نشست هم‌اندیشی عشایر کوچر تالش (گزارش تفصیلی)

 گزارش نشست هم‌اندیشی عشایر کوچرو تالش

( نگاهی به پروژه مطالعات مردم‌شناختی عشایر کوچرو تالش ۹۰ – ۱۳۸۶)

ImageGen

.

برگزار کننده‌گان: انجمن مفاخر معماری ایران

                         با همکاری موسسه میراث فردا

سخنرانان: صادق دقتی، یلدا زینعلی، امیر شکرگزار ناوی

.

.

.

یکصد و بیست و چهارمین گفتمان هنر و معماری «انجمن مفاخر معماری ایران»، به موضوع عشایر کوچ‌رو تالش، اختصاص داشت که با همکاری موسسه میراث فردا در ۱۸ تیر ماه و در باغ موزه ی قصر برگزار گردید.

برنامه با نمایش فیلم صیام، ساخته امیر شکرگزار آغاز شد. سخنران اول این نشست، آقای صادق دقتی بود که صحبت های خود را با تشکر از انجمن مفاخر معماری ایران آغاز کرد که با برگزاری این جلسه فرصتی را فراهم آوردند تا نتایج اینگونه پژوهش‌ها در اختیار علاقه مندان قرار گیرد و بحث عشایر به عنوان یکی از موضوعات جدی و حیاتی جامعه ایران مطرح شود.

مدیر پروژه‌ی مطالعاتی عشایر کوچ روی تالش، در ادامه تاریخچه‌ای از قوم تالش و جغرافیای مکانی آن به طور خلاصه بیان کردند. به اعتقاد وی، واژه «تالش» که بیشتر محققان آن را تغییر یافته واژه کادوس یا کادوش به تالوش و یا کادوس به طلیسان و بعد تالشان می‌دانند، نوعی هم‌ریشه پنداری نامانوسی است که سعی دارد به هر صورتی ارتباطی بین این سه واژه ایجاد کند.

وی در ادامه افزود قومی که امروزه از آن تحت عنوان تالش نام می‌بریم، بر اساس شواهد تاریخی، جغرافیای قومی و یافته‌های باستان‌شناسی، در واقع همان قومی است که در منابع یونانی و رومی پیش از میلاد تحت عنوان کادوس از آن نام برده شده است. قوم کادوس یکی از اقوام کهن ایرانی است که در هزاره‌های قبل از میلاد در حاشیه غربی دریاچه کاسپین می‌زیسته‌اند. اغلب محققان آنها را از ساکنان بومی این سرزمین می‌دانند. اما به اعتقاد من اگر کادوس‌ها را نیاکان تالشان امروزی بدانیم و این نظریه تاریخی را بپذیریم که پاشاهان هخامنشی و ساسانی هرگز نتوانسته‌اند بر این سرزمین تسلط یابند، در این صورت بر اساس ریشه زبانی این قوم یعنی زبان پهلوی و نشانه‌های بسیاری که از دوره میترائیسم و بعد زرتشت در میان باورها و آیین‌های مردم تالش و مکان‌های جغرافیایی آن باقی مانده، به نظریه دیگری می‌توانیم دست یابیم که تالشان همچون آذری‌ها از نخستین گروه‌های مهاجر آریایی بوده و بسیار پیش‌تر از مادها از طریق کوهستان‌های قفقاز به این سرزمین پا نهاده‌اند. البته مطالعات ژنتیکی و انسان‌شناسی زیستی در این زمینه می‌تواند اطلاعات دقیق‌تری در اختیار ما قرار دهد.

بعد از حمله اعراب از آنجایی که مردان این قوم پشمینه‌های بلندی بر تن می‌کردند (باشلق) و اعراب به آن طلیس می‌گفتند، یعنی ردای طوبره مانند بافته شده از پشم، کادوسان را طلیسان نامیدند. از آن پس دیگر نامی از کادوس در منابع تاریخی به چشم نمی‌خورد. از قرن هفتم با واژه طالش در منابع تاریخی روبرو می‌شویم که ظاهرا عنوانی است مغولان به قوم طلیسان یا همان کادوسان قدیم داده‌اند.

