چهارشنبه سوری

چهارشنبه سوری

 
برنامه رادیویی «فرهنگ مردم» و تلاش‌های ارزشمند مرحوم انجوی شیرازی در طول سال‌های ۵۷ ـ ۱۳۴۱، سبب شد که بسیاری از مردم به صورت خودجوش و داوطلبانه با این گروه برنامه­ساز همکاری کنند. در این گروه، پژوهش‌گران بومی که نخست «پیشه‌ور» و بعدها «فرهنگ‌یار» نامیده شدند، با فراگیری شیوه‌های گردآوری اطلاعات، آثار ارزشمندی را در قالب گزارشات مکتوب، اسناد، نسخ خطی، اشیای مادی، کاست‌های صوتی و..، به نهاد فرهنگ مردم ارسال نموده و به تقویت هرچه بیشتر برنامه‌های آن کمک کردند.

مقاله‌­ی «آیین‌ها و مراسم چهارشنبه‌سوری در فرهنگ عامه» حاصل تلاش‌های این فرهنگیاران است که توسط شهرزاد دوستی و المیرا شاهرودی به رشته‌ی تحریر درآمده، و در شماره­ی ۲۷ فصلنامه­ی فرهنگ مردم ایران، در مرکز تحقیقات صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران(زمستان ۱۳۹۰) چاپ شده است.

به بهانه‌ی استقبال از نوروز، بخشی از این مقاله در سایت میراث فردا و در اختیار علاقه­مندان قرار گرفته است.

 

آیین‌ها و مراسم چهارشنبه‌سوری در فرهنگ عامه

چکیده:

چهارشنبه‌سوری، یکی از مراسم دیرپای استقبال از عید نوروز و بهار است که هنوز با تغییراتی، اجرا می‌شود. در گذشته، مردمان آتش را نماد روشنی، طراوت و سازندگی می‌دانستند و به همین دلیل در غروب آخرین سه‌شنبه‌ی اسفند ماه با بوته‌افروزی و پریدن از روی آن با تاریکی و زمستان وداع می‌کردند و به نوروز و بهار خوشامد می‌گفتند و به اجرای مراسمی مانند آب‌پاشی به یکدیگر یا پریدن از روی نهر آب، پاکی و شادابی طبیعت را به سوی خود فرا می‌خواندند. چهارشنبه‌سوری، مجموعه‌ای از آیین‌های گوناگون است؛ تفال زدن، اسفند دود کردن، قاشق‌زنی و شال‌اندازی در کنار سایر مراسم، یه این جشن حال و هوای با طراوتی می‌بخشد. امروزه برخی از این مراسم کمرنگ شده و مانند سابق اجرا نمی‌شود.

کلیدواژه‌ها: چهارشنبه‌سوری، بوته‌افروزی، آب‌پاشی، کوزه‌شکنی، بخت‌گشایی، اسفند دود کردن، فال سوزن،‌ قاشق‌زنی

مقدمه:

ویژگی فرهنگی و هویت ملی هر قومی با برپایی جشن‌ها و رسوم ملی که در ایام سال برگزار می‌شود، آشکار و نمایان می‌گردد. «آداب و رسوم هر جامعه‌ای از ارزش‌هایی مطابق با فرهنگ آن جامعه تشکیل شده است. از دیدگاه جامعه‌شناختی، ارزش‌ها را می‌توان به عنوان معیارهایی تعریف کرد که بر مبنای آن‌ها، گروه یا جامعه به ارزیابی اهمیت اشخاص، الگوهای رفتاری، هدف‌ها و دیگر امور فرهنگی ـ اجتماعی می‌پردازد. ارزش‌ها، میان مردم مشترک‌اند و شمار کثیری از افراد درباره‌ی اهمیت آن‌ها به توافق رسیده‌اند.»(گرانپایه، ۱۳۷۷: ۱۸۴)

