خانه > اخبار مردم شناسي, فرهنگ ایران > جایگاه پیامبر اکرم(ص) در ادبیات شفاهی

جایگاه پیامبر اکرم(ص) در ادبیات شفاهی

عکس از خبرگزاری شبستان

عکس از خبرگزاری شبستان

مقاله­ی «جایگاه پیامبر اکرم در ادبیات شفاهی» نوشته­ی دکتر جهانبخش ثواقب (عضو هیئت علمی دانشگاه لرستان) است که در شماره­ی پانزدهم فصلنامه­ی فرهنگ مردم ایران در مرکز تحقیقات صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران (زمستان ۸۷)، چاپ شده است.

به بهانه­ی میلاد پیامبر اسلام، خلاصه­ای از این مقاله، در سایت میراث فردا و در اختیار علاقه­مندان قرار گرفته است.

چکیده

شخصیت پیامبر بزرگ اسلام و وقایع ایام حیات او، متون سیره­ای، روایی، مغاری و تاریخی را درباره­ی آن حضرت پدید آورده و از مضامین مهم ادب عربی و پارسی شده است. این موضوع به ادبیات عامیانه نیز راه یافته و بخشی از بینش­ها، باورها و عقاید مردم را شکل داده است. در ادبیات عامیانه،‌ جلوه­های مختلفی از اخلاق، رفتار، ابعاد وجودی و کرامات آن حضرت در قالب باورها، نکات تعلیمی و اندرزی ترسیم شده که اگرچه وجه ظاهری آن­ها ساده به نظر می­رسد، لیکن بن­مایه­های آن ریشه در آیات قرآنی، روایات، سیره­ی نبوی، حکایات تاریخی و متون ادبی و تمثیلی دارد. در طی قرن­ها، این باورها در ادبیات شفاهی و محاورات روزانه تکرار شده. به گونه­ای که بخشی از این عقاید و جهان­بینی­ها را رقم زده است. این مقاله، جایگاه پیامبر اکرم در ادبیات عامیانه را مورد بررسی قرار داده و با طرح نمونه­هایی، سیمای آن حضرت را در فرهنگ مردم نشان داده است.

کلیدواژه­ها: پیامبر اکرم، قرآن، ادبیات شفاهی، باورها، عقاید مردم

مقدمه

ادبیات عامیانه، عامل اصلی و تعیین­کننده­ی خصلت­ها و نشان­دهنده­ی عادات هر ملتی است. «مجموعه دانستنی­ها، آداب و رسوم، معتقدات، خرافات، احساسات، عواطف و آنچه ندگی مادی و معنوی و خصایص ذوقی و روحی توده­ی مردم را در بر می­گیرد، فولکلور یا فرهنگ مردم نامیده می­­شود.»(انجوی شیرازی، ۱۳۷۱: ۹) این دانش،‌ انسان و اندیشه­ی او را، آن­چنان که هست بررسی می­کند و به پژوهش می­گیرد و در این راه بر آن است که دریابد توده­ی واقعی هر ملتی چه می­گوید؟ چه می­خواهد؟ و رشته­ی ناپیدا و بی­انتهایش تا به کدامین مرز کهن فکری می­کشد.(همان: ۱۴)

زبان­شناسان، اصالت مردم یک منطقه را در ادبیات شفاهی آن جستجو می­کنند، زیرا ادبیات شفاهی ساخته و پرداخته­ی ذهنیات و تفکرات یک قوم است و همین ویژگی یک قوم را از اقوام دیگر جدا می­سازد. آنان بر اساس ذوق، سلیقه، قدرت بیان و اندیشه­ی خود، اتفاقات و حوادث زندگی نیاکان خود را در قالب قصه، شعر، تمثیل و ضرب­المثل، در جملات کوتاه و روایات مختصر می­گنجانند و راه آیندگان را بر پایه­ی این تجربه­ها هموار می­سازنند.(سلامی، ۱۳۸۱: ۲۷)

