خانه > اخبار مردم شناسي > نگاه مختصری به پدیده‌ی حاشیه‌نشینی در شهرها (بخش دوم)

نگاه مختصری به پدیده‌ی حاشیه‌نشینی در شهرها (بخش دوم)

«بررسی بهداشت محیطی، جسمی و روانی حاشیه‌نشینان»

(مطالعه‌ی موردی: تپه‌ی اکبری در منطقه‌ی یوسف‌آباد تهران)

 

مهکامه ابوالفتحی، زینب جوادنیا، آتیه عارف‌پور، ثریا لشگری

نگاه مختصری به پدیده‌ی حاشیه‌نشینی در شهرها (بخش دوم)*یافته‌های این پژوهش، مربوط به تحقیق میدانی درس روش تحقیق عملی، مربوط به سال ۱۳۸۴ می‌باشد. در حال حاضر زاغه‌های تپه‌ی اکبری، به طور کامل تخریب و پاکسازی شده است.

 

مقدمه و بیان مسئله:

مطالعات نشان می‏‌دهد مسئله‌‏ی حاشیه‌‏نشینی در ایران، صرفاً مسئله‌‏ای فیزیکی و کالبدی نبوده، بلکه مسئله‏‌ای ساختاری است که در اثر نابرابری‏‌های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در سطح ملی و منطقه‌‏ای بوجود آمده است. و ویژگی‏‌های جوامع اسکان غیر رسمی نشان می‏دهد که اغلب حاشیه‌نشینان،‌ از مهاجران تهی‌دست روستایی و یا تهی‌دستان و محرومان شهری می‏‌باشند.

منطقه‏‌ی یوسف آباد تهران، جزء منطقه شش شهرداری تهران است و از مناطق مرفه‌نشین شهر تهران محسوب می‏شود. در این میان، وجود زاغه‌هایی در این منطقه که با سایر بافت آن در تضاد است و همگونی ندارد، مورد مطالعه قرار گرفته است.

زاغه‌‏ها، غالباً در حاشیه یا حومه‏ی شهر قرار دارند، ولی ویژگی‏ زاغه‌های تپه‌ی اکبری، این است که در یک منطقه نسبتاً مرفه شهر و در نزدیکی دو برج مهم شهر تهران (برج آ. اس٫پ و برج تهران)، واقع شده‌اند.

 تپه‌ی اکبری نامی است که به شمالی‌ترین بخش یوسف‌آباد اطلاق می‌گردد. این محله بر روی تپه‌ای به همین نام در حد فاصل ساختمان‌های (آ اس پ) و (ونک پارک)، بنا شده‌است. تا پیش از سال ۱۳۵۷، این محل منطقه‌ای تماماً بایر بود و هیچ استفاده‌ای از آن نمی‌شد. پس از انقلاب با رشد سریع تهران، زاغه‌سازی و آلونک‌نشینی در تمام بافت شهر، حتی در بخش‌های مرفه‌نشین تهران رشد یافت که تپه‌ی اکبری نیز یکی از این اماکن بود.

این تپه، ‌در سال ۱۳۹۱ و به دستور شهردار منطقه شش، به طور کامل تخریب شده است.

می‌توان گفت،‌ ضرورت بحث بهداشت از آن روی می باشد که بهداشت، صرفاً جسمی و محیطی نیست. بلکه جنبه‌ی روانی و روحی را هم در برمی‏گیرد. هر چند ساکنین زاغه‏‌ها از نظر امکانات بهداشتی مانند نور مناسب، هوای مطبوع، فضای کافی جهت پخت و پز و استحمام و.. در مضیقه هستند، اما زندگی در جایی که با مناطق همجوارش بسیار در تضاد است، مشکلات روحی و روانی بسیاری را برای ساکنین آن ـ به خصوص برای جوانان و نوجوانانی که در محیطی متفاوت از خانه‏‌هایشان به تحصیل می‌‏پردازندـ ایجاد می کند.

تمام این عوامل زمینه‌‏های انزوا و گوشه‌‏گیری و عدم اعتماد به نفس را در آنان ایجاد می‏کند و حتی ممکن است موجب ایجاد تضاد شخصیتی شود.