در حد یک نظریه اولیه می‌توانم بگویم بین تات و تالش از برخی جهات وجوه مشترکی وجود دارد. زمانی که مغول‌ها بر سرزمین ایران تاختند و زبان آلتایی (ترکی) را در بین مردم این سرزمین‌ رواج دادند، آنهایی که در مناطق صعب‌العبور و دورافتاده و یا غیر قابل نفوذ زندگی می‌کردند و اصالت زبان بومی خود را نگه داشتند، توسط مغول‌ها «تات» نامیده شدند، به معنای حقیر و بی‌مقدار، که تقابلی بود بین ترک و غیر ترک، همانند تقابل عرب و عجم. به همین خاطر است که می‌بینیم دامنه‌های جنوبی رشته کوه البرز، از خلخال تا قزوین و حتی تا فیروزکوه و سمنان محل نشیمنگاه مردمی است که تات نامیده می‌شوند. بیشتر تات‌ها به زبان آذری (پهلوی) سخن می‌گویند. نکته جالب اینجاست که بخش مهمی از تات‌ها در منطقه خلخال هم مرز تالشی‌ها هستند که قبل از ورود مغول هر دو به زبان پهلوی سخن می‌گفتند. البته نمی‌خواهم بگویم که تات‌ها همان تالش‌ها هستند، اما تالش را همانند تات عنوانی می‌دانم که مغولان به دلایلی مشابه آن را به این قوم نسبت داده‌اند. با این وجود وجوه مشترک بین تات و تالش، به خصوص از لحاظ زبانی و جغرافیایی در حوزه شمال آذربایجان (حد فاصل خلخال تا قزوین) قابل تامل است و نباید نظریه‌های پیشین همواره ما را به سمت یک ایده مشخص سوق دهد.

1

نشست هم‌اندیشی عشایر کوچرو تالش ـ تالار باغ موزه ـ سخنران صادق دقتی
۹۳/۴/۱۸ ـ عکاس: محمود افشاری

صادق دقتی در ادامه سخن، دلیل انجام این پروژه مطالعاتی را از یکسو عدم انجام مطالعات مردم‌شناختی در حوزه‌ی عشایر تالش در مقایسه با دیگر عشایر ایران دانست و از سوی دیگر ثبت و مطالعه ویژگی‌های فرهنگی خاص این قوم که در حال فراموشی و آسیب‌های جدی است، عنوان کرد. وی در ادامه یادآور شد البته نباید از تالیفاتی که مارسل بازن فرانسوی، شادروان مسرور، عبدلی، شکوری و دیگر محققین در مورد قوم تالش انجام داده‌اند، غافل ماند ولی چیزی که بیش از همه جای خالی آن در اینگونه تحقیقات به چشم می‌خورد، موضوعات فرهنگی، خصوصا در حوزه عشایر و شیوه زندگی و کوچ آنهاست.

وی سپس گزارشی از چگونگی انجام مطالعات اکتشافی، انتخاب محورها، روخان‌ها (ایل‌راه‌ها) و خانوارهای کوچ‌رو مورد مطالعه ارائه داد و شیوه‌های مطالعاتی، خصوصا مطالعات مشارکتی که به مدت یک سال مورد استفاده پژوهش‌گران قرار گرفت و به پیوندی عمیق میان پژوهش‌گران و خانوارهای کوچ‌رو انجامید، را برشمرد. مراحل کوچ، زمان‌های کوچ، اطراق‌گاه‌ها (پارگاه)، تغییرات ایجاد شده در شیوه‌های کوچ نیز از دیگر سخنان دقتی در این بخش بود.

