: « پس نزدیک حکماء موسیقی را فایده ای عظیم است و در بسیار جا به کار داشته. در محراب استجابت دعا را. چنانکه حضرت داود در محراب بر بط زدی و چنانکه در بیمارستان، سحرگاهان آلات موسیقی بنواختی و در دارالشفای جسم و روا ، بیماران را با موسیقی در خواب کردندی و از درد برهاندی و چنانکه در صومعه‌ها ( آلات موسیقی) بنهادندی و چون عامه به زیارت شدندی، معتکفان آن را بزدندی تا عامه به راه توجه در آمدندی».  «کریشنا» شبان نی‌نواز خدایان هندی نیز در آوردن سلامتی برای روان آدم، وظیفه‌ای خطیر به عهده داشت.

 افلاطون هم درباره‌ی موسیقی چنین گفته است :« موسیقی برای ادامه‌ی زندگی بشر، ضروری است. شما ثقیل‌ترین روح را در اختیار من بگذارید! من، قادرم که به نیروی موسیقی، سنگینی و کدورت ِ عارضی را از روان او زدوده، مردی هوشمند و سلحشور به شما تحویل دهم» .

در ایران روزگار ساسانیان نیز، چون یک پادشاه در‌گذشت و از او پسری دو ساله به جای ماند، موبدان، در گزینش او به پادشاهی به تردید ماندند که آیا این کودک، از درستی تن و سلامتی روان برخوردار هست، یا خیر؟ و به تدبیر بزرگمهر، نوازندگان، بر کنار گاهواره‌ی او نواختند و کودک با تکان دادن دست و پای خویش ابراز شادمانی کرد و بدین سان به پادشاهی برگزیده شد.

بدین‌ترتیب همانطور که گفته شد خاصیت درمانی موسیقی از دوران کهن رواج داشته است، اما در اثر ظهور رنسانس و بیداری، روش جدید تحلیل‌گرایانه‌ای در زمینه‌ی دارو و درمان شکل گرفت و کمتر پزشکی و یا موسیقیدانی نوای موسیقی را به عنوان وسیله ای درمانی و یا تقویت سلامتی توصیه می کرد. ولیکن امروزه روان‌پزشکان و روان‌شناسان به میزان زیاد، روش موسیقی درمانی را برای معالجه‌ی بیماران به کار گرفته‌اند. زیرا که در واقع موسیقی ارتباط غیرکلامی با «روان انسان» است و موجب بهداشت آن می‌گردد.

تاثیر فیزیولوژیکی موسیقی در سرعت ضربان قلب ، در بالا بردن و پائین آوردن فشار خون، در تغییر شدت تنفس و متابولیسم بدن، همچنین تاثیر روانی آن در مورد تغییر حالات، بالا بردن میزان دقت و سطح فکر مسلم شده است.

 اصوات، باعث ایجاد اشکال مختلف گردیده، میدان‌های انرژی، طنین و حرکت را در محیط اطراف خلق می‌کنند. ما این نیروها را جذب کرده و آنها با ظرافت تنفس، نبض، میزان فشار خون، تنش ماهیچه‌ها، حرارت بدن و سایر ضرب‌آهنگ‌های درونی بدن را تغییر می‌دهند.

موسیقی میزان ترشح آندروفین «داروی مخدر» ذهن را افزایش می‌دهد. آندروفین خود مغز اخیراً موضوع پژوهش‌های متعدد بیومدیکال بوده است و چندین پژوهش جدید نشان داده‌اند که آندروفین می‌تواند از شدت درد کاسته، به انسان نئشگی طبیعی ببخشد.

از آغاز تولد فرهنگ و تمدن، مردم همواره در کنار کار و زندگی روزمره‌شان آوازها و ترانه ها را زمزمه می‌کردند. در مزارع، کشتزار‌ها، در کشتی‌ها و بر پشت اسب‌ها، در بازار‌ها و … موسیقی و صدا وجود داشته و به تقویت طاقت و دوام و شکیبایی افراد کمک کرده است.

در اقصی نقاط جهان مردمانی ساده و پر‌تلاش در میان کوه‌ها و دشت‌ها زندگی می‌کنند و بدون واسطه با طبیعت و مظاهر آن مأنوسند. این مردم از تمام تجلیات زندگی در پیرامون خود تاثیر می‌پذیرند و متناسب با درک و اندیشه‌ی خود نسبت به آنها بازتاب‌های صادقانه و بی‌ریا دارند. خوشی‌ها و ناملایمات مردم عادی برگرفته از طبیعت پیرامونشان است. هیجانات شادمانه و افسردگی‌های انزوا‌طلبانه حاصل شرایط زندگی و بازتاب تاثیر محیط آنهاست و اعتقادات، روحیات و باورهای مردم ساکن در نواحی مختلف به روشنی در رفتار، گفتار، عادات، سنن و خصوصاً هنرهای آنها متجلی می‌شود.