هر جامعه‌‏ای برای رشد و پیشرفت خود نیاز به نیروی انسانی سالم دارد و باید به سلامت جسم و روح افراد جامعه خود توجه کند در نتیجه تمام این عوامل گویای اهمیت مسئله‌­ی بهداشت در این تحقیق می باشد.

 

ضرورت و اهمیت پژوهش:

انسان حاشیه‌‏نشین به لحاظ فرهنگی، انسانی دارای هویت و فرهنگ مشخص نیست. یکی از نتایج مهاجرت و حاشیه‏‌نشینی، پدید آمدن موقعیتی است که در آن یک فرد، خود را در میان دو گروه فرهنگی مختلف می‏یابد و در نتیجه یک شخصیت نااستوار انسانی پدید می‏‌آید.

از آن‌جا که پدیده‌‏ی حاشیه‌‏نشینی به طور مستقیم متأثر از شرایط اقتصادی و اجتماعی خانوار است، نیازمند نگاه اندیشمندان و برنامه‏ریزان اجتماعی و اقتصادی می‏باشد. در این میان پرداخت به مسئله‏‌ی بهداشت جسمی، روانی و محیطی زاغه‌‏نشینان با در نظر داشتن گستردگی ابعاد آن و ارتباط متقابل با جنبه‌های مختلف اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و… نیز ضرورت و اهمیت پیدا می‏‌کند.

اهداف مورد بررسی در سه گروه طبقه‌‏بندی شده است:

۱) بهداشت جسمانی:

۱-۱- مطالعه‌‏ی نوع بیماری‌‏های بوجود آمده به واسطه‌‏ی سکونت در این مکان‌‏ها و بررسی تأثیر محیط در پیدایش و گسترش آن‌ها.

۲-۱- بررسی وضعیت کمی و کیفی نوع تغذیه‌‏ی این گروه‌‏ها.

۳-۱- بررسی میزان تحرک و فعالیت بدنی این گروه‏ها و تأثیر آن بر سلامت جسمی.

۴-۱- مطالعه‌‏ی میزان دسترسی این گروه به خدمات بیمه‌‏ای.

۲) بهداشت روانی:

۱-۲- تأثیر عواملی چون: عدم برآوده شدن نیازهای اولیه/ شرایط اجتماعی کار و زندگی/ نابرابری‏ میزان دسترسی در این گروه به امکانات شهری در مقایسه با افراد به رسمیت شناخته شده در شهر/ منع این گروه‌‏ها از مشارکت کامل در عرصه‌‏های مختلف اجتماعی/ امنیت شغلی (درآمد، ساعات کار و…) بر بهداشت روحی و روانی‏شان.

۲-۲- بررسی دوگانگی فرهنگی و تأثیر آن بر هویت این گروه.

۳-۲- بررسی فشارها، نگرانی‌‏ها، استرس‌‏ها، میزان امنیت و.. در این گروه‌‏ها.

۳) بهداشت زیست ـ محیطی (اکولوژیکی):

۱-۳- محل دفع زباله‏‌ها

۲-۳- محل دفع فاضلاب‌‏ها به تفکیک (دستشوئی/ حمام/ آشپزخانه/…)

۳-۳- وضعیت آب آشامیدنی.

۴-۳- تأثیر آلودگی‏‌های صوتی، هوا و… بر زندگی آنها.

۵-۳- بررسی آلودگی‌‏های بوجود آمده بواسطه‏‌ی کارگاه.

۶-۳-  بررسی ساختار مساکن و مشکلات بوجود آمده ناشی از آن (مشکل نور و…)

* اهداف شمرده شده مربوط به زنان و مردان و با تأکید بر گروه زنان می‏باشد.

 

مختصری از تاریخچه‌‏ی بهداشت:

باید گفت برای هزاران سال، بیماری‏‌های همه‌‏گیر بازتاب تبهکاری‌‏های بشر تلقی می‏شد. این عقیده که بیماری از عوامل طبیعی مانند آب و محیط فیزیکی ناشی می‏شود، به مرور به وجود می‏‌آید.

این پیشرفت عمده در تفکر یونان و طی قرون چهار و پنج قبل از میلاد، اتفاق افتاد و نمایان‏گر اولین تلاش در جهت تنظیم فرضیه‏‌ی منطقی و علمی علت بیماری بود. منشأ طب و بهداشت نیز در افسانه‏‌های بی‏شماری بیان شده است.