2

گَر : محل حصارکشی‌ شده برای نگهداری گوسفندان در فضای بیرونی
ییلاقات سوباتان ـ عکاس امیر شکرگزار ـ ۹۰/۵/۲۹
آرشیو میراث فردا

سرانجام مدیر پروژه تالش، به بحث سکونت‌گاه‌های بومی عشایر تالش پرداخت و با استفاده از تصاویر، انواع سکونت‌گاه‌هایی را که یک خانواده کوچرو در مناطق قشلاقی، ییلاقی و میان بند مورد استفاده قرار می‌دهد، مورد بررسی قرار داد. از قسمت‌های جالب توجه این بخش از سخنان صادق دقتی، مقایسه‌ای بود که بین سکونت‌گاه‌های عشایر سه محور شاندرمن، خوشابر (اورما ملال) و سوباتان انجام گرفت. به گفته وی عشایر واقع در کوهستان‌های شمالی هشتپر هنوز در سیاه‌چادرها به سبک دیرین زندگی می‌کنند و تمامی سازه‌های موقت آنها برای اسکان افراد کوچ، بره‌ها، گوسفندان، گوساله‌ها و غیره در کمپ‌های قشلاقی و ییلاقی، عناوین و قالب کهن خود را دارند. اما در محور جنوبی کوهستان، یعنی کرگانه رود، برین،  اورما، ارده، شاندرمن، ماسال و فومن، عشایر از چند دهه پیش، خصوصا از دهه ۱۳۴۰، که ورود اره برقی و دیگر وسایل صنعتی را به زندگی آنها در پی داشته است، اغلب سیاه چادرها را رها کرده و در خانه‌های چوبی (کَ) زندگی می‌کنند. به طوری که در قشلاق و ییلاق و میان‌بند با سازه‌های ثابت و یا نیمه ثابت مواجه می‌شویم. تغییر سکونت‌گاه‌های بومی، موجب تغییر عناوین این سازه‌ها و گاه موجب تغییر کاربرد آنها و حتی تغییر الگوهای سکونتی عشایر نیز شده است. به طور مثال پارو یا کمنده پارو که محل نگه‌داری بره‌هاست، در میان عشایر کوهستان‌های جنوبی به تخته پارو تغییر نام یافته و پارگاه، پارویی که محل نشیمن افراد کوچ است، کَ یعنی خانه چوبی، نام گرفته است. سازه‌های چوبی، فضاهای درونی را نیز تغییر داده و در نتیجه الگوهای سکونتی نیز تا حدودی دستخوش تغییر شده‌اند.

آخرین بخش از سخنان صادق دقتی، به مشکلات جامعه عشایری تالش اختصاص داشت. وی سرآغاز این مشکلات را توسعه زندگی شهری و ایجاد مشاغل جدید، خصوصا مشاغل صنعتی و خدماتی عنوان کرد که با احداث کارخانه چوکا (صنایع چوب و کاغذ ایران) در دهه‌ی ۱۳۵۰ و رونق گرفتن آن در دهه‌۱۳۶۰ همراه بود و زندگی و فرهنگ عشایر تالش را دستخوش تغییر کرد. حفظ، بهره‌برداری و احیاء جنگل که یکی از ماموریت‌های کارخانه چوکا بود و بعدها به شرکت شفارود واگذار گردید، یکی از برنامه‌های بدون مطالعه‌ و یک سویه‌ای است که الگوهای فرهنگی، اعتقادی و سنتی عشایر را در خصوص حفظ و نگهداری جنگل‌ها مورد توجه قرار نداده و با اعتقاد به تخریب جنگل‌ها توسط عشایر، محدودیت‌هایی برای آنها ایجاد کرد.

 در واقع فرو ریختن ساختارهای سنتی و هنجارها و باورهای عشایر در حفظ مراتع و جنگل‌ها از یکسو و محدودیت‌های ایجاد شده از سوی نهادهای نظارتی از سوی دیگر، عشایر تالش را با مشکل جدی مواجه ساخت که تا به امروز راهکاری کارآمد برای برون رفت از آن ارائه نشده است.