موسیقی بومی که معمولاً  تلفیقی از شعر و نغمه‌گری است، بازگوکننده‌ی باورها و نشان دهنده‌ی ارزش‌ها به شمار می‌آید. موسیقی‌های بومی عموماً حاوی نغمه‌های دلپذیر و شور‌انگیزی هستند که کلماتی ساده و مفاهیمی پذیرفتنی آنها را همراهی می‌کنند.

از هزاره‌های پیش تا کنون در سرزمین پهناور ایران اقوام مختلفی زندگی کرده و می‌کنند که با وجود شباهت‌هایی در شرایط و روش زندگی، در رفتار، زبان، سنن و موسیقی با هم تفاوت‌هایی دارند. همانگونه که ریشه‌های قومی و شرایط اقلیمی و جغرافیایی، زبان، لباس و شکل ظاهری، این مردم را از یکدیگر مشخص می‌کند، موسیقی‌های آنها نیز تحت تاثیر عوامل متعدد استقلال یافته و مشخص کننده‌ی قوم خاصی است.

به عبارت دیگر موسیقی بومی هر منطقه معرف و شناسنامه‌ی دقیقی از مردم آن منطقه است. پژوهشگران مسایل اجتماعی نیز یکی از راه‌های شناخت جوامع قومی را بررسی موسیقی بومی آنها می‌دانند. دلیل این همه توجه را باید در چند اصل هم جستجو کرد:

– راویان، اجرا‌کنندگان و حافظان موسیقی بومی مردمانی ساده و صادقند.

– موسیقی بومی ابزار بیان احساسات خالصانه و غرایز بی‌شائبه‌ی مردم در قالب کلمات و نغمات زیباست.

– موسیقی بومی حاصل ذوق و نشانگر واکنش‌های مردم در قبال حوادث و مسایل اجتماعی است.

– موسیقی بومی منتقل‌کننده‌ی خصایص روحی، روش‌ها، عادات و اعتقادات عمده‌ی یک قوم است.

در استان هرمزگان نیز نوعی موسیقی بومی ـ محلی وجود دارد که از آن برای درمان برخی امراض روانی و جسمانی که درمان خاصی برای آن‌ها ارائه نشده است استفاده می‌شود که به موسیقی زار یا اهل هوا شهرت دارد. درواقع این موسیقی به نام همین مراسم آئینی ـ‌ درمانی شهرت یافته است.

آئین زار(با تاکید بر سبک موسیقی آن) دارای سابقه‌ای دیرینه است و برخی آن را میراث بردگان سیاهی می‌دانند که در زمان استعمار پرتغالی‌ها وارد ایران شده‌اند و برخی دیگر آن را بسیار کهن‌تر و دارای ریشه ایرانی می‌دانند.

روح پنداری[۲]، یا پنداشت به روح ـ باد یا جن ـ باد و عمل جن‌زدگی[۳]، از زمان‌های بسیار دور و از دوره‌ی جان‌انگاری[۴] یا جن‌پنداری (تصور روح و جان برای پدیده‌های طبیعی و نباتات و جامدات و آنها را مانند انسان، صاحب روح انگاشتن ) در جامعه‌های اولیه و ابتدایی وجود داشته است. انسان ابتدایی آنچه را که نمی‌توانسته درک کند و مکانیزم آن را تشخیص دهد به قوای مرموز و نهانی نسبت می‌داده و بدینسان است که اعتقاد به ارواح خوب و بد، جن و پری، مانا و مانند آن در همه جا هست، نتیجه‌ی این گونه اعتقادات توسل به جادوگری بوده است، کمک گرفتن از جادوگر و شفادهنده‌ای که قادر بود بر ارواح تسلط یابد.

بدین منظور مراسم آیینی ـ درمانی خاصی به همین نام بر پا می‌شود و بیمار را در این مراسم در وسط گروه خوانندگان و نوازندگان قرار می‌دهند و پیرامون او سایر معتقدین به این آئین که اهل هوا نامیده ‌می‌شوند آوازها(به زبان محلی: شله های باد) را می‌خوانند.

در  این آئین اشعار به همراه ضربآهنگ سازهای کوبه‌ای می‌تواند در بهبود بیمار نقش مهمی داشته باشد و از نظر روحی او را تخلیه کند. زیرا که اصوات بر اساس اشکال موج و یا سایر خصوصیات خود، بر روی بدن تاثیرات متفاوتی دارند. در برخی مواقع، باعث شارژ شدن ذهن و بدن می‌گردد و در مواقع دیگر موسیقی بلند و پرضربان به ما انرژی می‌بخشد و باعث رهایی از درد و تنش می‌شود.

متناسب با نوع باد ( منظور همان نیروهای ماورایی است که در کالبد انسان رسوخ کرده و موجبات بیماری او را فراهم می‌کند. البته علاوه بر باد، از جن و پری نیز یاد می‌شود) ابزارهای موسیقی، شعر و ملودی متفاوتی وجود دارد. با عوض شدن اشعار، نوازندگان نوای موسیقی خود را هماهنگ با آن و زیر نظر یک رهبر که در این آئین «بابازار[۵]» یا «مامازار[۶]» نامیده می‌شود، تغییر می‌دهند.