در ادبیات شفاهی،‌ اندیشه­ها و مضمون­هایی مانند پیروزی، درستکاری، پاکی، محبت، ایمان و عشق، امید و آرزو به آینده­ای روشن، نیک­اندیشی و خوش­بینی، نفرت از حق­کشی و ظلم و ستم و .. جلوه می­کند. رویدادها با زبانی ساده، طبیعی و شیوا بیان می­شود و اندیشه­ها به گونه­ای زیبا و زنده تصویر می­شود. این شکل طرح مضمون­ها،‌ به روشنی در داستان­های طنزآمیز، لطیفه­ها و شعرهای عامیانه هویداست. (شهریاری، ۱۳۶۸: ۹۸-۹۷)

بازتاب شخصیت پیامبر در فرهنگ عامه

یکی از نمونه­هایی که در ادبیات عامیانه­ی سرزمین ما ابعاد گسترده­ای از شخصیت او انعکاس یافته، پیامبر اعظم، حضرت محمد(ص) است. ویژگی­های متعالی خلقی، رفتاری و شان ومرتبت وجودی ایشان در قالب جملات حکمی، قصه و حکایت، پند و اندرز، دعا، اذکار، ائراد، مدح، ثنا، شعر و سرود، هر روز بر زبان­ها جاری می­شود.

در گذشته مردم با همین باورها و عقاید درباره­ی پیامبر و شخصیت او، بسیاری از مسائل را حل و فصل می­کردند و بسیاری از مخاصمات و کشمکش­ها با ذکر نام او و فرستادن صلوات بر او خاتمه می­یافت، مراسم عقد و عروسی سامان می­گرفت و خبر ورود دانشمندی به مجلس یا آمدن مسافری از سفر زیارتی اعلام می­شد.

ممکن است این باورها و عقاید، ظاهری ساده و سطحی داشته باشند، لیکن بن­مایه­ی آن­ها بر واقعیاتی استوار است که بسیاری از آن­ها ریشه در آیات قرآنی، روایات، سیره­ی نبوی، حکایات تاریخی و متون ادبی، حکمی و تمثیلی دارد. این آموزه­ها به مرور، به ادبیات عامیانه راه یافته و در افواه مردم جای باز کرده و طبیعی است که تغییرات و تصریفاتی را نیز به خود دیده است. اما هرچه هست در جان مردم نشسته و بخشی از عقاید و جهان­بینی آن­ها را تشکیل داده است. در ذیل با طرح نمونه­هایی، سیمای آن حضرت در فرهنگ عامیانه نشان داده می­شود:

سوگند به نام پیامبر(ص)

مردم در زندگی روزانه و محاورات  مکالمات خود، برای طرح بی­گناهی، برائت جستن و رفع اتهام از خود، مبادرت نکردن به دزدی یا عدم بیان سخن دروغ درباره­ی کسی، نبود غش و تقلب در معامله و داد و ستد، پایدار ماندن بر عهد و پیمان و اخذ تصمیم و اموری از این قبیل، نام پیامبر را به میان  آورده و به او سوگند یاد می­کنند. با این سوگندها،‌ افراد از یکدیگر اطمینان حاصل کرده و به اصطلاح دلشان نسبت به یکدیگر صاف می­شود، کدورت­ها و اتهامات از بین رفته و به قول و قرارها مطمئن می­شوند. در این موارد، مردم با گفتن عبارت: «به پیغمبر قسم، به حضرت محمد قسم، عندا.. و عندالرسول»، سوگند یاد کرده،‌ مسائل خویش را حل و فصل می­کنند و با یکدیگر عهد و پیمان می­بندند.

