ميراث فردا » انسان‌شناسی هنر

انسان‌شناسی هنر

هنر به عنوان پدیده‌ی فرهنگی از دیرباز مورد توجه مردم‌شناسان بوده است. در گرایش سنتی، مردم‌شناسان هنر را به عنوان بخشی از فرهنگ جوامع بومی مورد مطالعه قرار می‌دادند. موضوعاتی چون رقص، موسیقی، آیین‌، نمایش، معماری، الگوهای تزئین، انواع طرح و نقش‌و‌نگار‌های به کار‌رفته در صنایع دستی، زیورآلات، لباس، اشیاء و لوازم زندگی و به طور کلی هر آن چه که ذوق و هنر بومی را در مظاهر عینی و مادی نمود و بروز می‌داد، مصادیقی از هنر بومی تلقی می‌شد.

در رویکرد کلاسیک، هنر به خودی خود مورد توجه نیست، بلکه خاستگاه، کارکرد و ارتباط هنر با شرایط زیستگاهی، اعتقادی، اقتصادی و دیگر ابعاد زندگی که حوزه‌ی تاثیر‌گذاری و کارکرد هنر را آشکار می‌سازند، نیز مورد توجه است.

در چند دهه‌ی اخیر، جایگاه هنر در مطالعات انسان‌شناسی و نوع رویکرد به آن، تعاریف و نگرش‌های متفاوتی را به همراه داشته است که امروزه به چالش‌های جدی در میان انسان‌شناسان تبدیل شده است. در رویکرد امروزی، هر چند انسان‌شناسی همچنان هنر را به عنوان بخشی از فرهنگ بومی و محلی مورد نظر دارد، اما به خاطر گستردگی، تنوع و کاربرد وسیع آن در زندگی امروزی، تلاش می‌کند تا در نگاهی جامع، هنر را به عنوان پدیده‌ی فرهنگی بسیار گسترده و پویا معرفی کند و محصولات، شیوه‌ها، هنرمندان، فضاهای هنری، خاستگاه‌‌ها، چرایی هنر، پیامد‌ها و تاثیرات و بسیاری مسایل مرتبط دیگر را در ابعاد مختلف فرهنگی، اجتماعی، اقتصاد، سیاسی و اعتقادی در قالب حوزه‌ای میان رشته‌ای تحت عنوان «انسان‌شناسی هنر» مورد بررسی قرار ‌دهد.

در این رویکرد نوین، هنر تنها مقوله‌ای برآمده از باورها و مفاهیم معنوی مردم نیست که در جوامع بومی شاهد آن بودیم. بلکه هنر وسیله‌ای برای بیان شخصی، ابزار تبلیغی و انتقادی، کالای اقتصادی، عامل تجاری، عامل ارتباطی، عامل هویتی و … است و شبکه‌‌ی گسترده‌ای از روابط فرهنگی و اقتصادی و اجتماعی را پوشش می‌دهد.

به طور کلی امروزه هنر عامل تغییرات و تحولات بسیاری در الگوهای فرهنگی و ساختارهای فکری جامعه شده است. هنر امروزه بستر زایش و خلق تفکرات و پدیده‌های نوینی است که می‌تواند زندگی انسان امروزی را به خاطر جذابیت‌های ذاتی خود، دستخوش تغییر و تحولات اساسی کند و به همان میزان که در تعالی و توسعه جامعه موثر است، در ترسیم ناخواسته‌ی هویت انسانی و تحمیل برخی نیازها موثر باشد.

پیچیدگی دنیای هنر و تنوع موضوعات آن، انسان‌شناسی را به شدت درگیر و به چالش کشیده است. پهنه‌ی این حوزه مطالعاتی به حدی گسترده شده که نمی‌توان قلمرو معینی برای آن ترسیم کرد و به درستی مشخص نیست انسان‌شناسی هنر به کدامین سوی می‌رود.