معرفی طب را به دوران جمشید، چهارمین پادشاه باستانی ایران نسبت می‌‏دهند. قرون وسطی با طاعون سال ۵۴۲٫م آغاز و با مرگ سیاه (طاعون) سال ۱۳۴۸٫م به پایان خود نزدیک شد.

جداسازی افراد مبتلا به بیماری مسری، برای اولین بار برای پیشگیری از گسترش جذام به کار گرفته شد. در این دوران، کلیسا عهده‏‌دار مقررات بهداشتی بود. تحول اصلی در این قرون برخورد فرهنگ مهاجمان بربر با میراث کهن امپراتوری ساقط شده‏‌ی روم و باورها و آموزش‌‏های صحیح دین مسیح بود. در دوره‏‌ی رنسانس پیشرفت‌‏های صنعتی با موفقیت‌‏های مهم علمی همراه بود. استفاده‌‏ی روز افزون از روش‏‌های تجربی، پیشرفت در مطالعه‌‏ی بیماری در فرد و جامعه و توجیه منطقی انتقال بیماری به وسیله‌‏ی عامل بیماری‏زا برای اولین بار در این زمان مطرح گردید.

از سال ۱۷۵۰٫م، جمعیت اروپا به سرعت افزایش یافت و میزان مرگ و میر کودکان زیر یک سال فزونی پیدا کرد. این زمان، با کوشش‌‏هایی برای آموزش عمومی در زمینه‏‌های بهداشتی و پرداختن از بهداشت فردی به بهداشت عمومی همراه بود.

انقلاب صنعتی قرن ۱۸ در انگلستان، مشکلات زیادی را ایجاد کرد مانند تراکم جمعیتی، تجمع زباله‌‏ها و ایجاد زاغه‌‏نشینی این مشکلات باعث شکل‌‏گیری مفهوم تازه‏ای به نام «بهداشت عمومی» گردید و دولت، مسئولیت مستقیم سلامتی مردم را به عهده گرفت.

 

تحلیل یافته‌های پژوهش:

الف) بررسی وضعیت بهداشت زیست‏‌محیطی زاغه‌‏نشینان تپه‌ی اکبری:

جمع وسیعی از زاغه‌‏نشینان منطقه‏ی یوسف‏آباد، از سطح معیشت پایینی برخوردارند و زندگی این افراد با مشکلاتی که ناشی از وضعیت بد محل زیست یا وضع غیربهداشتی امکانات موجود می‏‌باشد، احاطه شده است.

آنچه که در این مبحث مورد توجه قرار می‏‌گیرد، اطلاعاتی مربوط به وضعیت بهداشت زیست‌محیطی این زاغه‌‏نشینان است که در رابطه با:

-  محل دفع زباله‏‌ها

-  محل دفع فاضلاب‌‏ها به تفکیک (دستشویی، حمام، آشپزخانه و…)

-  وضعیت آب آشامیدنی

-  آلودگی‏‌های صوتی و هوا

-  آلودگی‏‌های ناشی از کارگاه

-  ساختار مساکن و مشکلات ناشی از آن

مورد بررسی قرار گرفته است.

قبل از هر چیز، آن چه که بیش از باقی مسائل توجه بیشتری را به خود جلب می‏کند به وضعیت مسکن و خانه‌‏های این گروه مربوط می‏شود. ساختار مساکن زاغه‏‌نشینان یوسف‏آباد به لحاظ مصالح و ابعاد، به گونه‏‌ای است که به عنوان عامل اصلی در بسیاری از مشکلات بهداشتی محیطشان نقش ایفا می‌‏کند.

در ابتدا در رابطه با فضای تنگ و کوچک این خانه‏‌ها، صحبت می‏‌کنیم. ابعاد خانه‌‏های این زاغه‌‏نشینان بسیار کوچک است و تنگی جا برای ساکنین آن که مجبورند در آنجا زندگی کنند، بطور غیرمستقیم مشکلات گوناگونی را بوجود آورده است. بطوریکه عوامل مختلفی که در عین حال به هم وابسته هستند، زمین‌ه‏ای را برای عدم دسترسی آنها به امکانات بهداشتی محیطی فراهم کرده است.

