خانه > اخبار مردم شناسي, انسان شناسي ايلات و عشاير, انسان شناسی ادبیات, فرهنگ ایران > زبان‌ها و گویش‌های ایرانی : گویش گورانی گوراجوبی

زبان‌ها و گویش‌های ایرانی : گویش گورانی گوراجوبی

زبان‌ها و گویش‌های ایرانی را دریابیم

گویش گورانی گوراجوبی در آستانه‌ی انقراض

.
.

  • سروش شهبازی

کارشناس ارشد فرهنگ و زبان‌های باستانی ایران

.

این مطلب برای اولین بار در فصل‌نامه فروزش (شماره ششم، تابستان و زمستان ۱۳۹۲) منتشر گردید و با موافقت سردبیر محترم ماهنامه در سایت میراث فردا بازنشر می‌شود.

.

موقعیت جغرافیایی و قلمرو مکانی گویش گورانی

موقعیت جغرافیایی و قلمرو مکانی گویش گورانی

(گزیده‌ای از مقدمه‌ی فصل‌نامه: روستای گوراجوب مرادبیگ به‌ علت ساخت و آبگیری سد زمکان تخلیه شد و به خاطره‌ها پیوست. با متروک شدن این روستا، زبانی منحصر به‌ فرد نیز در آستانه‌ی انقراض قرار گرفت.
گوراجوب دهستانی است متشکّل از چهار روستا به نام‌های «گوراجوب مرادبیگ»، «گوراجوب قشلاق»، «گوراجوب باباکرم» و «گوراجوب زیدعلی» در منطقه‌ی گوران در غرب استان و شهر کرمانشاه و از توابع شهرستان دالاهو، بخش گهواره. گوراجوب از روستاهای به اصطلاح سلطان‌نشینِ گوران است که بخشی از شناسنامه، مفهوم و تاریخ و فرهنگ گوران را رقم می‌زند؛ به‌ویژه گویش گورانی و منحصر به فردِ دو روستای یادشده.)