ذکر صلوات

ذکر «صلوات بر محمد(ص)» در بسیاری از امور روزانه­ی مردم جاری است و نقش عمده­ای در حل بسیاری از حوائج دارد. هنگام گلاویز شدن دو نفر با یکدیگر، اولین جمله­ای که شخص میانجی برای آرام کردن آنان بر زبان می­راند این است: «صلوات بفرستید» و چون دعوا و مرافعه به پایان می­رسد یا اختلافی رفع می­شود یا معامله­ای پیوند می­یابد و طرفین راضی می­شوند، ندا برمی­آورند: «بر محمد صلوات». هنگامی که امر خیری در میان باشد، برای پایان دادن به اختلاف نظرها درباره­ی شرایط پیشنهادی طرفین، سرانجام ریش سفید مجلس با نزدیک ساختن دیدگاه­های طرفین، نظر خود را اعلام می­کند و می­گویند: «بر محمد صلوات». وقتی دو نفر قهر کرده را آشتی می­دهند، در همان حال که آن­ها یکدیگر را در آغوش گرفته و صورت هم را می­بوسند، حاضران می­گویند: «بر محمد صلوات». در برخی مراسم، به ویژه در چاووشی سر دادن به هنگام بدرقه­ی زائران می­گویند: «اول به مدینه مصطفی را صلوات،‌ دوم به نجف شیرخدا را صلوات.»(ثواقب، ۱۳۸۵: ۴۰۱)

در آیه­ی ۵۶ سوره­ی احزاب آمده است « همانا خدا و ملائکه­ی او بر پیامبر درود می­فرستند، پس ای مومنان شما نیز بر او درود بفرستید و با تعظیم بر او سلام گویید.»

این دستور صریح خداوند و نیز پاداش­هایی که برای ذکر صلوات بر پیامبر اکرم در متون روایی آمده(امینی، ۱۳۶۲: الف: ۱۸۳-۱۸۰) و اهتمام مسلمانان به ترویج این شعار الهی در جامعه، سنت حسنه­ی درود فرستادن بر رسول خدا را به صورت یک عمل رایج در ادبیات عامیانه درآورده است.

استفاده از نام پیامبر اکرم برای حل بسیاری از اختلافات و منازعات، در اصل برگرفته از آیات قرآنی است که پیامبر را فصل­الخطاب و محل رجوع مومنین مطرح کرده و به مسلمانان دستور داده که از او تبعیت کنند. در آیه ۶۵ سوره­ی نساء آمده است: « نه چنین است، قسم به خدای تو که اینان به حقیقت، اهل ایمان نمی­شوند مگر آنکه در خصومت و نزاعشان،‌تنها تو را حاکم کنند و آن­گاه به هر حکمی که کنی هیچ­گونه اعتراضی در دل نداشته و کاملا از دل و جان، تسلیم فرمان تو باشند.»

از سیره­ی عملی آن حضرت موارد بسیاری می­توان ذکر کرد؛ ایشان با داوری­ها و تدابیر حسنه­ی خود، اختلاف­ها را رفع می­کرد. مثلا با عقد اخوت میان مهاجر و انصار، دشمنی­های دیرینه­ی قحطانی و عدنانی را از بین برد و برادری را جایگزین آن کرد. همچنین ایشان پیش از بعثت نیز به صفت «امین» مشهور بود و این ویژگی در داوری­ها و رفع اختلافات بازتاب یافته است.

خُلق نیکو

در اعیاد، جشن­ها، گردهمایی­ها، سوگواری­ها، دید و بازدیدها و غیره بر خُلق خوش و نیکوی پیامبر خدا با این عبارات تاکیدی طلب صلوات می­کنند: «خُلق خوش پیغمبر خدا صلوات»، «خُلق نازنین پیغمبر خدا صلوات»، «خُلق نازنین محمد صلوات». این باور که پیامبر اعظم از خُلق حسن و اخلاق نیکو بهره­مند بوده، از آیات قرآن به دست می­آید. خداوند پیغمبرش را به خُلق عظیم ستوده است و او را اسوه­ی حسنه برای اهل ایمان قرار داده که با تبعیت از او می­توانند، اخلاق نیکو را برای خود پرورش دهند.