آداب و رسوم به عنوان یک جزء و فرهنگ به عنوان یک کل، تاثیر متقابل بر یکدیگر دارند. در واقع تغییر در هریک از اجزا به تغییر در کل منجر می‌شود. آداب و رسوم برای ایجاد همبستگی بین گروهی به وجود می‌آید و چون رسوم عامل تطبیق با شرایط زندگی هستند،‌ در صورت نبود تطبیق با شرایط و تغییرات اجتماعی، چنین به نظر می‌رسد که سودمندی و کارایی خود را از دست داده‌اند.آیین چهارشنبه‌سوری در نقاط مختلف ایران،‌ با توجه به موقعیت جغرافیایی و شرایط اقلیمی، جلوه‌های متفاوتی پیدا کرده است. در گذشته، برخی ازاین آداب و رسوم در تمامی مناطق به شکل یکسان انجام می‌شد و برخی نیز مختص همان منطقه بود. آداب تقریبا متداول این جشن عبارت بودند از: خانه‌تکانی، پوشیدن لباس نو، آتش‌افروزی، شال‌اندازی، کجاوه‌بازی، آب‌پاشی و آب بازی، ‌کوزه‌شکنی، بخت‌گشایی و گره‌گشایی، قاشق‌زنی، خوردن آجیل،‌پختن انواع غذاهای مخصوص این روز، زیارت اهل قبور و امامزادگان و خیرات برای اموات. هدف از اجرای این رسوم نیز چیزی نبود جز آرزوی سعادت، نیکبختی، رفاه،‌آسایش و شادکامی که هموار ه مطلوب انسان به شمار می‌رود.

سابقه‌ی تاریخی چهارشنبه‌سوری

درباره منشاء چهارشنبه‌سوری، مطالب ضد و نقیضی در تاریخ ثبت شده است،‌ اما آنچه همه بر سر آن توافق دارند این است که چهارشنبه‌سوری، پیشینه‌ای کهن دارد. ریشه و اصل این مراسم را به ایرانیان باستان، نسبت می‌دهند، اما بدان لحاظ که ایرانیان قدیم برای روزهای ماه، ‌سی نام پارسی داشته‌ و ایام هفته یعنی شنبه، یکشنبه و.. نداشتند، باید بعد از اسلام، ‌مصداقی موضوعی یا قریب به وقایع و پندارهای کهن ایرانی پیدا شده باشد که مراسم آن به عنوان «سوری» یا «چهارشنبه‌سوری» شکل بگیرد.

مراسم و آیین‌های چهارشنبه‌سوری

آداب و آیین چهارشنبه‌سوری در سراسر خاک ایران با شوق فراوان،‌ برپا می‌شود. آیین‌ها و مراسمی که اگرچه بر حسب شرایط جغرافیایی و بومی، ‌تفاوت‌هایی با یکدیگر دارند، اما همه‌ی آن‌ها نویدبخش شادی و پاکی در زندگی هستند. آیین‌هایی نظیر بوته‌افروزی، بلاگردانی و .. از آن جمله‌اند.

۱-آواها و اشعار آتش‌افروزی

معمولا پیش از غروب آفتاب آخرین چهارشنبه‌ی سال، ‌هیزم در بوته‌های خار، گون، گز، ساقه‌های گندم یا پوشال برنجی را روی بام‌ها، حیاط خانه‌ها یا در گذرگاه‌ها در سه، پنج یا هفت کپه، پشت سر هم قرار می‌دادند و به هنگام غروب آفتاب، آتش می‌زدند. سالخوردگان و سپس جوان‌ترها از روی آتش می‌پریدند. در گذشته، ‌پریدن از روی آتش و نیز تعداد کپه‌ها،‌ معمولا فرد بود و اشعاری هم خوانده می‌شد:

زردی من از تو، سرخی تو از من

غم برو شادی بیا، محنت برو روزی بیا

                                                                                              (محسنی، دماوند،‌۱۳۵۰)

***

شب چهارشنبه ای کلید چار دنده بده، مراد بنده

                                                     (کاظمی،‌ دماوند، ۱۳۴۶)