با افزایش جمعیت عشایر تالش، مراتع و علف‌چر‌های هر خانوار کوچرو در طول زمان بین اعضای آن تقسیم می‌شوند، در نتیجه خانوارهای جدید محدودیت علف‌چر پیدا می‌کنند. این عامل و نبود مکانیسم‌های حمایتی و راهکارهای کارشناسی از سوی دولت، ناگزیر بخش مهمی از عشایر به شهرها روی آورده و اغلب در کارهای خدماتی مشغول به کار می‌شوند. علاوه بر آن عواملی چون مدرنیسم، جاذبه‌های زندگی شهری، درآمد بالای مشاغل شهری، نبود امکانات کافی در مناطق عشایری، شرایط سخت زندگی کوچ‌گری و مسائلی از این قبیل از دیگر عوامل مهم در کاهش جمعیت عشایری تالش، خصوصا در میان نسل جوان، محسوب می‌شوند.

 سخنران بعدی نشست، خانم یلدا زینعلی، مسئول مطالعات اسنادی و سفر اکتشافی پروژه بودند که ضمن ارائه گزارشی از چگونگی انجام پروژه و اهداف و برنامه‌های آن، به تفصیل در خصوص زندگی روزانه عشایر، فعالیت‌ها و وظایف هر یک از افراد به تفکیک جنسیتی در اقامت‌گاه‌های زمستانی (قشلاق)، تابستانی (ییلاق) و بهاری و پاییزی (میان‌بند) سخن گفتند.

3

نشست هم‌اندیشی عشایر کوچرو تالش ـ تالار باغ موزه ـ سخنران یلدا زینعلی
۹۳/۴/۱۸ ـ عکاس: محمود افشاری

خانم زینعلی در بخش نخست سخنان خود اهداف پروژه را ثبت و مطالعه فرهنگ و زندگی عشایر تالش و شیوه کوچ عمودی آنها با بهره‌گیری از پژوهش‌های میدانی و همچنین تولید فیلم مردم‌نگاری و مجموعه‌ای از عکس‌های مردم‌نگاری عنوان کردند و اظهار داشتند با توجه به اینکه مطالعات مردم‌شناختی تا کنون در حوزه عشایر تالش انجام نگرفته و پژوهش‌های موجود کافی و جامع نبودند، لذا  قبل از روی آوردن عشایر تالش به زندگی یکجا نشینی و محو فرهنگ و کوچ هزاران ساله آنها، انجام این مطالعات ضرورت داشت.

زینعلی با اشاره به گستره جغرافیایی عشایر تالش، ایل‌ها، تیره‌ها، طوایف و خانوارها کوچرو که هر کدام در یک محدوده‌ جغرافیایی مستقر بوده و از منظر زبان، مذهب و سکونتگاه‌های بومی تفاوت‌هایی بین آنها دیده می‌شود، در این پروژه دو محور یا دو روخان (ایل‌راه) متفاوت را برای مطالعه برگزیدیم تا امکان مقایسه و دستیابی به اطلاعات تحلیلی فراهم آید. بر این اساس روی دو محور کوچ، یعنی شاندرمن و اورما ملال متمرکز شدیم و در هر کدام یک خانوار کوچ‌رو را به عنوان محور اصلی مطالعه برگزیدیم. خانوار رضایی از تیره ملال ایل خوشابر و خانوار خانی از ایلات شاندرمن.

مسئول مطالعات اسنادی و سفر اکتشافی پروژه در ادامه سخنان خود، اطلاعات جغرافیایی، تقسیمات سیاسی و ویژگی‌های جمعیتی هر دو محور مطالعاتی را برشمرده و در خصوص خانوارهای مورد مطالعه و پژوهش‌گرانی که به مدت یکسال همراه آنها بودند توضیحاتی را ارائه نمودند.