جمال زیبا

در ادبیات عامه، پیامبر اسلام دارای جمال زیبا و نورانی است. با این باور است که در تجلیل از بزرگان، عالمان و دانشمندان، وقتی که به مجلسی وارد می­شوند یا در استقبال از زائری که از سفر زیارتی(مشهد مقدس، کربلای معلی، حرمین شریفین در مکه و مدینه» برگشته است، مجلس را با ذکر این عبارت به صلوات آراسته می­کنند: «بر جمال نورانی پیغمبر خدا صلوات»

از این رو، عالمان که وارثان پیامبر محسوب می­شوند و زائرانی که از نظر روحی و معنوی پیوندی با پیامبر و خاندان او برقرار کرده­اند، در نگرش مردم جلوه­ای از جمال پیغمبر خدا را متجلی می­کنند.

راستگویی

در ادبیات عامه، پیامبر اسلام، مظهر راستی، راستگویی و دشمن دروغ و دروغگویی است. از نگاه مردم، راستی را باید از پیغمبر آموخت و مانند او راستی پیشه کرد، زیرا «نجات، در راستی است» و دروغگو را دشمن خدا می­دانند.

اعجاز

در ادبیات عامه از معجزه داشتن پیامبر اسلام، سخن به میان آمده است. به ویژه قرآن کریم را از معجزات آن حضرت می­دانند و در دعاها یا سوگندنامه­های خود معمولا این عبارت را  به زبان می­آورند: «به قرآنی که بر سینه­ی محمد نازل شده». در تعقیبات نماز و به گاه دعا و طلب حاجت، اذکاری را زمزمه می­کنند که به این نکته اشاره دارد: «خدایا به حق محمد و به حق علی، معجزنما محمد و مشکل­گشا علی»

خلقت نوری

در ادبیات شفاهی،‌ حاجتمندان هنگام درخواست حاجت، خداوند را با عباراتی سوگند می­دهند که خلقت نوری پیامبر از آن استنباط می­شود: «خدایا به حق محمد که او را از نور آفریدی،‌ حاجت مرا روا کن»

این عبارت برگرفته از عقیده­ای است که خلقت پنج تن؛ حضرت محمد،‌ حضرت علی، حضرت فاطمه،‌ امام حسن و امام حسین و انوار وجودی ایشان را پیش از آفرینش آدم می­داند.

از این عبارات علاوه بر خلقت نوری، مطالب دیگری به دست می­آید. از جمله اینکه پنج تن سبب و علت آفرینش جهان بوده­اند، اسامی آن­ها از نام­های خداوند مشتق شده و جزای دشمنی نسبت به آنان، سوختن در آتش قهر الهی است. و هنگام حاجت خواستن از خداوند، باید آن­هارا وسیله­ی استجابت دعا قرار داد و به ان­ها متوسل شد. (امینی، ۱۳۶۲: ب ۴۱-۳۹)

چنین آموزه­هایی در ادبیات شفاهی، باور خلقت نوری پنج تن و در راس آنان پیامبر اکرم را پدید آورده است.

گل محمدی

در ادبیات عامیانه، رسول اکرم از خوی و سرشت نیکو و جمال زیبا برخوردار است. بدنی خوشبو و معطر دارد و رویش بعضی از گل­ها به آن حضرت نسبت یافته است. برای نمونه، گل قرمز را گل محمدی می­خوانند و می­گویند، این گل از چکیدن عرق بدن آن حضرت حاصل شده است . در این­باره می­گویند که آن حضرت فرمود: «هرکس می­خواهد مرا دریابد، گل قرمز را ببوید.»

قبله­ی محمدی

در ادبیات محاوره­ای، هنگام تاکید بر مطلبی می­گویند: «به این قبله­ی محمدی قسم» و قبله را به پیامبر اسلام نسبت می­دهند. این باور، هم نشانه­ی مسلمانی است و هم اشاره به قرار دادن قبله برای مسلمانان توسط پیامبر اکرم می­باشد. چنین روایت شده است که پیامبر در ابتدا به سوی بیت­المقدس نماز می­خواندند، لیکن در اثر تشکیکاتی که یهودیان مطرح کردند و موجب آزردگی پیامبر شدند و برای استقلال مسلمانان،‌ خداوند دستور تغییر قبله را به پیامبر داد و ایشان به سوی کعبه و مسجدالحرام در مکه نماز را اقامه کردند. از آن زمان، کعبه قبله­ی مسلمانان گشت و در بین مردم «قبله­ی محمدی» جای باز کرد، چنانکه عبارت «به خدای محمد» نیز کاربرد زیادی در محاورات دارد.