***

آتِل ماتِل چارشنبه (بپر بپر چهارشنبه) – âtel mâtel čâršanbe

بختیم آچیل چارشنبه (بختم را باز کن چهارشنبه) – baxtim âčil čâršanbe

(خلیل‌زاده، نقده، ۱۳۵۵)

***

امیرالمونین دردم دوا کن   به هرجا دشمنی دارم فنا کن

سر کوه بلند فریاد کردم   امیرالمونین را یاد کردم

                                            (صادقی،‌ کرمان، ‌۱۳۴۶)

۲-آب‌پاشی و آب‌بازی

در برخی نقاط ایران همچون استان‌های زنجان، بوشهر، آذربایجان شرقی، اردبیل، سمنان، تهران و خراسان رضوی، زنان و دختران برای دور کردن آفت و بلا، در غروب شب چهارشنبه‌ی آخر سال بی‌آنکه با کسی سخن بگویند،‌به لب رودخانه‌ها،‌ نهرها و آسیاب‌های آبی می‌رفتند و جام یا کوزه‌ای را از آب برمی‌داشتند و در حین آب برداشتن، تفالی به ریگ‌های کف رودخانه می‌زدند(فال گرفتن با طاق و جفت کردن یک مشت ریگی که از سنگ‌های کف رودخانه برمی‌داشتند)‌و سپس کوزه‌ی آب را به خانه می‌آوردند و به این آب، «آب چهارشنبه‌سوری» می‌گفتند. در خانه قدری از آب را بر روی اسباب و اثاثیه‌ی خانه و در و دیوارها می‌پاشیدند. برخی کوزه‌ی خود را از آب چشمه پر می‌کردند و دست و روی خود را به نیت تبرک و سفیدبختی با آن می‌شستند. همچنین از آب کوزه، ‌هم خود می‌نوشیدند و هم به نزدیکان و همسایگان می‌نوشاندند. عده‌ای پیش از طلوع آفتاب روز چهارشنبه‌ی آخر سال، به کنار رودخانه می‌رفتند و به آب نگاه می‌کردند و کوزه و جامی را از آب پر می‌کردند و به خانه می‌آوردند.(جوادی، زنجان،‌۱۳۴۵)

در بوشهر مردم، کنار دریا می‌رفتند و سنگی به سمت دریا پرت می‌کردند و می‌گفتند:

قضا بلام سی دریا (قضا  بلای من برای دریا باشد) – qazâ balâm si daryâ

و از آب دریا، به یکدیگر می‌پاشیدند. برخی خانواده‌ها آب را در کوزه‌ای می‌ریختند و از روی آن می‌پریدند و در واقع جشن آب برپا می‌کردند.(داوری، گناوه، ۱۳۵۰/ لاوری فد، بوشهر، ۱۳۵۹)

۳-شال‌اندازی یا کجاوه‌اندازی

در شهرها و روستاهای استان‌های شمال غربی و غرب کشور، دامادها کجاوه‌ی آرایش‌شده‌ای را با طناب از بام به داخل خانه می‌فرستادند و صاحبخانه آجیل، شیرینی و میوه خشک در کجاوه می‌گذاشت. در برخی موارد نیز کجاوه را  پشت در خانه یا اطاق عروس خانم می‌گذاشتند. نودامادها یا کجاوه‌اندازها در گوشه‌ای به انتظار پر شدن کجاوه، پنهان می‌شدند. در حین انداختن شال به خانه، ‌شال‌اندارها می‌گفتند: «پسرتان داماد باد! چیزی برای ما در شال بیندازید» و صاحبخانه تخم‌مرغ، گردو، بادام، آینه، جوراب پشمی یا پول، درون شال می‌پیچید و می‌گفت: «بکش بالا» و شال‌اندازها در حین بالا کشیدن شال، دعای خیر برای صاحبخانه طلب می‌کردند. بعد از پایان مراسم شال‌اندازی، هدایا تقسیم می‌شد و هرکس به خانه‌ی خود باز می‌گشت.