زبا‌ن‌های ایرانی ــ که شاخه‌ای از زبان‌های هند و ایرانی و زیرمجموعه‌ای از خانواده‌ی بزرگ زبان‌های هند و اروپایی هستند ــ پس از پشت سر نهادنِ دوران باستان (ایرانی باستان: فارسی باستان، اوستایی، مادی و سکایی) و سپس دوره‌ی میانه (۱٫ ایرانی میانه‌ی غربی: پارتی یا پهلوانی یا پهلوی اشکانی در شمال و فارسی میانه یا پهلوی یا پهلوی ساسانی در جنوب؛ ۲٫ ایرانی میانه‌ی شرقی: سغدی، سکایی، خوارزمی و بلخی)، وارد دوره‌ای شده‌اند به نام زبان‌های ایرانی نو. زبان‌های ایرانی نو زبان‌هایی هستند که پس از ورود اسلام به ایران به تدریج در مناطق مختلف پدیدار شدند. زبان‌ها و گویش‌های ایرانی نو ــ که شمارشان به صد‌ها می‌رسد (رضایی باغ‌بیدی: ۱ـ۳) ــ به لحاظ تاریخی و بر اساس زبان‌های باستانی ایران و نیز زبان‌های ایرانی میانه به دو گروه اصلیِ غربی و شرقی تقسیم می‌ شوند که هر یک از آنان به نوبه‌ی خود زیرگروه‌های شمالی و جنوبی دارند (ویندفور: ۴۰۹ـ ۴۱۵).
طبیعی است این زبان‌ها و گویش‌ها، چه برون و چه درونِ مرزهای جغرافیایی امروز ایران، همگی سیر تحول خود را پیموده‌اند با این تفاوت که آگاهی و اطلاعات ما از چگونگی روند دگرگونی‌ها و تحولات آن‌ها شاید به دلیل نابودی و نبودِ نوشتارهای کهن ــ به‌جز زبان فارسی از نیای خود فارسی باستان و بعد فارسی میانه ــ چندان کامل و کافی و یا اصلاً نیست. برای نمونه، این که نیای زبان پارتی چه بوده یا دنباله‌ی آن چه هست به دلیل کمی بُن‌نوشت‌ها به روشنی مشخص نیست. یکی از راه‌هایی که می‌تواند پاسخ‌گوی برخی از این ابهام‌ها باشد بررسی زبان‌ها وگویش‌های امروز است.
گویش را گاه به غلط گونه‌ای پست و نادرست از زبان معیار می‌شمارند که در مناطق دورافتاده رواج دارد، در حالی که از دیدگاه زبان‌شناسی گویش‌ها را باید زبان به شمار آورد، اما چون زبان رسمی نیستند، نام زبان بر آن‌ها اطلاق نمی‌شود (فتحی: ۱). از لحاظ مطالعات گویش‌شناسی، ایران یکی از غنی‌ترین سرزمین‌‌هاست. از ویژگی‌های بارز و مهم گویش‌های ایران، قابل قیاس نبودن سرعت سیر تکامل آن‌ها با یکد‌یگر است. مطالعه و بررسی گویش‌های ایران می‌تواند در روشن شدن تاریخ تحول زبان‌های ایرانی مفید واقع شود (مورگن اشتیرنه: ۴۳ـ۵۲).
در امر گردآوری و بررسی گویش‌های ایران دانشمندان و ایران‌شناسان غربی بر ایرانیان پیش‌قدم بوده‌اند. (قریب: ۴۷۳ـ۴۸۴) زبان‌های ایرانی در غرب و در قرن شانزدهم میلادی با توسعه‌ی روابط دوران صنعتی و پدید آمدن چندین دولت ملی در اروپا مورد توجه واقع شدند. (ارانسکی: ۹)
در آغاز قرن بیستم توسط سه اروپایی به نام‌های دمورگان (J.Demorgan)، اسکارمان (Oskar Mann) و بِنِدیکسِن (Age Meyer Benedictsen) به بررسی گویش گورانی پرداختند و یادداشت‌هایی از این گویش فراهم آوردند و به چاپ رساندند (Mackenzie: 3) و توجه دانشمندان و پژوهشگران دیگر را به این گویش جلب کردند.
گویش گورانی برگرفته از نام گوران است که برخی از آن‌ها در حال زوال و نابودی کامل و شماری نیز در خطر هستند.
بر پایه‌ی شواهد زبان‌شناسی تاریخی، مهد گویش گورانی احتمالاً کناره‌ی دریای مازندران بوده و گویش‌وران آن در یک زمان نامعلوم به موقعیت کنونی کوچ کرده و ساکن شده‌اند.۲
بنا به گفته‌ی پیران و سال‌خوردگان، اهالی روستای گوراجوب قشلاق در سده‌های گذشته از روستایی به نام «شمشیر» در شرق پاوه در دامنه‌ی کوه «شاهو» در اورامان در شمال غرب استان کرمانشاه به محل کنونی کوچ کرده‌اند و بعدها شخصی به نام «مرادبیگ» روستای گوراجوب مرادبیگ را بنیان نهاد. بیشتر اهالی دو روستای گوراجوب قشلاق و گوراجوب مرادبیگ گویش خود را گویش «دفتری» ــ دفتر، نام دیگر کتاب مقدس مسلک یارسان (اهل حق) یعنی «نامه‌ی سرانجام» است ــ و برخی «کابلی» می‌گویند و اهالی روستاهای هم‌جوار این گویش را «می‌گوید می‌گوید muā(ž)e muā(ž)e» می‌نامند.