بخش بعدی سخنان خانم زینعلی به مقایسه زندگی روزانه عشایر در دو محور شاندرمن و اورما ملال مربوط می‌شد که فعالیت‌ها و وظایف هر یک اعضای کوچ را، به تفکیک جنسیتی زنان و مردان، در مناطق قشلاقی، ییلاقی و میان‌بند مورد بررسی قرار می‌داد. به گفته وی، زنان و مردان در قشلاق روستای اورما ملال (از دهستان خوشابر بخش مرکزی رضوانشهر) و در قشلاق روستای ملک جهان (از دهستان شیخ‌نشین بخش شاندرمان شهرستان ماسال) وظایف جداگانه و مشخصی دارند. کار زنان خانه از ساعت اولیه صبح که هنوز هوا تاریک است آغاز می‌شود. رسیدگی به گاچ و گاوها، نظافت طویله، چراندن یا تعلیف بره‌های یک ساله، رسیدگی به طیور، دادن غذای سگ‌ها، روشن کردن تنور و اجاق، پخت نان، نظافت خانه، تهیه غذا برای چوپان و افراد خانواده، انجام صنایع دستی مانند شانه کردن و ریسیدن پشم و بافتن جوراب یا لباس، دیدن خویشان و نزدیکان و . . . از جمله کارهای زنان در منطقه قشلاقی است.

مردان اغلب مشغول تعلیف و چرای دام‌ها هستند. پدر و یا فرزندان پسر او به عنوان چوپانان گله، به صورت شیفتی مسئولیت چراندن گوسفندان و نگه‌داری از بره‌ها را بر عهده دارند. زمستان قشلاق زمان تولد بره‌هاست و در سه ماهه اول تحت مراقبت دایم چوپان قرار دارند. چوپان گوسفندان را صبح زود به جنگل می‌برد و هنگام غروب بر‌می‌گرداند تا بره‌ها شیر خورند و گوسفندان شب زمستانی را بیاسایند. گوسفندان در شب، در فضای بیرونی و در حصاری که گَر خوانده می‌شود می‌خوابند و بره‌ها در داخل پارو نگهداری می‌شوند.

در برخی شب‌ها، خصوصا شب‌هاب بهاری قشلاق (از اول فروردین تا اواسط اردیبهشت ـ قبل از کوچ به میان‌بند)  زمان بردن گله به شب چره است که معمولا پدر خانواده مسئولیت آن را بر عهده دارد. زمانی که چوپان با گله به شب چره می‌رود، یکی از پسران در پارو نزد بره‌ها می‌ماند. چوبان نیمه‌های شب گله را به شب چره می‌برد و تا غروب فردای آن روز در جنگل می‌ماند. غروب گله به پارگاه برمی‌گردد و بره‌ها را شیر می‌دهند و گله کمی می‌آساید و دوباره از نیمه شب به جنگل می‌روند و تا غروب روز بعد در جنگل می‌مانند.

به هنگام شب چره، چوپان تنها استراحت کوتاهی در میانه شب دارد و صبح زود یکی از چوپانان نزد گله رفته و چوپانی که شب در کنار گله بود برای استراحت به پارگاه قشلاقی برمی‌گردد. چوپان برای تغذیه بره‌ها، شاخه‌های تر و سبز را از بالای درختان بریده و به پارو می‌آورد و غذای بره‌ها را به مدت چند روز تامین می‌کند.

زمانی که پدر از شب چره بر‌می‌گردد، زن یا دختر خانواده صبحانه او را آماده کرده است، نان تازه، پنیر و دیگر لبنیات با چای داغ غذای صبحانه اوست. بعد از خوردن صبحانه ساعتی می‌خوابد تا خستگی شبانه را از تن بزداید. علاوه بر چرای گوسفندان و رسیدگی به بره‌ها، از دیگر کارهای مردان در قشلاق انجام تعمیرات، شکستن هیزم، خرید مایحتاج زندگی از شهر یا روستا، رفتن به چهارشنبه بازار و رفتن به قهوه‌خانه است. در ایام بهاری قشلاق، درست کردن لیف از دیگر وظایف مردان است که شاخ و برگ‌های تازه را در بالای درختان به مدت یک سال انبار می‌کنند تا در زمستان سال بعد برای تغذیه بره‌ها از آن استفاده کنند.