نامگذاری به نام محمد

نام «محمد» یکی از نام­های خوش­یمن در ادبیات عامه است و مردم به جهت عشق و علاقه به پیامبر اسلام و اهتمام به ترویج نام آن بزرگوار و زنده نگهداشتن اسم و رسم او، نام فرزندانشان را به نام محمد یا ترکیبات آن مزین می­کنند.

در همان آغاز، در گوش راست و چپ نوزاد اذان و اقامه می­گویند تا کودک حیات خود را به نام خدا، پیامبر و حضرت علی(توحید، نبوت و امامت) آغاز کند. در روایات، والدین سفارش شده­اند که برای فرزندان خود نام نیکو انتخاب کنند و بهترین و بیشترین نامی که شیعیان انتخاب می­کنند،‌ محمد و علی است.

تکریم اولاد پیامبر

در ادبیات عامه، سادات را تکریم می­کنند و حرمت می­نهند. مردم را به جد آنان سوگند می­خورند و جد آنان را اثرکننده می­دانند و معتقدند که سادات، اولاد پیغمبرند و تکریم آنان، تکریم پیغمبر است. در واقع سادات از ذریه­ی پیغمبرند و جد آنان همانا رسول­ا.. است. شال سبز و عمامه­ی سیاه را که از نشانه­های سادات است، از پیامبر می­دانند. نَفَس سادات را شفادهنده می­پندارند؛ اگر بر بالین مریض حاضر شوند یا مریض را بر سر اجاق آن­ها ببرند،‌ امید به بهبودی دارند. همه­ی این باورها ناشی از اعتقادی است که نسبت به پیامبر اسلام دارند و معجزات و کراماتی که برای آن حضرت قائلند و در ارتباط نَسَبی و معنوی سادات با آن حضرت،‌ برای برخی از آنان نیز قائل هستند.

واسطه­ی دفع آفات و بلیات

هنگامی که طوفان سهمگینی پدید می­آید و احتمال فرو ریختن خانه­ها و نابودی مزارع و آمدن سیلاب می­رود، خداوند را به نام پیامبرش سوگند می­دهند، بلکه طوفان فرو نشیند و به کشتزارها و محصولات آنان، آفت نرساند. در این موقع رو به قبله ایستاده و می­گویند:

پیغمبر ما چون در کشتی نشست                                          این دعا را خواند و طوفان وا نشست

لافتی الا علی، لا سیف الا ذوالفقار                                          شاه مردان، حیدر دلدل سوار

و سپس خداوند را به مقام پیامبر اکرم و دندان شکسته­ی او و به پنج تن آل عبا، سوگند می­دهند که طوفان را از آن­ها دور کند.(ثواقب، ۱۳۸۶: ۳۵۵)

در قرآن کریم آمده است که ای پیامبر تا زمانی که تو در میان امت هستی، ما ایشان را عذاب نمی­کنیم و پس از تو نیز تا آنگاه که استغفار کنند، عذاب نمی­شوند.

از این­رو، مردم هنگام حاجت خواستن یا برای دفع آفات و بلیات، پیامبر خدا را واسطه­ی سوگند خود قرار می­دهند که نشان­دهنده­ی باور مردم درباره­ی شان و منزلت پیامبر، نزد خداوند می­باشد و از اینکه به واسطه­ی نام ایشان، بلایا از آنان دفع می­شود.