این گویش در گروه زبان‌های ایرانی نو، شاخه‌ی شمال غربی، قرار دارد و شامل ۱٫ اورامانی (گویش کهن گورانی و رایج در میان ساکنان منطقه‌ی کوهستانی اورامان در غرب سنندج و در امتداد خط مرزی ایران و عراق)؛ ۲٫ باجلانی (اطراف زهاب و قصر شیرین و گروهی در میان ایبک، سرالی و روستا‌های باجلان، بیژوان در شرق موصل)؛ ۳٫ کندوله‌ای (۴۰ کیلومتری شمال شرقی کرمانشاه)؛ و ۴٫ گوراجوبی است، که همگی در خطر هستند و برخی مانند «گوراجوبی»۳ در آستانه‌ی زوال.
اکنون دکتر لودویگ پاول، از دانشگاه هامبورگ، و دکتر جفری هیگ، از دانشگاه بامبرگ آلمان، به همراه بانو پروین محمود ویسی در گروه پژوهشی گورانی در آلمان در حال گردآوری و بررسی این گویش هستند.
تنها اهالی دو روستای «گوراجوب قشلاق» و «گوراجوب مرادبیگ» در منطقه‌ی گوران در غرب استان کرمانشاه به گویش گورانی گوراجوبی سخن می‌گویند و آن هم به دلیل ایجاد سد زِمکان در پایین‌دستِ روستای گوراجوب مرادبیگ و مهاجرت گویش‌ورانِ باقی‌مانده‌ی آن به روستاها و شهرهای اطراف در آستانه‌ی زوال و نابودی قرار گرفته است. بر پایه‌ی سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۷۵ شمار ساکنان روستای گوراجوب قشلاق ۱۷۲ نفر [۳۳ خانوار] و سرشماری عمومی نفوس مسکن در سال ۱۳۸۵، ۶۰ نفر [۱۶ خانوار] بوده است. (شهبازی: ۱۲)
از ویژگی‌های گویش این دو روستا جزیره‌ای بودن آن در منطقه‌ی گوران است؛ به این معنی که با خارج شدن از این دو روستا، در منطقه، به دیگر گویش‌های کردی (کلهری، سنجابی و جافی) تکلّم می‌شود. از این‌رو، مردمان این دو روستا همگی دو زبانه هستند؛ هم به گورانی سخن می‌گویند و هم کردی. دیگر ویژگی این گویش ساختار اِرگاتیو۳ آن است، در صورتی گویش‌های اطراف (به‌جز جافی) چنین نیستند.
گویش گورانی زبان ادبی نیز بوده و تا دویست سال پیش سخن‌گویان و شاعران کرد بیشتر به این گویش شعر می‌سرودند (سلطانی: ۵)؛ شاعران دربار خاندان اردلان در سنندج و خاندان بابان در سلیمانیه. متن‌های مقدس آیین و مسلکِ یارسان (اهل حق) نیز بیشتر به این گویش نوشته شده است (بلو: ۵۶۲ـ۵۵۵).
از جمله کسانی که آثار و نوشته‌های آنها به گورانی است، عبارتند از: ملا پریشان (۹ هجری/۱۴ میلادی)، محزونی، شیخ مصطفی تختی، خانای قبادی، یوسف یاسکه، احمد بگ کماسی و ملا عبدالرحیم تاوَ گُزی (Tāwa gōzi) معروف به «مولوی» که همگی بین قرون یازده تا سیزدهم هجری/ هفده تا نوزده میلادی می‌زیسته‌اند.
برخی آثار و منظومه‌های ایرانی که به گورانی هستند ولی نام نویسندگان آنها به روشنی مشخص نیست، عبارتند از: بیژن و منیژه، خسرو و شیرین، خورشید و خاور، لیلی و مجنون، شیرین و فرهاد، هفت‌ خوان رستم، سلطان جمجمه و… . مجموعه‌ای از این آثار را می‌توان در کتابخانه‌ی ملی برلین، لندن و پاریس یافت.۵
بر اساس شواهد زبانی و گفت‌وگو با اهالی گوران تا اوایل قرن حاضر (چهارده هجری شمسی) گویش ساکنین روستاهای زیر «گورانی گوراجوبی» بوده است:
۱٫ شیخ‌حسن (آخرین گویشور، آقای صوفی‌بیگ یاوری که نزدیک به ۱۰۰ سال سن دارد)؛
۲٫ آسِنگریل [āsengara(y)l] (مخروبه و خالی از سکنه)؛
۳٫ دیه رویتکه [deya rütka] (مخروبه و خالی از سکنه)؛
۴٫ گهواره۶ (کهن‌سالان و میان‌سالان به این گویش سخن می‌گویند).
این گویشِ یگانه رو به زوال است و به نظر می‌رسد اگر مسؤولان و هم‌چنین دوست‌دارانِ فرهنگ چاره‌ای نیندیشند با به زیر آب رفتن روستای «گوراجوب مرادبیگ» در آینده‌ای با پراکنده شدن گویش‌وران به روستاها و شهرهای اطراف و کاهش شدید جمعیت آنان بر پایه‌ی آمار ده سال اخیر، به زودی شاهد به زیر آب رفتن گویشی و نابودی بخشی از مفهوم گوران، و به تبع آن تکه‌ای از فرهنگ سرزمین‌مان، ایران، خواهیم بود.