(شه‌بندگان،‌ سمنان، ‌۱۳۴۹/  امیری، زنجان، ‌۱۳۴۸/ حسنی پازوکی، ورامین، ۱۳۵۰/ باهنر، ‌میانه،‌۱۳۵۵/  بدری، مراغه، ۱۳۵۰/ محمدپور، اردبیل، ۱۳۵۸/ اشرفی، دماوند، ۱۳۴۵/ رضایی،‌ تفرش، ۱۳۵۰)

در لرستان،‌ جوانان در مراسم شال دورکی (šâl doraki، به معنای شال‌اندازی)، این‌گونه می‌خواندند:

ایمشو اول وهاره (امشب اول بهاره) - imšu avval-e- vehâra

خیر د هونت بواره (خیر در خانه‌ات ببارد) – xeyr de hunat bavâ ra

نون و پنیر و شیره – nun-o– panir-o- š ira

کیخا هونت نمیره (صاحبخانه‌ات نمیرد) – Keyxâ hunat namira

(چنگیزی، ‌خرم‌آباد، ‌۱۳۴۹)

در هزاوه[۱] آن هنگام که خانه‌ها سقفی گنبدی داشت، شب چهارشنبه‌ی آخر سال پسربچه‌ها شالی را با خود به پشت‌بام همسایه‌ها می‌بردند و در حالی که یک سر شال را از دریچه‌ی سقف اطاق به داخل آویزان می‌کردند، می‌گفتند: تُخ تُخ(tox tox) که تُخ مخفف تخم‌مرغ بود و صاحبخانه هم یک یا چند تخم‌مرغ پخته را به سر شال می‌بست و پسربچه‌ها شال را بالا می‌کشیدند. به این طریق تخم‌مرغ‌های فراوانی جمع می‌شد که آن‌ها را به خانه می‌بردند.(ضیغمی، ۱۳۶۸: ۱۳۱)

۴-بلاگردانی

ایرانی‌ها در مسیر نو شدن طبیعت، چهارشنبه‌سوری را فرصتی می‌شمردند تا از قضا و بلا بر حذر باشند. از این رو، دو عنصر آب و آتش را با هم برای دفع بلا به کار می‌گرفتند. چون آب را مظهر پاکی و یکرنگی و آتش را نماد روشنی،‌ طراوت و سازندگی می‌دانستند، به کار گرفتن آب و آتش را نشانه‌ی خوبی و نیکی به حساب می‌آوردند و رفتارهای آیینی خاصی انجام می‌دادند که اسفند دود کردن، یکی از آن مراسم بود.

دود یا بوی اسفند، خاصیت گندزدایی دارد و در اغلب مناطق، دود کردن اسفند در مراسم رایج است. در چهارشنبه‌سوری، اغلب برای خود و اعضای خانواده و دام‌هایشان اسفند بر آتش می‌ریختند که خریدن و دود کردن اسفند در بعضی از نقاط، آدابی داشت.

در روستاهای اراک در شب چهارشنبه‌سوری برای گوسفندان و دام‌ها اسفند دود می‌کردند و می‌گفتند:

به حق خدای آسمان          دور از گزندی در جهان

چون دود کردیم ما سپند     دودش رسد بر گوسپند

تا از مرض یابند نجات       از چشم بد یابند امان

سپس خاکستر اسپند را بیرون از خانه می‌ریختند؛ به این منظور که غم و غصه را از خانه دور کرده باشند.(برزویی، ۱۳۷۴: ۳۱)

۵-بخت‌گشایی

خانواده، نزد ایرانی‌ها، نهادی مقدس است و علاقه به تشکیل زندگی خانوادگی را در مراسم مختلف و به صورت‌های گوناگون می‌توان دید. به همین دلیل، آیین بخت‌گشایی یکی از رسوم متداول در شب چهارشنبه‌سوری به شمار می‌رفت و دختران دم بخت به همراه مادرانشان، آداب گوناگونی انجام می‌دادند، به امید آنکه در سال نو به خانه‌ی بخت قدم بگذارند و خانواده‌ای تشکیل دهند.