وظایف زنان و مردان در میان‌بند، تا حدودی با قشلاق متفاوت است. کارهای روزمره پارگاه همانند قشلاق با زنان است. چراندن گاوها، گوساله‌ها و بره‌ها بر عهده زنان و کودکان است. نظافت خانه، پخت نان و تهیه غذا و میان وعده، تهیه لبنیات، شستن ظروف، رسیدگی به باغچه پارگاه، شستن لباس، آوردن آب از دیگر کاهای زنان در منطقه میان‌بند و ییلاق  می‌باشد. در میان بند و ییلاق زنان اغلب دوشادوش مردان کار می‌کند و فرصت چندانی برای بافتن و ریسیدن و دیدن دوستان و خویشاوندان ندارند. دوشیدن شیر گوسفندان به طور مشترک انجام می‌گیرد اما دوشیدن گاوها اغلب بر عهده زنان است.

مهمترین کار مردان در میان بند و ییلاق، بردن گله به چرا است. چوپان هر شب گله را به شب چره می‌برد و صبح زود بر‌می‌گرداند. گله مدتی کوتاه در اطراف پارگاه استراحت می‌کند. سپس پسر خانواده گله را در اطراف پارگاه می‌چراند و پدر بعد از خوردن صبحانه دمی‌ می‌آساید. حدود ساعت‌های ۱۰ تا ۱۱ صبح، زمان شیر دوشی است. بعد از آن نوبت بره‌هاست که مانده شیر مادر را بنوشند. دوباره گله را برای چریدن به مراتع می‌برند. نزدیک غروب گله به پارگاه برمی‌گردد و برها از شیر مادر  تغذیه می‌کنند. سپس گله تا زمان شب چره در داخل گَر می‌ماند. خوراندن نمک به گوسفندان در کنار رودخانه و همچنین پشم چینی بهاره و فروش آن از دیگر کارهای مردان در میان بند است. علاوه بر این کارها، آوردن هیزم از جنگل، شکستن هیزم، انجام تعمیرات، رفتن به چهارشنبه بازار از دیگر کارهای مردان در میان بند به شمار می‌رود.

ییلاق که مرغوب‌ترین چراگاه گله است، اقامت دو تا سه ماه عشایر را، از اول تیر تا پایان شهریور، در پی دارد. امکانات زندگی در ییلاق بسیار کم است و شرایط آب و هوایی در طول روز چندین بار تغییر می‌کند. در ییلاق تمرکز کارها بر تعلیف دام و پروار‌بندی گله است تا در فرصت کوتاهی که دارند، از مراتع و آب و هوای آن بیشترین بهره را ببرند.

برخی کارهای روزمره زنان در ییلاق همانند قشلاق و میان‌بند است و مردان نیز همواره در پی گله‌اند و دیگر خبری از قهوه‌خانه و اوقات فراغت نیست.

زینعلی با اشاره به میزان تلاش و نمود عینی کار زنان و مردان گفتند، محدوده ی فعالیتی که یک زن عشایر در طی روز کار دارد، در حدود یک یا دو کیلومتر دورتر از فضای خانه است و به همان نسبت نیز، مرد خانواده وظایفی را بر عهده دارد که شامل طی مسافت‌های طولانی‌ است و همین طولانی بودن مسافت سبب شده که تعدد کارهایی که زنان بر عهده دارند، بیشتر به چشم آید.

وی در انتهای سخنان خود به پاکیزه بودن ییلاقات عشایر اشاره کردند و اظهار داشتند عشایر به هیچ وجه در طبیعت، از خود زباله ای به جا نمی گذارند و از تمام چیزهایی که خودشان تولید می‌کنند استفاده می‌کنند. اما خوش‌نشینان که ییلاقات را تنها به عنوان فضای تفریحی و استراحت خود برگزیده‌اند، به پاکیزگی محیط چندان توجهی نشان نمی‌دهند.