.

پی‌نوشت‌ها:
۱٫ نویسنده بر خود لازم می‌داند از آقای پیمان شهبازی، سید فریدون حسینی، نیز یکایک باشندگان محترم دو روستای گوراجوب مرادبیگ و گوراجوب قشلاق، به‌ویژه آقای فریدون منهویی و خانواده‌ی محترم‌شان از اهالی روستای گوراجوب مرادبیگ و هم‌چنین از آقای کیوان منهویی و همسر گرامی ایشان بانو فریبا منهویی، که او را صمیمانه یاری رساندند و بدون یاری و همراهی آن بزرگ‌واران به سرانجام رساندن این پژوهش سخت می‌نمود، تشکر نماید.
۲٫ Mackenzie, D.N , “Gurani”, www.iranica.com
۳٫ گوراجوب (جوی بزرگ awrajug)، جوی همان رودخانه‌ی زمکان است.
۴٫ ساختمان ماضی متعدی را اصطلاحاً ارگاتیو می‌گویند (آموزگار، ژاله و احمد تفضلی، زبان پهلوی، ادبیات و دستور آن، چاپ اول، انتشارات معین، ۱۳۷۳، ص ۷۷).
۵٫ پی‌نوشت ۲٫
۶٫ روستای گهواره اکنون در تقسیمات کشوری به بخش گهواره ارتقا یافته است.
.
بن‌نوشت‌ها:
۱٫ ارانسکی، ای. م. ۱۳۷۹، مقدمه‌ی فقه اللغه‌ی ایرانی، ترجمه‌ی کریم کشاورز، تهران، انتشارات پیام.
۲٫ رضایی باغ‌بیدی، حسن،۱۳۸۰، «معرفی زبان‌ها و گویش‌های ایران»، چکیده‌ی مقالات نخستین هم‌اندیشی گویش‌شناسی ایران (تهران ۹ تا ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۱)، فرهنگستان زبان و ادب فارسی، گروه گویش‌شناسی.
۳٫ فتحی، آذر، ۱۳۸۰، «راهنمای گردآوری گویش‌ها»، چکیده‌ی مقالات نخستین هم‌اندیشی گویش‌شناسی ایران (تهران ۹ تا ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۱)، فرهنگستان زبان و ادب فارسی، گروه گویش‌شناسی.
۴٫ قریب، بدر الزمان ، «تاریخچه‌ی گویش‌شناسی در ایران»، مجموعه‌مقالات نخستین هم‌اندیشی گویش‌شناسی ایران (تهران ۹ تا ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۰)، فرهنگستان زبان ادب و فارسی، گروه گویش‌شناسی.
۵٫ شهبازی، سروش، ۱۳۸۷٫ «بررسی گویش گورانی روستای گوراجوب قشلاق»، پایان‌نامه‌ی کارشناسی ارشد، استاد راهنما: دکتر علی‌محمد حق‌شناس، دانش‌گاه تهران.
۶٫ مورگن اشتیرنه، گئورگ، «تاریخ زبان‌های ایرانی و مجاهدات دانش‌مندان اسکاندیناوی درباره‌ی رشته‌های مختلف زبان‌شناسی»، مجله‌ی دانش‌کده‌ی ادبیات دانش‌گاه تهران، ش ۳٫
۷٫ ویندفور، گرنوت ل، «زبان‌های ایرانی نو»، در: راهنمای زبان‌های ایرانی، رودیگر اشمیت (ویراستار)، مترجمان آرمان بختیاری… [و دیگران]، ترجمه‌ی فارسی زیر نظرحسن رضایی باغ‌بیدی، ج۲، تهران، ققنوس، ۱۳۸۳ـ۱۳۸۲٫
۸٫ Mackenzie, D.N, The dialect of Awroman (Hawrāmān – Ī Luhon), Kqbenhavn, 1966
.