در بجنورد، مادرها به منظور بخت‌گشایی دختر و پسرشان در شب چهارشنبه‌سوری، چوب بلندی به نام گوله (govele) را روی آتش می‌گذاشتند و با نیم‌سوخته‌ی آن به دنبال دختر یا پسرشان می‌کردند و او را به صورت نمادین از خانه بیرون می‌راندند و درِ خانه را پشت سر آن‌ها می‌بستند. سپس سه بار صلوات می‌فرستادند و دعا می‌کردند که سال آینده فرزندان دم‌بختشان به خانه‌ی بخت بروند و سپس درِ خانه را باز می‌کردند و فرزندان را به داخل خانه می‌آوردند.(مسگران، بجنورد، ۱۳۵۲)

۶-فرستادن هدایا

هدیه دادن عمل پسندیده‌ای است که مهر و محبت و همدلی را سبب می‌شود. در آستانه‌ی اراک، شب چهرشنبه‌سوری پس از صرف شام، هرکس برای اقوام درجه یک خود،‌هدیه می‌فرستاد؛ مثلا برادر برای خواهر و خواهر بزرگ‌تر برای خواره کوچک‌تر یا مادر برای دختر. به این هدایا نیز، عیدانه گفته می‌شد. این عیدانه شامل مجمعه‌ای حاوی غذاهای شب چهرشنبه‌سوری، میوه، خشکبار و لباس بود که برای فرد مورد نظر فرستاده می‌شد و صاحبخانه نیز پس از تحویل گرفتن هدایا، مقداری کشمش و تعدادی تخم‌مرغ به نیت برکت، درون مجمع می‌گذاشت و آن را پس می‌داد. برای دخترهایی که تازه به خانه‌ی بخت رفته‌ بودند، دو روز قبل از چهارشنبه‌سوری، عیدانه می‌فرستادند که این عیدانه شامل چهار مجمع محتوی هدایا بود که از سوی حمامی‌ها حمل و به نو عروس داده می‌شد. هدایا شامل جو، کشمش،‌ نخودچی، کشک، شیرینی و قطعه‌ای طلا مانند انگشتر،‌گلوبند یا دستبند بود.(ابراهیمی، اراک، ۱۳۵۲)

در کلیبر، در غروب آخرین روز چهارشنبه‌ی سال،‌از سوی پدرها بذای دختران تازه عروس، خوانچه‌ای شامل پارچه، روسری و شیرینی فرستاده می‌شد. به این هدیه چرشنبه لیخ (سهم چهارشنبه، čar šanba lix) می‌گفتند.(فلسفی،‌۱۳۷۷ : ۳۱)

۷-تفال

   در گذشته خانواده‌ها به نیت با هم بودن، در این شب به خانه‌ی یکدیگر می‌رفتند و به بهانه‌ی تفریح و سرگرمی فال‌هایی مانند فال کوزه و فال سوزن می‌گرفتند.

در شب چهارشنبه‌سوری زنان و دختران پس از مراسم آتش‌بازی در خانه‌ها گرد می‌آمدند و به تفال می‌پرداختند. در اصفهان، زنان و دختران یک کوزه‌ی آب‌ندیده را برمی‌داشتند و تا نیمه، آب می‌کردند. هرکس نشانه‌ای مانند انگشتر، سنجاق، گوشواره،‌انگشتانه، دکمه و غیره در کوزه می‌انداخت. کوزه را کنار دست دختر نابالغی می‌گذاشتند و یک نفر اشعار دیوان حافظ را می‌خواند یا هرکس به نوبت یک دوبیتی می‌خواند و دخترک در حین خوانده شدن مصرع پایانی،‌یک شی‌ء را از کوزه بیرون می‌اورد و شعر خوانده شده، فال صاحب نشانه به حساب می‌امد و صاحب نشان از مضمون اشعار و ابیات خوانده شده، به خوب یا بد بودن فال کوزه‌ی خود، پی می‌برد.