شاید بتوان گفت مهم‏ترین مشکل ساختاری این خانه‌‏ها، نداشتن پنجره‏ای است که امکان باز شدن به بیرون را داشته باشد تا بتوان با استفاده از آن وسیله‏‌ای برای تهویه‌‏ی هوای داخل خانه‌‏ها فراهم کرد.

این مساله در نورگیری خانه‌‏ها نیز مشکلات فراوانی را بوجود آورده است. چرا که نوع زاغه‌های این منطقه به گونه‌‏ای است که امکان دسترسی افراد به نور طبیعی خورشید را فراهم نمی‌‏کند.

در تپه‌ی اکبری، نمونه‌ی خانه‏‌ای را مشاهده کردیم که مهم‏ترین مشکل آن به سقف خانه مربوط می‏‌شد. سقف، متشکل از تیرهای چوبی‌‏ای بود که روی آن را با پلاستیک پوشانده بودند و این مساله در شکل ظاهری خانه، امکان بروز رطوبت را بیش از پیش فراهم کرده بود.

نبود امکانات فضایی باعث شده که عده‏‌ای از افراد، در برخورد با بسیاری از مسائل روزمره‏‌شان با مشکلات بسیاری روبرو شوند. یکی از آن مشکلات، پهن کردن لباس‏‌ها درخانه است. این مساله، هم سبب افزایش رطوبت فضای سکونت حاشیه‌نشینان شده بود.

عدم امکان تهویه‌ی مناسب و وجود حمام در فضای کوچک زاغه و در عین حال نفوذ آب باران به خاطر سقف و دیوارهای نامناسب زاغه‌ها، باعث افزایش رطوبت شده و به دنبال آن، نفوذ حشرات موذی مانند سوسک و هزارپا و… در محیط مسکونی حاشیه‌نشینان، بیشتر شده بود.

در بعضی از خانه‏‌ها نیز، ‌برای گرم کردن فضا از بشکه‏‌های نفت، استفاده می‌شد. این مساله باعث پراکندگی بوی نفت در هوا شده و تنفس را با مشکل روبرو می‌کرد.

نگهداری حیوانات خانگی چون مرغ و خروس در تعدادی از خانه‌‏ها، باعث برهم خوردن تعادل بهداشتی زندگی آنها شده و سبب بروز بیماری‌‏هایی برای ساکنین گشته بود.

در رابطه با فضای بیرونی برخی خانه‌‏ها، تنگی کوچه و عدم امکانات تخلیه‌‏ی چاه‌‏ها باعث پر شدن چا‏ه‏‌ها شده و به این وسیله‏ بهداشت محل با مشکل مواجه بود. از طرفی عدم دفع درست زباله‌‏های ساکنین نیز،‌ باعث تشدید آلودگی‌‏های محیط زندگی‏ حاشیه‌نشینان، شده بود.

برخورداری ساکنین از آب آشامیدنی هم مشکلات بسیاری را به لحاظ کمّی و کیفی برای آنها به وجود آورده بود. به این صورت که از نظر کمّی، فشار آب بسیار پایین بود و این مساله، میزان دسترسی این افراد به آب را کاهش داده بود و به لحاظ کیفی از آنجا که آب مورد استفاده‏‌ی آنها آب چاه بود،‌امکان ابتلا به بیماری‌های عفونی را در آن‌ها افزایش می‌داد.

مسئله‌‏ی دیگری که در محیط زندگی زاغه‌نشینان یوسف‌آباد مشکلاتی را بوجود آورده بود، مربوط به یک کارگاه می‌شد، که در حیطه‌‏ی محل زندگی آنها قرار داشت. این کارگاه، به واسطه‌‏ی فعالیت‏‌های روزانه‌ی خود، آلودگی‌‏هایی را، هم برای ساکنین و هم برای افرادی که در کارگاه شاغل بودند، فراهم کرده بود. فضای کارگاه، تهویه‌‏ی مناسب و نورگیری کافی نداشت. و کارهایی مانند نجاری، رنگرزی و… در این کارگاه، باعث آلودگی‏ هوا شده و در عین حال باعث بروز آلودگی‌های صوتی مانند صدای بلند در نزدیکی محل سکونت افراد شده بود.