فرهنگ‌ پژوهان محترم

موسسه‌ی میراث فردا یک نهاد علمی و فرهنگی است که با حمایت شخصیت‌های فرهنگی و انجام برخی پروژه‌های مطالعاتی اداره می‌شود. هزینه‌های سایت در سال گذشته (۱۳۹۲) بیش از ۳۰ میلیون تومان بوده است. چنانکه از مطالب سایت و مقالات آن بهره‌مند می‌شوید، جهت تداوم هر چه بهتر کار، علاوه بر همکاری‌های علمی در صورت تمایل این مجموعه  را با کمک‌های مالی خود همراهی کنید:

 .

ـ بانک ملی ـ شماره حساب سیبا:

۰۱۰۴۰۲۰۸۳۹۰۰۳

به نام موسسه‌ی میراث فردا

ـ شماره کارت:

۶۰۳۷-۹۹۱۴-۴۷۰۹-۹۹۲۴

به نام خانم طاهره متولی

(در صورت تمایل واریزی خود را از طریق ایمیل به ما اطلاع دهید: info@mirasfarda.org )

  1. فریدون
    ۹ آذر ۱۳۹۳ در ۲۳:۰۵ | #1

    درود دوستان …خسته نباشید…ایمیلی از جناب سیروس شهباززاده دارید لطف میکنید برا من بفرستید…ممنون

  2. admin
    ۵ فروردین ۱۳۹۴ در ۰۴:۱۴ | #2

    با عرض پوزش از اینکه همکاران پاسخ به ایمیل شما را فراموش کرده بودند، ایمیل آقای شهبازی را می‌توانید از فصل‌نامه فروزش که برای اولین بار مقاله ایشان در این فصل نامه (شماره ششم، تابستان و زمستان ۱۳۹۲) منتشر شد و با موافقت سردبیر محترم ماهنامه در سایت میراث فردا بازنشر گردید، درخواست کنید.

    .

  3. اخوان
    ۹ اردیبهشت ۱۳۹۷ در ۱۲:۲۵ | #3

    با درود بر شما میخواستم بدانم فرق گویش هورامی و گورانی چیست آیا با با گفتار هورامی میتوان دفاتر و کتابهای گورانی را خواند و درک کرد ؟ با تشکر از مطالب مفید شما

  4. کرماشانی
    ۲۵ شهریور ۱۳۹۷ در ۲۲:۴۹ | #4

    با تشکر از زحمات جناب سروش شهبازی، از ایشان خواهش میکنم از آنجا که پایان نامۀ ایشان در دانشگاه تهران تنها متنی است که دبارۀ زبان گورانی گوره جویی در ایران نوشته شده است، این متن را چاپ کرده و اجازۀ استفادۀ عموم را از آن بدهند؛ چرا که شاید ده سال دیگر برای این کار دیر شده باشد. امیدوارم همواره سلامت و سربلند باشند.

  5. کرماشانی
    ۲۵ شهریور ۱۳۹۷ در ۲۲:۵۳ | #5

    @اخوان
    دوست عزیز، تا آنجا که من بلدم، متون یارسان به هورامی هستند و هورامی خودش شاخه ای از گورانی محسوب میشود. بنده با دانش نسبی از هورامی/گورانی دفتر را مطالعه میکنم و به جز کلماتی خاص که در زبان محاوره کاربرد ندارد، مشکلی در فهم آن ندارم. به نظر من گورانی گوره جویی، کورانی ادبی (شاهنامه کردی و رزمنامه ها) و لکی را باید شاخۀ جنوبی گورانی به شمار آورد، و هورامی را شاخۀ شمالی آن. مسلماً جناب شهبازی در این باره تحقیقات بیشتری کرده اند و پاسخ ایشان میتواند به هردویمان کمک کند.

  1. بدون بازتاب