۸-قاشق‌زنی(ملافه‌زنی) یا کلیدزنی

زنان و دختران آرزومند،‌ در شب چهارشنبه‌سوری قاشق یا ملاقه را با کاسه‌ای مسین برمی‌داشتند و هنگام غروب آفتاب در حالی که خود را پوشانده بودند، به نحوی که شناخته نشوند، در کوچه و بازار به راه می‌افتادند و در برابر هفت خانه می‌ایستادند و بی آنکه حرفی بزنند، پی در پی قاشق را بر کاسه می‌زدند. اغلب صاحبان خانه‌ها می‌دانستند که قاشق‌زن‌ها آرزویی دارند. سپس مقداری شیرینی، آجیل، برنج، بنشن یا مبلغی پول در کاسه‌های آن‌ها می‌گذاشتند. اما گاهی نیز قاشق‌زنان چیزی به دست نمی‌آوردند و از براوردن حاجت خود ناامید می‌شدند. در بسیاری از شهرها و روستاهای کشور،‌خوراکی‌هایی را که از قاشق‌زنی به دست می‌آورند، برای استفاده‌ی دیگران از جمله بیماران مصرف می‌کردند.

در قزوین به قاشق‌زنی، چمچه‌زنی (čam čezani) می‌گفتند. از توابع خراسان شمالی،‌به قاشق‌زنی،‌ملاقه‌زن می‌گفتند و به هنگام ملاقه‌زنی فقط می‌گفتند «مُراد» و صاحبخانه مقداری خوراکی به آن‌ها می‌داد. وقتی از هفت خانه‌خوراکی می‌گرفتند،‌ آن‌ها را به خانه می‌بردند و دعا می‌کردند تا به مرادشان برسند.(برزویی، ۱۳۷۴ : ۳۸ و ۳۹)

در زرند کرمان، به منظور تهیه‌ی آش به کِلی‌زنی (kelizani، یعنی همان کلیدزنی یا قاشق‌زنی) می‌رفتند و مواد اولیه‌ی آش یعنی برنج، نمک، روغن و حبوبات را جمع‌آوری می‌کردند و فردای آن شب، آش را درست می‌کردند و بین همسایگان تقسیم می‌کردند.(حسینی، زرند، ۱۳۷۴)

۹-غذاهای چهارشنبه‌سوری

در دِه گلشن طبس، روز سه‌شنبه‌ی آخر سال با گیاه محلی به نام «سوری»، نانی به نام «نان سوری» تهیه می‌کردند. در سفره‌ی شام چهارشنبه‌سوریِ تمامی اهالی روستا حتما این نان دیده می‌شد و همه از آن نان به نیت تندرستی می‌خوردند.(حیدری، طبس، ۱۳۵۰)

در ساریِ مازندران و شهمیرزادِ سمنان از جمله غذاهای شب چهارشنبه‌سوریآ آش گزنه بود که از گیاه گزنه، نخود، باقلا، برنج، ‌دانه‌ی انار ترش، نمک  سیرداغ تهیه می‌شد.(گنجوی، ساری، ۱۳۴۸/ اسماعیل‌نژاد،‌شهمیرزاد، ۱۳۴۸)

درکرمان، شب چهارشنبه برای شام، آش ابودردا یا آش چهرشنبه‌سوری طبخ می‌کردند که مواد آن عبارت بودند از: نخود،‌ عدس، لوبیا، اسفناج، چغندر، سرکه، شیره، نمک،‌زردچوبه و رشته‌ی گندم.(گلچین،‌کرمان،‌۱۳۶۷)

در سنندج شام چهارشنبه،‌ رشته پلو بود که همه باید از این غذا می‌خوردند، به این نیت که سر رشته‌ی کارها از دستشان در نرود.(کاکی،‌سنندج، ۱۳۴۸)

در تفرش و قزوین در روز چهارشنبه‌ی آخر سال، ‌همسایه‌ها با همکاری هم و با شراکت،‌ سمنو تهیه و بین دوست و آشنا تقسیم می‌کردند.(سمیعی الموتی،‌قزوین، ۱۳۵۷/ نامدار نراقی،‌تفرش،‌۱۳۵۴)

۱۰-بازی‌های چهارشنبه‌سوری

بازی‌ها عبارت بودند از: تخم‌مرغ بازی، تخم‌مرغ شکنی،‌ طاق یا جفت، گردو بازی، آتش بازی، تاب بازی، خال‌خال بازی و.. که به برخی از متداول‌ترین آن‌ها اشاره می‌کنیم.