جمع­بندی

از آنچه در این مقاله ارائه گردیده، درمی­یابیم که همانند ادبیات رسمی پارسی و عربی(چه متون کلاسیک و چه آثار جدید) در ادبیات عامیانه نیز، پیامبر اکرم،‌ جایگاهی رفیع و والا دارد. در این گونه ادبیات، پیامر اسلام، شخصیتی متعالی، قدسی، دارای معجزات و کرامات، برخوردار از حسن خلق، زیبایی جمال، راستگویی و پاکدامنی تصویر شده که وجود او سبب آفرینش عالم،‌ موجب پذیرش استغفار و دعا به درگاه خداوند،‌ رفع عذاب از امت و شفاعت پیروان است. باورهایی که در ادبیات عامیانه شکل گرفته، بخشی از اعتقادات و جهان­بینی توده­ی مردم را تشکیل داده است و بر اساس آن زندگی روزمره­ی خویش را سامان داده­اند. آموزه­هایی که موجب پیدایش این باورها شده، منبعث از متون روایی، سیره، تاریخ و ادبیات بوده که در میان توده­ی مردم، به مرور زمان و کثرت استعمال،‌ دگرگونی­هایی را به خود دیده است. نقل باورها درباره­ی پیامبر در میان مردم غالبا به سبب تاثیرگذاری نکات اخلاقی، تعلیمی، تربیتی و اندرزی است که از جلوه­های مختلف رفتاری و ابعاد شخصیتی آن حضرت به دست می­آید.

ادبیات عامیانه به دلیل کاربرد فراوان آن در میان توده­ی مردم و استفاده­ی روزانه از مضامین آن، در موضوعات دینی نیز، پیش از آگاهی­های دقیق، مستدل و مبتنی بر پژوهش علمی، غالبا بخش زیادی از آگاهی­های عوام را تشکیل می­دهد. مراجعه به ادبیات عامیانه با ظاهر ساده و سطحی، می­تواند پژوهشگران را به بن­مایه­های مهمی در موضوعات مختلف و نیز تحولات فکری، مذهبی، فلسفی و اسطوره­ای جوامع رهنمون سازد و از این طریق زوایای ناپیدای بسیار ی از عقاید، سنت­ها و باورها را آشکار کند.

منابع

– امینی، عبدالحسین(۱۳۶۲ الف) الغدیر،‌ترجمه­ی علی شخ­الاسلامی، جلد ۴، چ ۳، تهران: کتابخانه­ی بزرگ اسلامی

– امینی، عبدالحسین(۱۳۶۲ ب) فاطمه­ازهرا،‌به کوشش حبیب چایچیان، تهران: موسسه­ی انتشارات امیرکبیر

– انجوی شیرازی، ابوالقاسم(۱۳۷۱) گذری و نظری در فرهنگ مردم،‌تهران: انتشارات اسپیرک.

– ثواقب،‌ جهانبخش(۱۳۷۵) دو امانت جاوید، شیراز: نشر قو

– ثواقب، جهانبخش(۱۳۸۵) دریاچه­ی پریشان و فرهنگ منطقه­ی فامور، شیراز، انتشارات نوید.

– سلامی، عبدالنبی(۱۳۸۱) فرهنگ گویش دوانی، تهران: فرهنگستان زبان و ادب فارسی.

– شهریاری، خسرو(۱۳۶۸) «یادداشتی درباره­ی قصه­هاو فرهنگ مردم»، پویش، مجموعه­ای درباره­ی هنر و ادبیات کودکان و نوجوانان، تابستان و پاییز.

– طباطبایی، محمدحسین(۱۳۴۶) تفسیر المیزان،‌ترجمه­ی عبدالکریم نیری بروجردی، ج ۲، چ ۲، قم: موسسه­ی انتشارات دارالعلم.

– طبری(۱۳۶۳) تاریخ طبری،‌ ترجمه­ی ابوالقاسم پاینده،‌چ ۳، تهران: انتشارات اساطیر. ­

____________________________________

مطالب مرتبط:

ـمحرم در دیار من

ـبررسی انسان‏شناختی طرح اسلیمی