ب) بررسی وضعیت بهداشت جسمانی زاغه‌نشینان تپه‌ی اکبری:

«بهداشت»، عبارت است از استفاده از علوم و روش‌‏هایی که بشر را برای پیشگیری و جلوگیری از بروز و اشاعه‏‌ی بیماری‌‏ها، طولانی نمودن عمر و ارتقای سطح تندرستی و نیرو، از طریق آگاهی و عمل نمودن مردم به اصول آن، انجام می‏‌دهد.

تندرستی، عبارت است از آسایش کامل و رفاه مطلق جسمی و روانی و اجتماعی افراد و نه فقط نواقص عضوی. (تعریف سازمان بهداشت جهانی)

از سویی دیگر سلامتی انسان‏‌ها، عوامل متعددی از جمله ورزش، رژیم غذایی، محیط زیست، مراقبت‏‌های بهداشتی و پزشکی، سطح تحصیلات، میزان درآمد، شغل، و نحوه‏‌ی فعالیت‏‌های حرفه‏‌ای روزمره را در بر می‏گیرد.

یکی از مسائلی که در رابطه با بهداشت ساکنین زاغه‏‌ها مطرح می‌‏گردد، بهداشت جسمانی آنان است. با توجه به عواملی که در رابطه با بهداشت زیست محیطی ذکر شد، سکونت در چنین محیطی علاوه بر پیامدهای روانی، پیامدهای جسمی‏ را هم به دنبال خواهد داشت. از آن جمله می‌توان به مشکلات تنفسی ناشی از رطوبت و عدم تهویه‌‏ی مناسب و جریان نداشتن هوا به دلیل فضای کوچک و نداشتن پنجره در زاغه‌ها اشاره نمود و همچنین مجاورت حمام و محل طبخ غذا در نزدیکی محل سکونت که موجب انتقال رطوبت و بوی غذا به فضای داخلی خانه‏‌ها شده بود.

عدم تحرک کافی ناشی از محدودیت فضای سکونت به خصوص در رابطه با زنان که بیشتر وقت خود را در منزل می‏‌گذرانند، موجب ایجاد درد مفاصل(زانو درد، کمر درد) و افزایش وزن گشته بود. از سوی دیگر، عدم فعالیت‏‌های روزانه و تحرک جسمی در خارج از منازل نیز مزید بر علت است. مجاورت زباله‌‏ها و نیز نگهداری حیوانات خانگی چون مرغ و خروس در نزدیکی محل سکونت و بازی بچه‏‌ها نیز، در جای خود از جمله عوامل انتقال بیماری به حساب می‌آمد.

از طرفی، فقدان نور خورشید در این زاغه‌ها، که امکان ضد عفونی کردن لباس‏‌ها را ایجاد می‌‏کند، موجب بروز برخی از بیماری‏‌های پوستی و عفونی می‏‌گردد. و البته تأثیرات نور خورشید در جذب ویتامین‏‌ها را نیز، نباید نادیده گرفت.

ج) بررسی وضعیت بهداشیت روانی زاغه نشینان تپه‌ی اکبری:

«بهداشت روانی»، حوزه‏ای از روان‏‌شناسی و روان‏‌پزشکی است که پیرامون رو‏ش‌های جلوگیری اختلالات و نابهنجاری‏‌های روحی، عاطفی و رفتاری بحث می‏کند. و تلاش دارد که از یک سو از ابتلای فرد و جامعه به بیماری‌‏های روانی ممانعت کند و از سوی دیگر سطح سلامت آنان را ارتقا دهد. موضوع بهداشت روانی، انسان و جامعه انسانی است. ملاک بهداشت روانی در روان‌شناسی، راحتی و آسودگی است که عوامل اقتصادی بسیار در آن دخیل است.

از آن جمله محل سکونت، میزان درآمد، میزان سلامتی و.. که در رابطه با بهداشت روانی ساکنین زاغه‌‏ها، قابل توجه می‌‏باشد که می‏توان ارتباط محیط فیزکی و شرایط زندگی بر سلامت روحی و روانی و جسمی را نیز در نظر داشت.