4

نشست هم‌اندیشی عشایر کوچرو تالش ـ تالار باغ موزه ـ سخنران امیر شکرگزار ناوی
۹۳/۴/۱۸ ـ عکاس: محمود افشاری

سخنران آخر این نشست امیر شکرگزار ناوی، مستند ساز و از شخصیت‌های فرهنگی تالش بودند که در پروژه مطالعاتی تالش به عنوان مطلع محلی، راهنمای بومی و مدیر تولید فیلم کوچ کوچ، همکاری داشتند. آقای شکرگزار سخنان خود را با شرح خاطره‌ای از دوران کودکی در ییلاقات تالش آغاز کردند که پدر بزرگ وی بچه ‌گوزن زخمی را در میان گوساله‌ها نگهداشته و بعد از بهبودی آن را در جنگل رها کرده بود. این اتفاق عامل بسیار مهمی بود تا شکرگزار در سنین جوانی به شغل محیط بانی روی آورده و مستند‌سازی را به بهانه ثبت حیات وحش و طبیعت تالش آغاز کند و بعدها به ثبت موضوعات فرهنگی و اجتماعی سوق یابد.

5

پشت صحنه فیلم کُوچَ کُوچ ـ منطقه قشلاقی اورما ـ کَنسکی
عکاس طاهره متولی ـ ۹۰/۸/۲۷
آرشیو میراث فردا

شکرگزار در ادامه سخنان خود شرحی از چگونگی شروع پروژه مطالعاتی تالش ارائه نموده و اضافه کردند که چگونه و با چه زحماتی پژوهش‌گران در طول یک سال در کنار خانوارهای کوچرو قرار گرفته و زندگی آنها را در سخت‌ترین شرایط به ثبت رساند‌ند.

وی ضمن بیان خاطراتی از افراد هر دو گروه‌ پژوهشی،دوره فیلمبرداری کُوچَ کُوچ را که در چهارده مرحله و در مدت یک سال انجام گرفت، یکی از سخت‌ترین و مهم‌ترین مراحل این پروژه مطالعاتی خواندند.

در پایان سخنرانی، حاضرین پرسش‌هایی در خصوص طب سنتی، صنایع دستی، زندگی عشایر، وضعیت فعلی عشایر، مشکلات جامعه عشایری و راهکارهای آن مطرح کردند که توسط سخنرانان این نشست پاسخ داده شد.

.

فرهنگ‌ پژوهان محترم

موسسه‌ی میراث فردا یک نهاد علمی و فرهنگی است که با حمایت شخصیت‌های فرهنگی و انجام برخی پروژه‌های مطالعاتی اداره می‌شود. هزینه‌های سایت در سال گذشته (۱۳۹۲) بیش از ۳۰ میلیون تومان بوده است. چنانکه از مطالب سایت و مقالات آن بهره‌مند می‌شوید، جهت تداوم هر چه بهتر کار، علاوه بر همکاری‌های علمی در صورت تمایل این مجموعه  را با کمک‌های مالی خود همراهی کنید:

 .

ـ بانک ملی ـ شماره حساب سیبا:

۰۱۰۴۰۲۰۸۳۹۰۰۳

به نام موسسه‌ی میراث فردا

ـ شماره کارت:

۶۰۳۷-۹۹۱۴-۴۷۰۹-۹۹۲۴

به نام خانم طاهره متولی

(در صورت تمایل واریزی خود را از طریق ایمیل به ما اطلاع دهید. همچنین می‌توانید با ارائه نام و مشخصات خود به عنوان حامی این پایگاه علمی معرفی شوید: info@mirasfarda.org )

  1. آتیه عارف پور
    ۱۸ مرداد ۱۳۹۳ در ۱۴:۳۲ | #1

    با آرزوی موفقیت روزافزون و اعتلای سطح فرهنگ و بقای آن

  1. بدون بازتاب