در موسیقی زار از آلات بادی و کوبه‌ای استفاده می‌شود. چون سنج، ساز سرنا، دهل و طبل و دیگر سازها که دارای نام‌های تخصصی هستند و نیاز به فردی آشنا به موسیقی و ابزارالات آن دارد.

سازهای کوبه‌ای به خصوص طبل، در جهت انرژی بخشی و تاثیر گروهی بسیار اثرگذار است. این آلت موسیقیایی از مذهب شمنی سیبریایی تا مراسم عبادی ـ درمانی کاتولیکی مکزیکی‌ها، از مراسم پزشکی آمریکاییان بومی تا مراسم عبادی سنتی آفریقاییان،  شعائر و مراسم باستانی در سراسر جهان دارای مشابهت‌های حیرت‌انگیزی می‌باشد. این مراسم چه به همراه طبلی انجام گیرد و یا با هر آلت موسیقیایی دیگر نواخته شود، در هر حال، آوای آنها ارواح (در آئین زار منظور بادها است) را فرا می‌خواند.

امروزه نوازندگان موسیقی زار در برابر کاری که انجام می‌دهند مبلغی را دریافت می‌کنند و این کار به یک حرفه تبدیل شده است. البته لازم به ذکر است که اغلب آنها، خود یکی از اهل هوا محسوب می شوند. زیرا که در این آئین درمانیِ بومی، حضور در این مراسم تنها برای کسانی مجاز است که خود یک یا چند باد را در سر[۷] دارند و حضور افراد بیگانه احتمال گرفتار شدن آن ها به این نیرو‌های ناشناخته و گاه مخرب را زیاد می‌کند. نواختن طبل‌و‌دهل  از کودکی در خون این افراد وجود دارد به گونه‌ای که هر یک از آنان می‌توانند طبلی را در دست گرفته و  فی البداهه به نواختن مشغول شوند و نیاز به آموزش مشخصی ندارند.

در مجموع باید بیان داشت که آواز خوانی گروهی، رقصیدن یا انجام حرکات موزون نمایشی و همآهنگ و گاه دسته‌جمعی در مراسم زار به خلق وجدان جمعی می‌پردازد و انرژی مضاعفی را به بیمار منتقل می‌کند و گویی او از یک حمایت اجتماعی برخوردار شده است. رقص و حرکات مختلف در کنار برخی بخورات گیاهی چون کندر ‌اغلب قدرت درمانی موسیقی را تقویت می‌نماید و به نظر می‌رسد که در این هنگام نوعی بازیابی قوای روحی اتفاق می‌افتد که حتی بر آسیب‌های جسمی نیز اثر مثبت می‌گذارد.

 

منابع:

ـ برخوردار، ایرج ، ۱۳۸۰، موسیقی مناطق ایران، درآمدی بر شناخت موسیقی ایران، اداره کل تحقیق و توسعه صدا،

ـ بلوکباشی، علی، ۱۳۸۱، هویت سازی اجتماعی از راه باد زدایی گشتاری، نامه‌ی انسان‌شناسی، دوره اول، شماره اول، تهران،

ـ درویشی، محمد‌رضا، ۱۳۷۶، آینه و آواز ها، مجموعه مقالات در باره‌ی موسیقی نواحی ایران، تهران، سوره،

ـ کمپ بل، دان،۱۳۸۰ ،اعجاز موسیقی، ترجمه ی منیژه بهزاد، تهران، محمد،

ـ ساعدی، غلامحسین،۱۳۴۵،اهل هوا، تهران، امیر کبیر،

ـ فکوهی، ناصر، ۱۳۸۵، پاره‌های انسان‌شناسی، تهران، نی،

ـ عارف‌پور، آتیه، ۱۳۸۷، بررسی مردم شناختی کیش بادانگاری ( اهل هوا)، مطالعه موردی استان هرمزگان،

ـ عناصری، جابر، ۱۳۶۸، مردم‌شناسی و روان‌شناسی هنری ،تهران ،اسپرک.


[۱] سی‌تار از سازهای زهی زخمه‌ای موسیقی هندی است. این ساز دسته‌ای بلند و کشیده و کاسه‌ای به شکل گلابی دارد. این ساز هفت سیم اصلی و ۱۱ یا ۱۳ سیم تشدید (یا همراه) دارد که در زیر سیم‌های اصلی بسته می‌شود و با زخم‌های  فلزی که هندیان به آن «مضراب» می‌گویند نواخته می‌شود. سیم‌های اصلی که وظیفه‌ی تولید آواهای نغمه را به‌عهده دارند پس از ضربه خوردن، سیم‌های همراه را به صدا درمی‌آورند.

[۲] Spiritualism.

[۳] Possesion.

[۴] Animism.

[۵] درمانگر مرد در آئین زار.

[۶] درمانگر زن در آئین زار.

[۷] جایگاه باد را غالبا در سر فرد می‌دانند.