انسان در برابر نیاز‏مندی‌‏های بدنی خود، مانند احتیاج به خوراک، پوشاک، هوا و مسکن دارای یک سلسله نیازمندی‌های اساسی روانی مانند احتیاج به محبت، یقین، امنیت خاطر، استقلال، معاشرت، مقبولیت، ستودن و ستوده شدن است. مردمانی که در زاغه‏‌ها زندگی می‏‌کنند، با فقدان برخی از این نیازهای روانی از جمله، نداشتن امنیت خاطر و اطمینان از سرنوشت خود و نگرانی از آینده فرزندانشان مواجه بودند.

شرایط محل سکونت زاغه‌نشینان یوسف‌آباد، به گونه‌‏ای است که باعث کاهش معاشرت آنها با اقوام و آشنایان شده بود. این عدم معاشرت، در رابطه با نسل جوان خود را به گونه‌‏ای دیگر نشان داده و آن مخفی نگه داشتن محل زندگی از دوستان می‏باشد.

عدم علاقه برای ارتباط با دیگران، باعث انزوا و گوشه‌‏گیری ساکنین منطقه مورد بررسی شده و میزان مشارکت آنها در فعالیت‌‏های اجتماعی را به نحو چشمگیری کاهش داده بود.

انسان موجودی ذاتاً اجتماعی است که از ابتدا به صورت اجتماعی و گروهی با هم زندگی کرده‌‏اند و در ارتباط متقابل با هم قرار داشته‌‏اند. محیط اجتماعی که فرد در آن زندگی می‌‏کند نقش بسیار مهمی بر روی شخصیت فرد دارد. چون فرآیند فرهنگ‌‌یابی از طریق محیط اجتماع و خانواده بر روی فرد صورت می‏‌گیرد. با توجه به اینکه هر خانواده‏‌ای دارای شرایط رفتاری و اعتقادی مخصوص به خود است. ولی بسیاری از جنبه‏‌های رفتاری خود را تحت تأثیر جامعه فرا گرفته است و همین امر مشابهت‌‏هایی را به وجود می‌‏آورد که زمینه‌‏ی درک متقابل را افزایش می‏‌دهد. ولی در رابطه با زاغه‏‌نشینان منطقه یوسف‌آباد این مشابهت‌‏ها بسیار کمتر دیده می‏‌شد. از آنجا که ساکنین زاغه‏‌ها از سوی مسئولین و دیگر افراد جامعه به عنوان رسمی (شهروند) مورد پذیرش نبودند، کمتر، شاهد حضور آنان در مجامع عمومی بودیم و این مسئله باعث شده که فرایند اجتماعی شدن به طور کامل صورت نگیرد. لذا نوعی فاصله، بین این گروه و سایر افراد جامعه به وجود آمده بود و با بیشتر شدن این فاصله، پذیرفتن اصول ارزشی جامعه‏‌ای که در آن زندگی می‌‏کردند، از سوی زاغه‏‌نشینان کمتر شده و این عدم تطبیق باعث بروز تعارض‏‌ها و دوگانگی شخصیتی در بین آنها شده بود. و این دوگانگی را به وضوح در میان فرزندان این خانواده‌ها مشاهده می‌شد. به این ترتیب که از یک سو در زاغه‌های کوچک خود، با مشکلات فراوان زندگی می‏‌کردند و از طرف دیگر در منطقه‏‌ای ساکن بودند که اغلب افراد آن را قشر متوسط رو به بالای جامعه‏ تشکیل می‌دادند. و همین اختلاف طبقاتی، زمینه‌‏ی مقایسه را بین خود و آنها ایجاد می‏‌کند به طوریکه کم‌کم مجبور می‌‏شوند، در عین ارتباط با آنها به نوعی، خود را از آنها دور کنند.

 نمونه‌‏ی عینی این مسئله، اغلب در میان فرزندان محصل این گروه مشاهده شد. به طوریکه آنها از نشان دادن محل سکونتشان به دوستان خود خودداری می‌‏کردند.

از جمله مشکلات روحی دیگر که می‌‏توان ذکر کرد، مشکلاتی است که والدین، با آن‏ مواجه‏ بودند. از یک طرف با توجه به شرایط مادی نامناسبی که داشتند، در صدد فرهم کردن امکاناتی برای فرزندان خود بودند که تفاوت‌های ظاهری فرزندان خود و باقی ساکنین یوسف‌آباد کمتر احساس شود و از سوی دیگر نگرانی در آینده فرزندانشان و مشکلاتی که شهرداری برای آنها در زمینه‌ی ترک محل زندگی‏شان به وجود می‏‌آورد، بر اضطراب و تشویش آنها اضافه می‌کرد.