تخم‌مرغ شکنی: در عنبران نمین،‌ تخم‌مرغ شکنی از بازی‌های مرسوم به شمار می‌رفت. طریقه‌ی بازی چنین بود که یک نفر تخم‌مرغی را چنان در مشت می‌گرفت که سر تخم‌مرغ، بیرون باشد تا حریف بتواند با تخم‌مرغ خود به آن ضربه بزند. اگر کسی که ضربه می‌زد می‌توانست تخم‌مرغ طرف مقابل را بشکند،‌ برنده به حساب می‌آمد و حریف باید تخم‌مرغ خود را به او می‌داد. اما اگر تخم‌مرغ خودش می‌شکست بازنده شمرده می‌شد و او باید تخم‌مرغ خود را به حریف می‌داد.(عزیزیان، نمین،‌۱۳۴۷)

گردو بازی: افرادی که در این بازی شرکت می‌کردند، ‌هرکدام بایستی تعدادی گردو با خود می‌آوردند. در ابتدا هرکدام به تعداد مساوی گردو روی زمین می‌چیدند. سپس ۱۰ تا ۱۵ متر از گردوهای چیده شده فاصله می‌گرفتند و تک تک از راه دور با یک گردو،‌ مجموع گردوهای چیده شده را هدف قرار می‌دادند. هرکس می‌توانست چینش گردوها را از هم بپاشاند، ‌برنده به حساب می‌آمد و گردوهای چیده شده به او تعلق می‌گرفت.(امینی،‌فردوس،‌۱۳۴۷)

 

جمع‌بندی

چهارشنبه‌سوری یکی از جشن‌هایی است که هنوز در بسیاری از شهرها و روستاهای ایران،‌ آن را به طرز خاصی برپا می‌کنند.

آیین نوروزی که آغاز آن با جشن چهارشنبه‌سوری و اختتام آن در روز سیزدهم فروردین با سیزده به در همراه است،‌ گذاری رمزگونه از یک مرحله‌ی حیات به مرحله‌ی دیگر است.

همه‌ی آداب،‌ آیین‌ها، سنت‌ها، ‌اشعار،‌ باورها و مراسمی که در شب و روز چهارشنبه‌سوری رایج است، علاوه بر شکل بومی خود،‌نمادی از همبستگی فرهنگی کشور است. آداب و آیین‌های چهارشنبه‌سوری در نواحی مختلف ایران با وجود تفاوت‌هایی که با یکدیگر دارند، در یک ویژگی با هم مشترکند و آن راندن ناپاکی‌ها و بدی‌ها به منظور زایش دوباره‌ی گیتی است.

 

منابع

  1. برزویی،‌شهین (۱۳۷۴)، جشن‌های نوروز و گامی در روند توسعه، تهران، ‌مرکز تحقیقات صدا و سیمای ج.ا.ایران
  2.  ضیغمی، محمدجواد(۱۳۶۸)، هزاوه زادگاه امیرکبیر، تهران: موسسه‌ی علمی اندیشه‌ی جوان.
  3. فلسفی میاب، علی(۱۳۷۷)، مردم‌شناسی جلفا، تهران: پژوهشکده‌ی مردم‌شناسی میراث فرهنگی
  4. گرانپایه،‌ بهروز (گردآورنده) (۱۳۷۷) آسیب‌شناسی فرهنگ عمومی ایران، ج ۲، تهران: نشر نی.

[۱] روستای بزرگی در ۱۵ کیلومتری شمال غربی اراک است. از آنجا که در این روستا چشمه‌های متعددی بود،‌آن را «هزارآبه» می‌خواندند که بعدا به هزارآوه و به مرور به هزاره تبدیل شد.