اختلالات روانی و به خصوص افسردگی، پدیده‌‏ای است که با صنعتی شدن جوامع همراه شده است. تمام اقشار و گروه‏‌های یک جامعه‌‏ی صنعتی، به خصوص مناطق شهری به انواع اختلالات روانی و از جمله افسردگی دچار می‌‏شوند ولی در بعضی اقشار به دلایل متعدد بروز بیشتری دارد. یکی از این گروه‏‌ها ساکنین مناطق حاشیه نشین می‏‌باشند.

زاغه‌نشینان یوسف‌آباد، استرس و فشارهای روانی ناشی از نامشخص بودن وضعیت اسکان، وضعیت شغلی، آینده‌‏ی فرزندان خود و… داشتند و به این دلایل، مستعد اختلالات روانی و به خصوص افسردگی بودند.

از  نشانه‌‏های افسردگی در بین این زاغه‌‏نشینان نیز می‌‏توان به موارد زیر اشاره کرد:

ـ کاهش چشمگیر شادابی و نشاط در بیشتر اوقات

ـ کاهش آشکار فعالیت‌‏های روزانه

ـ بی‏‌خوابی یا پرخوابی

ـ احساس خستگی یا کاهش انرژی تقریباً در تمام اوقات

ـ کاهش توانایی درست اندیشیدن یا عدم تمرکز فکری و احساس دائمی بیهودگی.

 

نتیجه‏‌گیری:

ساکنین مناطق زاغه‏‌نشین تپه اکبری، واقع در یوسف آباد به علت برخی مشکلات اقتصادی و اجتماعی به این مکان مهاجرت کرده و در آنجا اسکان داشتند و از حداقل امکانات رفاهی و بهداشتی برخوردار بودند.

مبحث بهداشت، حوزه‏‌ی وسیعی است که علاوه بر بهداشت محیط، چون نحوه‌‏ی دفع زباله و فاضلاب و… بهداشت جسمی و روانی زاغه‌نشینان را هم شامل می‏‌شود.

در اذهان عمومی، به زاغه‌‏ها از آن روی که جلوه‌‏ی نامناسبی به شهر داده‌‏اند، به عنوان مکان‌هایی بدون امنیت و به ساکنین آن به عنوان افراد بزهکار و نابهنجار نگریسته می‌‏شود.

سکونت در این وضعیت و با حداقل امکانات رفاهی پیامدهای جسمی و روانی چندی، چون انزوا و گوشه‌‏گیری و عدم معاشرت، کاهش مشارکت اجتماعی و هزینه‏‏‌های درمانی و… را در بر خواهد داشت که نتایج منفی آن بر کل جامعه نیز اثر گذار خواهد بود و این امر ضرورت توجه و رسیدگی به این قشر را بیش از پیش، مطرح می‌‏کند.

 

___________________________________________________

منابع:

ـ جلوه پاک، دکتر محمد صادق محفوظی.

ـ حاشیه نشینی، سید سعید زاهد زاهدانی.

ـ حاشیه نشینی و اسکان غیررسمی، جمعی از نویسندگان.

ـ ایرانیان مهاجر در ایالات متحده، دکتر عبدالمعبود انصاریان، ترجمه دکتر ابوالقاسم سری.

ـ آموزش بهداشت عمومی، دکتر فرخ رو پارسای

ـ حاشیه نشینی و راهکارهای سازمان‏دهی آن در جهان، مریم هادیزاده، بزار.

ـ نیازهای اساسی بهداشت، ترجمه شهید شهنواز٫

ـ مجموعه مقالات ارائه شده در همایش اقتصاد بهداشت و درمان

ـ افسردگی، رابرت یانگسون، ترجمه دکتر محمدرضا جهانی و دکتر هادی شیرزاد.

ـ روان‌شناسی شخصیت در دیدگاه اسلامی، علی اصغر احمدی.

ـ روان‌شناسی زن، لوئیس فرانکل، ترجمه خونساری نژاد.

ـ پایان‏‌نامه: شهرنشینی و زاغه نشینی، غلامرضا یاری.

 

ـ نگاه مختصری به پدیده ی حاشیه نشینی در شهرها( بخش اول)